نور هدایت
به وبلاگ نور هدایت خوش آمدید
نويسندگان

 

 

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ ﴿۱﴾                    بخوان به نام پروردگارت که آفرید (۱)

 

خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ ﴿۲﴾                                      انسان را از علق آفرید (۲)

 

اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ ﴿۳﴾               بخوان و پروردگار تو کریمترین [کریمان] است (۳)

 

الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ﴿۴                          همان کس که به وسیله قلم آموخت (۴) 

 

عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ ﴿۵﴾آنچه را که انسان نمی‏دانست [بتدریج به او] آموخت (۵)

 

بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) یا برانگیخته شدن آن حضرت به مقام رسالت، مهمترین فراز از تاریخ اسلام بوده و نزول قرآن کریم نیز از این زمان آغاز می‌گردد. کلمه بعثت به معنای «برانگیخته شدن» بوده و در اصطلاح به مفهوم فرستاده شدن انسانی از سوی خداوند متعال برای هدایت دیگران می‌باشد.

" مبعث "  پیام آور عدالت و کرامت انسانی

آن روز که در غار حرا ندا بر پیامبر (ص)آمد که بخوان ؛ رسالت نبوی با پیام خروج انسان از ظلمات و حرکت به سوی نور اغاز شد .

بعثت پیامبر اکرم (ص)سرآغاز راهی شد تا انسان از شرک ؛ بی عدالتی ؛ تبعیض ؛ جهل و فساد بیرون آمده و به سوی توحید ؛ معنویت ؛ عدالت و کرامت حرکت کند.

مبعث نبوی با نهضت معنوی شروع شد و انقلابی در عالم بشری ایجاد کرد که هنوز دامنه آن ادامه دارد .این تحول روحی ؛ مردم مادی بت پرست را

 به مبدا آفرینش راهنمایی کرد و از کردار زشت برحذر ساخت و به نیکویی دعوت نمود . پیامبر (ص) پیروان خود را به این منقبت ستود که شما  بهترین امت من هستید و می توانید دنیای بشریت را با اجرای قانون متین قرآن به سعادت مطلوب برسانید .

رسول خدا (ص) در روز 27رجب در مکه مکرمه دعوت به خدا را آغاز کرد و سالها بعد در مدینه حکومت اسلامی را تشکیل داد . 

حضرت محمد(ص)دین مبین اسلام را به مردمی عرضه کرد که جملگی در آتش جهل می سوختند و  دعوت او چنان دلنشین بود که به سرعت دیوارهای جهل و خرافات را فرو ریخت و مردم موج موج به  اسلام گرویدند .

رسول خدا در مدینه منشور حکومتی اسلام را پایه ریزی و همه مردم را در اداره حکومت شریک کرد

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۳/٢۸ ] [ ٧:٥۸ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

«إنَّما ولِیکُم اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یقیمُونَ الصَّلاةَ و یؤتونَ الزکاةَ وَ هُم راکِعُون؛ فقط سرپرست و ولی شما خداست و رسول‌خدا و آنان که ایمان آورده‌اند؛ آنانی که نماز را بر پا می‌دارند، و در حال رکوع زکات(صدقه) می‌دهند». (سوره مائده، آیه 55)

ولایت و سرپرستی در اصل برای خداست و او این ولایت را به هر کسی که اراده کند می‌سپارد.

خداوند بزرگ ولایت و سرپرستی بر امت را به هرکس نمی‌دهد، بلکه می‌بایست آن فرد اولاً دارای صلاحیت علمی و تقوایی باشد؛ ثانیاً سابقه خوب و درخشان او بر همگان معلوم گردیده، و نیز از توانایی لازم برای رهبری امت برخوردار باشد.


شأن نزول:

دانشمندان و مفسران شیعه و سنّی نوشته‌اند که: این آیه شریفه در شأن و مقام والای حضرت امام علیعلیه السلام نازل شده است، او تنها کسی بوده است که هنگام نماز و در حال رکوع انگشتر خود را به فقیر داد و هرگز در تاریخ اسلام از فردی دیگر غیر از امام علیعلیه السلام سخن به میان نیامده است که در حال نماز انگشترش را به فقیر داده باشد.

بعلاوه مرحوم علامه طباطبائی در تفسیرش نقل می‌کند که خود حضرت امیرالمؤمنینعلیه السلام در چند مرحله در احتجاجات خود ـ‌با ابوبکر و سایرین چون عثمان و زبیر و عبدالرحمان عَوف و سعد‌بن أبی وقاص‌ـ به همین آیه شریفه استناد و استدلال کرده‌اند که در شأن خودشان نازل گردیده است.1

از سوی دیگر روایات فراوانی از ائمه معصومینعلیه السلام به دستمان رسیده است که تصریح فرموده‌اند: منظور آیه شریفه؛ شخص حضرت امام علیعلیه السلام است.2

این مطالب بهترین شاهد و گواه زنده است که قرآن رهبری امام علیعلیه السلام را مطرح کرده است.

سؤال:

با اینکه «… الذین آمنوا …» جمع است و مفرد نیست چگونه ممکن است مراد از آن حضرت امام علیعلیه السلام باشد، در حالیکه او یک نفر است و «… الذین آمنوا …» به صیغه جمع می‌باشد؟


جواب:

در قرآن مجید داریم که از صیغه جمع؛ یک فرد خاص اراده شده است.3 بعلاوه صدور حکم کلّی و یا خبر دادن به لفظ جمع؛ به‌منظور انطباق آن بر فرد خاص در کلمات عرب فراوان دیده می‌شود. به عنوان مثال شما با یک‌فرد مواجه می‌شوید و به صیغه جمع به او خطاب می‌کنید: سلامّ علیکم. در حالیکه «سلامّ علیک» با صیغه مفرد صحیح است چرا که مخاطب شما یک‌نفر است.

قبل از گزارش داستان توجه به یک نکته ضروری به نظر می‌رسد:

همه می‌دانیم که امام علیعلیه السلام در حال نماز انگشتری را به فقیر داده است، آیا این عمل با حضور قلب در نماز تضاد ندارد؟

بدون تردید جواب منفی است، زیرا صدقه آن حضرت در راستای توجه به خدا و در راه خدا بوده است، و این عمل با حضور قلب او در نماز و عبادت معبود متعال در تضاد نیست، بلکه تماماً توجه به خدا بود.

بعلاوه در روایت آمده است: نماز آن حضرت نماز نافله و مستحبی بوده است.4

در ضمن باید بدانیم زکات نوعی صدقه است و منظور از زکات در آیه شریفه همان صدقه می‌باشد.
گزارش واقعه

ابو رافع صحابی رسول خداصلی الله علیه وآله می‌گوید: روزی خدمت رسول‌اللّهصلی الله علیه وآله رسیدم، او در حال استراحت بود که ناگهان یک مار در گوشه خانه حضرت دیدم، تصمیم گرفتم آن را بکشم، امّا نپسندیدم مزاحمتی برای ایشان پیش آید و از خواب بیدار شود. گمانم بر این شد شاید حضرت خواب نیست و چه بسا در حال تَلَقّی وحی باشد و جبرئیل امین به ملاقات ایشان آمده است لذا بین پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله و آن مار حایل شدم و دراز کشیدم تا از سوی مار گزندی به پیامبر نرسد.

پس از سپری شدن لحظاتی چند، پیامبر خداصلی الله علیه وآله برخاست در حالیکه این آیه را تلاوت می‌کرد: «إنّما وَلِیکُم اللّه وَ رَسُولُهُ والَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یؤتُونَ الزَّکاةَ وَ هُم راکِعون»

حضرت فرمودند: سپاس خدای را که نعمت خود را بر علیعلیه السلام تمام کرد، گوارا باد بر علیعلیه السلام این فضیلتی که خداوند به او ارزانی داشت. آنگاه پیامبر رو به من کردند و فرمودند: ابورافع! آنجا چه می‌کنی؟ بی‌درنگ قضیه مار را به عرض آن جناب رساندم. حضرت فرمودند: مار را بکش. من هم آن را کشتم.

سپس فرمودند: ای ابورافع! چه خواهی کرد آن هنگام که عده‌ای به خصومت و دشمنی با علیعلیه السلام برخیزند؛ در حالیکه علی بر حقّ است و همه آنان بر باطل و پوچی جمع شده‌اند؟!…

آن روز تعدادی از علما و اندیشمندان یهود که به تازگی مسلمان شده بودند از قبیل عبداللّه بن سلام و ابن یامین و… به حضور پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله رسیدند و گفتند:

یا رسول‌اللّه حضرت موسی علیه السلام یوشع بن نون را وصی خود قرار داد. آیا شما وصیی دارید؟

پیامبر خداصلی الله علیه وآله آیه شریفه «إنَّما وَلِیکمُ اللّه …» را که لحظاتی قبل به ایشان نازل شده بود تلاوت کردند و سپس فرمودند: برخیزید به مسجد برویم.

آنان به درب مسجد رسیدند. مرد فقیری در حال خارج شدن از مسجد بود.

پیامبرصلی الله علیه وآله به او فرمود: آیا کسی به تو کمک کرد؟

فقیر گفت: بلی؛ این انگشتر را کمک کردند.

پیامبرصلی الله علیه وآله فرمودند: چه کسی آنرا به تو داد؟

آن فقیر به گوشه مسجد اشاره کرد و گفت: انگشتر را آن مردی که در حال نماز است به من داد.

پیامبرصلی الله علیه وآله فرمودند: انگشتر را در کدام قسمت از نماز داد؟

فقیر پاسخ داد: در حال رکوع بود.

در این هنگام پیامبر خداصلی الله علیه وآله فرمود: اللّه اکبر.

اهل مسجد نیز به پیروی از ایشان زبان به تکبیر گشودند و همه فهمیدند که این آیه شریفه در فضیلت حضرت امام علیعلیه السلام نازل گردیده است.

آنگاه پیامبر خدا فرمