نور هدایت
به وبلاگ نور هدایت خوش آمدید
نويسندگان

اَلسلامُ علیکَ یااَبا جَعفَرٍ یامُحَمَّدَ بنَ عَلِیٍّ اَیُّهَا الباقِرُ یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ

ماه رجب، زندگی و تولـدی دوباره را بـه عاشقان نوید می دهد

هفتمین ماه از سال هجری قمری رجب نام دارد که نباید فضیلت آن را به بوته فراموشی سپرد زیرا در میان ماههای دوازده‏گانه تنها و بدون ائتلاف با ماههای دیگر از حرمت و قداست‏برخوردار می‏باشد، در واقع چهار ماه در قرآن کریم با تعبیر «حرم‏» (1) یعنی برخوردار از حرمت‏یاد شده است که یکی از آنها فرد است که رجب نام دارد و در آن قتال و کشتار حرام می‏باشد . رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرموده‏اند: «رجب ماه بزرگ خداست و هیچ ماهی در حرمت و فضیلت‏به پایه آن نمی‏رسد و قتال با کافران در این ماه حرام است، آگاه باشید که رجب ماه پروردگار است و شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است و اگر کسی در ماه رجب حتی یک روز روزه بدارد خدا را از خود خشنود ساخته و خشم الهی از او دور می‏گردد .»

امام هفتم (علیه السّلام) فرموده‏اند: رجب نام نهری است در بهشت که از شیر، سفیدتر و از عسل، شیرین‏تر است; هر کس یک روز از آن را روزه بدارد خداوند از آن نهر به او بیاشامد . (3) از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده که حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: رجب ماه استغفار امت من است، پس در این ماه طلب آمرزش کنید که خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را «اصب‏» می‏گویند زیرا که رحمت‏خداوند در این ماه بر امت من بسیار ریخته می‏شود پس بسیار بگوئید استغفر الله و اسئله التوبة


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۳/۳ ] [ ٧:۳۳ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

سلام خدا بر تو ای دهمین پیشوای معصوم!



سلام بر درخشندگی کوکب نورانی ات که خورشید را شرمگین تابش کرد



و چشمه های آفرینش را لبریز جوشش. در این روز غم بار و مصیبت



زده،

آتش سوگمان را مهار کن و دست مهربان و غریب نوازت را بر صفحه دل



هامان بکش.

از بیانات گهربار آن حضرت است که فرموده اند:

(الحکمة لا تنجع فی الطبائع الفاسدة): حکمت در نهاد فاسد تأثیر نمی کند. 

 

زندگینامه حضرت امام علی النقی علیه السلام

 

حضرت‌ امام‌ على‌ النقى‌ الهادى‌ (ع‌)

تولد امام‌ دهم‌ شیعیان‌ حضرت‌ امام‌ على‌ النقى‌ (ع‌) را نیمه‌ ذیحجه‌ سال‌ 212هجرى‌ قمرى‌ نوشته‌اند . پدر آن‌ حضرت‌ ، امام‌ محمد تقى‌ جوادالائمه‌ (ع‌) و مادرش‌
سمانه‌ از زنان‌ درست‌ کردار پاکدامنى‌ بود که‌ دست‌ قدرت‌ الهى‌ او را براى‌ تربیت‌ مقام‌ ولایت‌ و امامت‌ مأمور کرده‌ بود ، و چه‌ نیکو وظ‌یفه‌ مادرى‌ را به‌ انجام‌ رسانید و بدین‌ مأموریت‌ خدایى‌ قیام‌ کرد . نام‌ آن‌ حضرت‌ - على‌ - کنیه‌ آن‌ امام‌ همام‌ " ابوالحسن‌ " و لقبهاى‌ مشهور آن‌ حضرت‌ " هادى‌ " و " نقى‌ " بود . حضرت‌ امام‌ هادى‌ (ع‌) پس‌ از پدر بزرگوارش‌ در سن‌ 8 سالگى‌ به‌ مقام‌ امامت‌ رسید و
دوران‌ امامتش‌ 33 سال‌ بود . در این‌ مدت‌ حضرت‌ على‌ النقى‌ (ع‌) براى‌ نشر احکام‌ اسلام‌ و آموزش‌ و پرورش‌ و شناساندن‌ مکتب‌ و مذهب‌ جعفرى‌ و تربیت‌ شاگردان‌ و اصحاب‌ گرانقدر گامهاى‌ بلند برداشت‌ .
نه‌ تنها تعلیم‌ و تعلم‌ و نگاهبانى‌ فرهنگ‌ اسلامى‌ را امام‌ دهم‌ (ع‌) در مدینه‌ عهده‌دار بود ، و لحظه‌اى‌ از آگاهانیدن‌ مردم‌ و آشنا کردن‌ آنها به‌ حقایق‌ مذهبى‌ نمى‌آسود ، بلکه‌ در امر به‌ معروف‌ و نهى‌ از منکر و مبارزه‌ پنهان‌ و آشکار با خلیفه‌ ستمگر وقت‌ - یعنى‌ متوکل‌ عباسى‌ - آنى‌ آسایش‌ نداشت‌ . به‌ همین‌ جهت‌ بود که‌ عبدالله‌ بن‌ عمر والى‌ مدینه‌ بنا بر دشمنى‌ دیرینه‌ و بدخواهى‌ درونى‌ ، به‌ متوکل‌ خلیفه‌ زمان‌ خود نامه‌اى‌ خصومت‌آمیز نوشت‌ ، و به‌ آن‌ امام‌ بزرگوار تهمتها زد ، و نسبتهاى‌ ناروا داد و آن‌ حضرت‌ را مرکز فتنه‌انگیزى‌ و حتى‌ ستمکارى‌ وانمود کرد و در حقیقت‌ آنچه‌ در شأن‌ خودش‌ و خلیفه‌ زمانش‌ بود به‌ آن‌ امام‌ معصوم‌ (ع‌) منسوب‌ نمود ، و این‌ همه‌ به‌ جهت‌ آن‌ بود که‌ جاذبه‌ امامت‌ و ولایت‌ و علم‌ و فضیلتش‌ مردم‌ را از اطراف‌ جهان‌ اسلام‌ به‌ مدینه‌ مى‌کشانید و این‌ کوته‌ نظران‌ دون‌ همت‌ که‌ طالب‌ ریاست‌ ظ‌اهرى‌ و حکومت‌ مادى‌ دنیاى‌ فریبنده‌ بودند ، نمى‌توانستند فروغ‌ معنویت‌ امام‌ را ببینند . و نیز " مورخان‌ و محدثان‌ نوشته‌اند که‌ امام‌ جماعت‌ حرمین‌ ( = مکه‌ و مدینه‌ ) از سوى‌ دستگاه‌ خلافت‌ ، به‌ متوکل‌ عباسى‌ نوشت‌ : اگر تو را به‌ مکه‌ و مدینه‌ حاجتى‌ است‌ ، على‌ بن‌ محمد ( هادى‌ ) را از این‌ دیار بیرون‌ بر ، که‌ بیشتر این‌ ناحیه‌ را مظ‌یع‌ و منقاد خود گردانیده‌ است‌ " .
این‌ نامه‌ و نامه‌ حاکم‌ مدینه‌ نشان‌ دهنده‌ نفوذ معنوى‌ امام‌ هادى‌ (ع‌) در سنگر مبارزه‌ علیه‌ دستگاه‌ جبار عباسى‌ است‌ . از زمان‌ حضرت‌ امام‌ محمد باقر (ع‌) و امام‌ جعفر صادق‌ (ع‌) و حوزه‌ چهار
هزار نفرى‌ آن‌ دوران‌ پربار ، شاگردانى‌ در قلمرو اسلامى‌ تربیت‌ شدند که‌ هر یک‌ مشعلدار فقه‌ جعفرى‌ و دانشهاى‌ زمان‌ بودند ، و بدین‌ سان‌ پایه‌هاى‌ دانشگاه‌ جعفرى‌ و موضع‌ فرهنگ‌ اسلامى‌ ، نسل‌ به‌ نسل‌ نگهبانى‌ شد و امامان‌ شیعه‌ ، از دوره‌ حضرت‌ رضا (ع‌) به‌ بعد ، از جهت‌ نشر معارف‌ جعفرى‌ آسوده‌ خاطر بودند ، و اگر این‌ فرصت‌ مغتنم‌ در زمان‌ امام‌ جعفر صادق‌ (ع‌) پیش‌ نیامده‌ بود ، معلوم‌ نبود سرنوشت‌ این‌ معارف‌ مذهبى‌ به‌ کجا مى‌رسید ؟ به‌ خصوص‌ که‌ از دوره‌ زندانى‌ شدن‌ حضرت‌ موسى‌ بن‌ جعفر (ع‌) به‌ بعد دیگر چنین‌ فرصتهاى‌ وسیعى‌ براى‌ تعلیم‌ و نشر براى‌ امامان‌
بزرگوار ما - که‌ در برابر دستگاه‌ عباسى‌ دچار محدودیت‌ بودند و تحت‌ نظر حاکمان‌ ستمکار - چنان‌ که‌ باید و شاید پیش‌ نیامد .
با این‌ همه‌ ، دوستداران‌ این‌ مکتب‌ و یاوران‌ و هواخواهان‌ ائمه‌ طاهرین‌ - در این‌ سالها به‌ هر وسیله‌ ممکن‌ ، براى‌ رفع‌ اشکالات‌ و حل‌ مسائل‌ دینى‌ خود ، و گرفتن‌ دستور عمل‌ و اقدام‌ - براى‌ فشرده‌تر کردن‌ صف‌ مبارزه‌ و پیشرفت‌ مقصود و در هم‌ شکستن‌ قدرت‌ ظ‌اهرى‌ خلافت‌ به‌ حضور امامان‌ والاقدر مى‌رسیدند و از سرچشمه‌ دانش‌ و بینش‌ آنها ، بهره‌مند مى‌شدند و این‌ دستگاه‌ ستمگر حاکم‌ و کارگزارانش‌ بودند
که‌ از موضع‌ فرهنگى‌ و انقلابى‌ امام‌ پیوسته‌ هراس‌ داشتند و نامه‌ حاکم‌ مدینه‌ و مانند آن‌ ، نشان‌ دهنده‌ این‌ هراس‌ همیشگى‌ آنها بود . دستگاه‌ حاکم‌ ، کم‌کم‌ متوجه‌ شده‌ بود که‌ حرمین‌ ( مکه‌ و مدینه‌ ) ممکن‌ است‌ به‌ فرمانبرى‌ از امام‌ (ع‌) درآیند و سر از اطاعت‌ خلیفه‌ وقت‌ درآورند . بدین‌ جهت‌ پیک‌ در پیک‌ و نامه‌ در پى‌ نامه‌ نوشتند ، تا متوکل‌ عباسى‌ دستور داد امام‌ هادى‌ (ع‌) را از مدینه‌ به‌ سامرا که‌ مرکز حکومت‌ وقت‌ بود - انتقال‌ دهند . متوکل‌ امر کرد حاجب‌ مخصوص‌ وى‌ حضرت‌ هادى‌ (ع‌) را در نزد خود زندانى‌ کند و سپس‌ آن‌ حضرت‌ را در محله‌ عسکر سالها نگاه‌ دارد تا همواره‌ زندگى‌ امام‌ ، تحت‌ نظر دستگاه‌ خلافت‌ باشد .
برخى‌ از بزرگان‌ مدت‌ این‌ زندانى‌ و تحت‌ نظر بودن‌ را - بیست‌ سال‌ - نوشته‌اند . پس‌ از آنکه‌ حضرت‌ هادى‌ (ع‌) به‌ امر متوکل‌ و به‌ همراه‌ یحیى‌ بن‌ هرثمه‌ که‌ مأمور بردن‌ حضرت‌ از مدینه‌ بود ، به‌ سامرا وارد شد ، والى‌ بغداد اسحاق‌ بن‌ ابراهیم‌ طاهرى‌ از آمدن‌ امام‌ (ع‌) به‌ بغداد با خبر شد ، و به‌ یحیى‌ بن‌ هرثمه‌ گفت‌ : اى‌ مرد ، این‌ امام‌ هادى‌ فرزند پیغمبر خدا (ص‌) مى‌باشد و مى‌دانى‌ متوکل‌ نسبت‌ به‌ او توجهى‌ ندارد اگر او را کشت‌ ، پیغمبر (ص‌) در روز قیامت‌ از تو بازخواست‌ مى‌کند . یحیى‌ گفت‌ : به‌ خدا سوگند متوکل‌ نظر بدى‌ نسبت‌ به‌ او ندارد . نیز در سامرا ، متوکل‌ کارگزارى‌ ترک‌ داشت‌ به‌ نام‌ وصیف‌ ترکى‌ . او نیز به‌ یحیى‌ سفارش‌ کرد در حق‌ امام‌ مدارا و مرحمت‌ کند . همین‌ وصیف‌ خبر ورود حضرت‌ هادى‌ را به‌ متوکل‌ داد . از شنیدن‌ ورود امام‌ (ع‌) متوکل‌ به‌ خود لرزید و هراسى‌
ناشناخته‌ بر دلش‌ چنگ‌ زد . از این‌ مطالب‌ که‌ از قول‌ یحیى‌ بن‌ هرثمه‌ مأمور جلب‌ امام‌ هادى‌ (ع‌) نقل‌ شده‌ است‌ درجه‌ عظمت‌ و نفوذ معنوى‌ امام‌ در متوکل‌ و مردان‌ دربارى‌ به‌ خوبى‌ آشکار مى‌گردد ، و نیز این‌ مطالب‌ دلیل‌ است‌ بر هراسى‌ که‌ دستگاه‌ ستمگر بغداد و سامرا از موقعیت‌ امام‌ و موضع‌ خاص‌ او در بین‌ هواخواهان‌ و شیعیان‌ آن‌ حضرت‌ داشته‌ است‌ . بارى‌ ، پس‌ از ورود به‌ خانه‌اى‌ که‌ قبلا در نظر گرفته‌ شده‌ بود ، متوکل‌ از یحیى‌ پرسید : على‌ بن‌ محمد چگونه‌ در مدینه‌ مى‌زیست‌ ؟ یحیى‌ گفت‌ : جز حسن‌ سیرت‌ و سلامت‌ نفس‌ و طریقه‌ ورع‌ و پرهیزگارى‌ و بى‌اعتنایى‌ به‌ دنیا و
مراقبت‌ بر مسجد و نماز و روزه‌ از او چیزى‌ ندیدم‌ ، و چون‌ خانه‌اش‌ را - چنانکه‌ دستور داده‌ بودى‌ - بازرسى‌ کردم‌ ، جز قرآن‌ مجید و کتابهاى‌ علمى‌ چیزى‌ نیافتم‌ .
متوکل‌ از شنیدن‌ این‌ خبر خوشحال‌ شد ، و احساس‌ آرامش‌ کرد .
با آنکه‌ متوکل‌ از دشمنان‌ سرسخت‌ آل‌ على‌ (ع‌) بود و بنا به‌ دستور او بر قبر منور حضرت‌ سیدالشهداء (ع‌) آب‌ بستند و زیارت‌ کنندگان‌ آن‌ مرقد مطهر را از زیارت‌ مانع‌ شدند ، و دشمنى‌ یزید و یزیدیان‌ را نسبت‌ به‌ خاندان‌ رسول‌ اکرم‌ (ص‌) تازه‌ گردانیدند ، با این‌ همه‌ در برابر شکوه‌ و هیبت‌ حضرت‌ هادى‌ (ع‌) همیشه‌ بیمناک‌ و خاشع‌ بود .
مورخان‌ نوشته‌اند : مادر متوکل‌ نسبت‌ به‌ مقام‌ امام‌ على‌ النقى‌ (ع‌) اعتقادى‌ به‌ سزا داشت‌ . روزى‌ متوکل‌ مریض‌ شد و جراحتى‌ پیدا کرد که‌ اطباء از علاجش‌ درماندند . مادر متوکل‌ نذر کرد اگر خلیفه‌ شفا یابد مال‌ فراوانى‌ خدمت‌ حضرت‌ هادى‌ (ع‌) هدیه‌ فرستد . در این‌ میان‌ به‌ فتح‌ بن‌ خاقان‌ که‌ از نزدیکان‌ متوکل‌ بود گفت‌ : یک‌ نفر را بفرست‌ که‌ از على‌ بن‌ محمد درمان‌ بخواهد شاید بهبودى‌ یابد .
وى‌ کسى‌ را خدمت‌ آن‌ حضرت‌ فرستاد امام‌ هادى‌ فرمود : فلان‌ دارو را بر جراحت‌ او بگذارید به‌ اذن‌ خدا بهبودى‌ حاصل‌ مى‌شود . چنین‌ کردند ، آن‌ جراحت‌ بهبودى‌ یافت‌ .
مادر متوکل‌ هزار دینار در یک‌ کیسه‌ چرمى‌ سر به‌ مهر خدمت‌ امام‌ هادى‌ (ع‌) فرستاد . اتفاقا چند روزى‌ از این‌ ماجرا نگذشته‌ بود که‌ یکى‌ از بدخواهان‌ به‌متوکل‌ خبر داد دینار فراوانى‌ در منزل‌ على‌ بن‌ محمد النقى‌ دیده‌ شده‌ است‌ . متوکل‌ سعید حاجب‌ را به‌ خانه‌ آن‌ حضرت‌ فرستاد . آن‌ مرد از بالاى‌ بام‌ با نردبان‌ به‌ خانه‌ امام‌ رفت‌ . وقتى‌ امام‌ متوجه‌ شد ، فرمود همان‌ جا باش‌ چراغ‌ بیاورند تا
آسیبى‌ به‌ تو نرسد . چراغى‌ افروختند . آن‌ مرد گوید : دیدم‌ حضرت‌ هادى‌ به‌ نماز شب‌ مشغول‌ است‌ و بر روى‌ سجاده‌ نشسته‌ . امام‌ فرمود : خانه‌ در اختیار توست‌ .
آن‌ مرد خانه‌ را تفتیش‌ کرد . چیزى‌ جز آن‌ کیسه‌اى‌ که‌ مادر متوکل‌ به‌ خانه‌ امام‌ فرستاده‌ بود و کیسه‌ دیگرى‌ سر به‌ مهر در خانه‌ وى‌ نیافت‌ ، که‌ مهر مادر خلیفه‌ بر آن‌ بود . امام‌ فرمود : زیر حصیر شمشیرى‌ است‌ آن‌ را با این‌ دو کیسه‌ بردار و به‌ نزد متوکل‌ بر . این‌ کار ، متوکل‌ و بدخواهان‌ را سخت‌ شرمنده‌ کرد .
امام‌ که‌ به‌ دنیا و مال‌ دنیا اعتنایى‌ نداشت‌ پیوسته‌ با لباس‌ پشمینه‌ و کلاه‌ پشمى‌ روى‌ حصیرى‌ که‌ زیر آن‌ شن‌ بود مانند جد بزرگوارش‌ على‌ (ع‌) زندگى‌ مى‌کرد و آنچه‌ داشت‌ در راه‌ خدا انفاق‌ مى‌فرمود .
با این‌ همه‌ ، متوکل‌ همیشه‌ از اینکه‌ مبادا حضرت‌ هادى‌ (ع‌) بر وى‌ خروج‌ کند
و خلافت‌ و ریاست‌ ظ‌اهرى‌ بر وى‌ به‌ سر آید بیمناک‌ بود . بدخواهان‌ و سخن‌ چینان‌ نیز در این‌ امر نقشى‌ داشتند . روزى‌ به‌ متوکل‌ خبر دادند که‌ : " حضرت‌ على‌ بن‌ محمد در خانه‌ خود اسلحه‌ و اموال‌ بسیار جمع‌ کرده‌ و کاغذهاى‌ زیاد است‌ که‌ شیعیان‌ او ، از اهل‌ قم‌ ، براى‌ او فرستاده‌اند " .
متوکل‌ از این‌ خبر وحشت‌ کرد و به‌ سعید حاجب‌ که‌ از نزدیکان‌ او بود دستور داد تا بى‌خبر وارد خانه‌ امام‌ شود و به‌ تفتیش‌ بپردازد . این‌ قبیل‌ مراقبتها پیوسته‌ - در مدت‌ 20 سال‌ که‌ حضرت‌ هادى‌ (ع‌) در سامره‌ بودند - وجود داشت‌ .
و نیز نوشته‌اند : " متوکل‌ عباسى‌ سپاه‌ خود را که‌ نود هزار تن‌ بودند از اتراک‌ و در سامرا اقامت‌ داشتند امر کرد که‌ هر کدام‌ توبره‌ اسب‌ خود را از گل‌ سرخ‌ پر کنند ، و در میان‌ بیابان‌ وسیعى‌ ، در موضعى‌ روى‌ هم‌ بریزند . ایشان‌ چنین‌ کردند . و آن‌ همه‌ به‌ منزله‌ کوهى‌ بزرگ‌ شد . اسم‌ آن‌ را تل‌ " مخالى‌ " نهادند
آنگاه‌ خلیفه‌ بر آن‌ تل‌ بالا رفت‌ و حضرت‌ امام‌ على‌ النقى‌ ( علیه‌ السلام‌ ) را نیز به‌ آنجا طلبید و گفت‌ : شما را اینجا خواستم‌ تا مشاهده‌ کنید سپاهیان‌ من‌ را . و از پیش‌ امر کرده‌ بود که‌ لشکریان‌ با آرایشهاى‌ نظامى‌ و اسلحه‌ تمام‌ و کمال‌ حاضر شوند ، و غرض‌ او آن‌ بود که‌ شوکت‌ و اقتدار خود را بنمایاند ، تا مبادا آن‌ حضرت‌ یا یکى‌ از اهل‌ بیت‌ او اراده‌ خروج‌ بر او نمایند " .
در این‌ مدت‌ 20 سال‌ زندگى‌ امام‌ هادى‌ (ع‌) در سامرا ، به‌ صورتهاى‌ مختلف‌ کارگزاران‌ حکومت‌ عباسى‌ ، مستقیم‌ و غیر مستقیم‌ ، چشم‌ مراقبت‌ بر حوادث‌ زندگى‌ امام‌ و رفت‌ و آمدهایى‌ که‌ در اقامتگاه‌ امام‌ (ع‌) مى‌شد ، داشتند از جمله‌ : " حضور جماعتى‌ از بنى‌ عباس‌ ، به‌ هنگام‌ فوت‌ فرزند امام‌ دهم‌ ، حضرت‌ سید محمد - که‌ حرم‌ مطهر وى‌ در نزدیکى‌ سامرا ( بلد ) معروف‌ و مزار است‌ - یاد شده‌ است‌ . این‌ نکته‌ نیز مى‌رساند که‌ افرادى‌ از بستگان‌ و مأموران‌ خلافت‌ ، همواره‌ به‌ منزل‌ امام‌ سر مى‌زده‌اند . "



ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۳/۱ ] [ ۱:٢٦ ‎ب.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

آزادسازی خرمشهر در روز سوم خرداد ۱۳۶۱ خورشیدی پس از ۵۷۸ روز اشغالمهم‌ترین هدف اجرای عملیات بیت‌المقدس در طول جنگ ایران و عراق توسط ارتش جمهوری اسلامی ایران (به فرماندهی علی صیاد شیرازی) و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (به فرماندهی محسن رضایی) بود.

ایران در جریان این عملیات ۶٬۰۰۰ کشته (۴٬۴۶۰ کشته سپاه و ۱٬۰۸۶ کشته ارتش) و ۲۴ هزار مجروح داد. روح‌الله خمینی در ۳ خرداد ۱۳۶۱ به مناسبت آزادی خرمشهر پیامی خطاب به ملت ایران صادر کرد. در اولین بخش این بیانیه آمده است:

در ایران از این عملیات و روز به عنوان نمادی از پیروزی، مقاومت و ایستادگی در برابر دشمن یاد می‌شود. شورای عالی انقلاب فرهنگی سوم خرداد را در تقویم رسمی ایران به عنوان روز مقاومت، ایثار و پیروزی نامگذاری کرده‌است

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۳/۱ ] [ ۱:۱٦ ‎ب.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

 

سالروز فرخنده میلاد حضرت فاطمه زهرا (س)

و روز زن و روز مادر و

همچنین ساروز ولادت رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره)

بر همه مسلمانان مبارک باد .

[ ۱۳٩۱/٢/٢۳ ] [ ٧:۳۸ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

 ایران

توجه به قهرمانان و الگوگیرى از آنان تأثیر بسیارى بر روحیه افراد جامعه دارد و در این باره، ستودن اسوه هاى الهى و محبوبان درگاه خدا و ائمّه اطهار(علیهم السلام) در میان مؤمنان، از جایگاه ویژه اى برخوردار است و این با «ملّى گرایى» تفاوت دارد. ایرانیان در قرآن و چشم انداز آن، از جایگاه خاصى برخوردارند و همین مسئله به نوبه خود، پیشینه ایرانیان را در برابر چشم نوجوانان، جوانان و بزرگ سالان ایرانى به نمایش درمى آورد تا بیشتر بیندیشند که سابقه آنان چیست و چه موقعیتى در پیشگاه رهبران اسلامى دارند و در نتیجه، بیشتر در حفظ آن بکوشند و در برابر تهاجم رنگانگ دشمنان، تسلیم نگردند.

همچنین در این باره، توجه به چند نکته ضرورى است:
اولا، اسلام به پیروان خود، به صورت جهانى مى اندیشد و براى هیچ گروه و قومى امتیازى خاص قایل نیست; ثانیاً، ایرانیان طبق فرهنگ اسلام، هرگز درصدد کسب امتیاز نبوده اند; ثالثاً، کلمه «فُرس»،1 در احادیث و روایات، درباره ایرانیان به کار مى رود.2 کلمات «عجم»، «الموالى» و «الحمراء»3 نیز درباره ایرانیان به کار مى روند.4 همچنین عناوینى مانند اهل خراسان، اهل قم، اهل طالقان و قوم سلمان در احادیث و روایات درباره ایرانیان به کار رفته اند، ولى قرآن کریم، با تعابیر کنایى از ایرانیان یاد مى کند

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٢/۳ ] [ ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

سخنان حضرت فاطمه(س)

 از فاطمه (علیها السلام) سخنان فراوانی بر جای مانده، که پاره‌ای از آنان مستقیماً از او نقل شده است و به نیکی می‌توان گوشه‌ای از علو مقام و ژرفای علم و معرفت او را در این کلمات دریافت و پاره‌ای دیگر نیز بواسطه او، از وجود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت گشته است که به نوبه خود بیانگر ارتباط نزدیک او با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و عمق درک و فهم فاطمه (علیها السلام) می‌باشد. در این مجال، جهت رعایت اختصار تنها به دو مورد از کلماتی که مستقیماً از فاطمه (علیها السلام) نقل شده اشاره می‌نماییم:

 

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۱/۱٧ ] [ ۱:٠۳ ‎ب.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

 

عید نورو عید تجلی دوباره قدرت خداوند بر زمین

 و رویش طبیعت و آغاز سال نو سال 1391

بر هموطنان عزیز مبارکباد  

یا مقلّب القلوب و الابصار
یا مدبر اللیل و النهار
یا محوّل الحول و الاحوال
حوّل حالنا الی احسن الحال


جشن فـــرخنده فـــرودیـن است
روز بازار گـــل و نسرین است
دی شد و بهمـــن گذشت فصل بهاران رسید
جلوهء گلشن به باغ همچو نگاران رسیـــــد
فروردین است و روز فـــرودین
شادی و طــرب را کنــد تلقیــــن
ای دو لب تو چو مــی مـــرا ده
کان باشــد رسم روز فـــرودیــن

رونق عهـــد شبابست دگــر بوستان را
میرسد مـــژده گل بلبل خوش الحان را

ای صبا گر به جوانان چمـن بـاز رسی
خدمت ما برسان سرو گل ریحـــان را
ای نو بهار خنـــدان از لامکان رسیـــــدی
چیزی به یار مانی از یـــار ما چه دیـــدی
خندان و تازه رویی سر سبز و مکشبویی
همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریــدی


واژه عید تنها یک بار در قرآن به کار رفته است: اللّهُمَّ رَبَّنا اَنزِل عَلَینا مائِدَةَ منَ السَّماء تَکون لنا عیداً لاوَّلنا وآخرنا و آیة ً منک وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ  (سورة مائده / آیه ۱۱۴)

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۱٢/٢٥ ] [ ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

 

نامهای خداوند

اینکه خداوند دقیقا چند نام دارد را کسی نمیداند اما کاملترین اسم خدا که شامل همه اسامی او می شود لفظ جلاله الله است . قرآن کریم می فرماید :
« ولله الاسماء الحسنی فادعوه بها » (اعراف آیه 7 ) ؛ یعنی برای خداوند اسماء حسنایی است که خدا را بر اساس آن اسماءحسنی عبادت کنید .
« اسما حسنا » یعنی اسمهایی که از نظر معنا و مفاهیم مافوقش نیست و مسمایش هم یکی است و واحد و احد است ؛ که آن همان پروردگار عالم است .

اسماء حُسنی یا نام‌های نیکوی خداوند نام‌هایی هستند که در اسلام برای الله به کار رفته‌است.

وجود مبارک رسول خدا (ص) می فرمایند : « اسماء حسنی 99 اسم هستند » .

 که بیشتر اسماء حسنی در قرآن آمده است، ولی برخی دیگر براین باورند شمار آن‌ها بیشتر است.

نام‌های خدا در قرآن مجموعه‌ای از بیش از ۲۰۰ نام خداوند است که در قرآن ذکر شده‌اند و اصطلاحا، ۹۹ تای آن «اسماء الحسنی» یا نام‌های نیکوی خداوند خوانده می‌شوند. هر چند که تعداد نام‌های خدا، شامل صفت‌ها و کلمه‌های مرکب، در قرآن و سنت از ۹۹ عدد خیلی بیشتر هستند، ولی مسلمانان اعتقاد دارند که گروه برگزیده‌ای از نام‌ها (نام‌های نیکو)، تعدادشان ۹۹ عدد است.

از میان این ۹۹ نام، ۸۵ تای آن مستقیما در قرآن ذکر شده است. اما تعدادی از این نام‌ها مستقیما در قرآن وجود ندارد. بعضی از محققان با رجوع به احادیث تا ۲۰۰ مورد از این نام‌ها را یافته‌اند. از این اسماء حسنا سه اسمش در « بسم الله الرحمن الرحیم » است ، که عبارتند از : الله ، رحمان و رحیم .

اسماء حُسنی را به ۳ گروه بخش کرده‌اند:

  1. 1.                 اسماء جمالی (۴۵ نام) برای کسب رحمت و روزی به کار می‌روند.
  2. 2.                 اسماء جلالی (۲۲ نام) برای ایجاد عداوت و از میان بردن حریف به کار می‌آیند.
  3. 3.                 اسماء مشترک (۲۲ نام) بسته به نیت، خاصیت هر دو گروه قبلی را دارند.

ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۱٢/۱۸ ] [ ۱:٢٧ ‎ب.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

واژه‌ « قرآن‌» معروفترین‌ نام‌ کتاب‌ آسمانی‌ مسلمین‌ است‌ که‌ خدای‌ تعالی‌ خود این‌ نام‌ را برای‌ کتاب‌ خویش‌ برگزیده‌ است‌، چنانکه‌ در سوره‌ مزمل‌ که‌ از نظر ترتیب‌ نزول‌، سومین‌ سوره‌ بعد از «علق‌» و «قلم‌» است‌ و در سالهای‌ نخستین‌ پس‌ از بعثت‌ بر حضرت‌ ختمی‌ مرتبت‌ نازل‌ گردید، فرموده‌ است‌: «یا ایها المزمل‌، قم‌ اللیل‌ الا قلیلا، نصفه‌ اوانقص‌ منه‌ قلیلا، اوزد علیه‌ و رتل‌ القرآن‌ ترتیلا. مزمل‌ 1ـ4 بنابراین‌، لفظ‌ « قرآن‌» برای‌ نخستین‌ بار در همین‌ سوره‌ آمده‌ است‌.
واژه‌ « قرآن‌» هفتاد بار (به‌ صور مختلف‌ نحوی‌) دراین‌ مصحف‌ شریف‌ بکار رفته‌ است‌. این‌ واژه‌ 52 بار به‌ صورت‌ معرفه‌ با «ال‌» تعریف‌ و 18 بار هم‌ بدون‌ حرف‌ تعریف‌ دراین‌ کتاب‌ آسمانی‌ مقدس‌ آمده‌ است‌. البته‌، در چهار مورد، از واژه‌ قرآن‌ به‌ معنای‌ قرائت‌ یاد شده‌ است‌: دوبار در سوره‌ اسراء آیة‌ 78 و دوبار در سوره‌ قیامة‌ ، آیه‌ 17 و 18. در سوره‌ اسراء کلمه‌ «قرآن‌» به‌ «الفجر» اضافه‌ شده‌ و ترکیب‌ « قرآن‌ الفجر» پدید آمده‌ است‌ که‌ مجازاً از آن‌ به‌ نماز صبح‌ تعبیر می‌شود، چون‌ «قرآن‌ الفجر» در آیة‌ «اقم‌ الصلوة‌ لدلوک‌ الشمس‌ الی‌ غسق‌ اللیل‌ و قرآن‌ الفجر...» معطوف‌ به‌ «الصلوة‌» و تقدیرش‌ چنین‌ می‌شود: «و اقم‌ قرآن‌ الفجر» یعنی‌ بپا دار قرائت‌ فجر یا نماز صبح‌ را، و نیز چون‌ نماز صبح‌ بر قرائت‌ قرآن‌ اشتمال‌ دارد، از آن‌ به‌ «قرآن‌ الفجر» تعبیر شده‌ است‌. در آیه‌ 17 و 18 از سوره‌ قیامة‌، کلمة ‌» قرآن‌» به‌ ضمیر «ه‌» که‌ مرجع‌ آن‌ کتاب‌ خدا یا وحی‌ است‌، اضافه‌ شده‌ و شکل‌ «قرآنه‌» ضبط‌ گردیده‌ است‌. در نتیجه‌، لفظ‌ « قرآن‌» مصدر و به‌ معنای‌ قرائت‌ و خواندن‌ خواهد بود. (4)
دانشمندان‌ علوم‌ قرآنی‌ اسامی‌ و صفات‌ این‌ کتاب‌ عزیز را به‌ تفاوت‌، فهرست‌وار برشمرده‌اند. شیخ‌ ابوالفتوح‌ رازی‌ چهل‌ و سه‌ اسم‌ برای‌ قرآن‌ ذکر نموده‌ و بدرالدین‌ زرکشی‌ - به‌ نقل‌ از قاضی‌ شیذله‌ - نیز پنجاه‌ و پنج‌  نام‌ برای‌ این‌ کتاب‌ مقدس‌ یاد کرده‌ است‌.

و با هر تعبیری که از آن یاد شود عبارت از آیات و تعبیرات الهی است که از هر جهت اعجاز آمیز بوده و بیانی که از طریق وحی بر پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نازل گردیده و در مصاحف و دفاتر گرد آمده و به تواتر به ما رسیده و قرآن موجود همان کلام الهی است که مردم مامور به قرائت و عمل به مضامین آن می‌باشند و هیچ گونه دستبرد و تحریف و زیادت و کاستی در آن راه نیافته است و تعریف قرآن به این معانی مورد اتفاق دانشمندان اسلامی می‌باشد.

 

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۱٢/۱۸ ] [ ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

 

اهل بیت چیست ؟ و اهل بیت رسول خدا چه کسانی هستند؟

پیوند قرآن و اهل‌بیت به عنوان دو عنصر ارزشمند در ساحت هدایت دینی ، پیوند ژرف ، عمیق و ناگسستنی است. قرآن کریم به عنوان آخرین کتاب آسمانی ، رسالت هدایت نسل‌های بشری تا انتهای عالم را به دوش می‌کشد و اهل‌بیت من حیث مفسر ، مبین ، حافظ و نگهدارنده قرآن ، نقش مکمل را ایفا می‌نمایند. پیوند و ارتباط این دو آن چنان تنگاتنگ است که اگر یکی رها شود ، دیگری مؤثر نخواهد بود ، زیرا قرآن زمانی می‌تواند نقش هدایت‌گری خود را به درستی ایفا نماید که درست تفسیر و تبیین شود ؛ امری که به عهده‌ی اهل‌بیت گذاشته شده است.

در هر زمانی بهره‌ برداری از قرآن منوط به تفسیر و تبیین درست آن است و قرآنی بدون تفسیر مانند چراغی است در دست انسان نابینا. از اینجاست که بررسی میراث تفسیری اهل‌بیت ضرورت پیدا می‌کند ، زیرا این میراث گرانبها زمینه‌ ی بهره‌گیری از قرآن را در تمام زمینه‌های زندگی فراهم می‌کند و به انسان‌های طالب هدایت، بینایی می‌بخشد.

واژه اهل‌بیت مرکب از دو واژه اهل و بیت است. طبق معمول ، تعریف و بیان مفهوم این واژه نیازمند بررسی معنای لغوی و اصطلاحی دو کلمه‌ای است که این واژه را شکل داده است ، اما از آنجایی که اهل‌بیت در بحث ما یک اصطلاح خاصی است فراتر از معنای لغوی و اصطلاحی رایج آن ، از‌این ‌رو پرداختن به معنای لغوی و اصطلاحی مورد نظر نیست و تنها به تبیین واژه‌ی اهل‌بیت به عنوان اصطلاح خاص قرآنی اشاره می‌گردد.

واژه‌ی اهل‌بیت را اولین بار قرآن کریم در آیه 33 سوره‌ی احزاب به کار برده است :
«إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً» «همانا خداوند اراده کرده است تا ناپاکی ‌ها را از شما اهل‌بیت دور و شما را پاک و پاکیزه گرداند.»

گر چه در این‌که منظور از اهل‌بیت در این آیه شریفه چه کسانی هستند ، اختلاف نظر های فراوانی بین مفسران دیده‌ می‌شود ، ولی روی هم رفته از نقطه نظر غالب روایاتی که در تفسیر این آیه وارد شده‌اند و هم‌چنین دیدگاه بسیاری از مفسران بزرگ ، منظور از اهل‌بیت در این آیه ، رسول خدا ، حضرت علی ، حضرت فاطمه ، امام حسن و امام حسین می‌باشند. این نظریه را بسیاری از صحابه و همسران پیامبر نیز پذیرفته‌اند.
از این جمله می‌توان به ابو سعید خدری ، انس بن مالک ، واثله بن اسقع ، ام سلمه ، ام المؤمنین عایشه ، ابن ابی سلمه ربیب پیامبر، سعد بن ابی وقاص  ابو برزه ، ابو الحمراء ، ابو لیلی انصاری ، براء بن عازب ، ثوبان ، جابر بن عبد الله ، زید بن ارقم ، عبد الله بن جعفر، عبد الله بن عباس و عمر بن الخطاب اشاره کرد.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۱۱/۱۱ ] [ ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم «اِنَّ هَـذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ و َیُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کَبِیرًا» همانا این قرآن‏، به راهى که استوارترین راه‏هاست‏، هدایت مى‏کند؛ و به مؤمنانى که اعمال صالح انجام مى‏دهند، بشارت مى‏دهد که براى آنها پاداش بزرگى است‏. (اسراء /9) هدف از ایجاد این وبلاگ قرآنی که قرآن کتاب الهی و سخن «دوست» است و در پوست وخون مسلمانان ریشه دوانیده و پاسخ همه سوالات بشری را در طول تلریخ با صراحت و آشکارا داده شده و همیشه راهنما و هدایتگر دوستداران راه حقیقت و آرامبخش زندگی انسانها بوده و هست . پس شایسته است که ما از این نور هدایت روشنی جوییم و به آن رو آوریم و امیدوارم مطالب خوبی در این وبلاگ کسب نموده و دعای گوی این بنده حقیر باشید.
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب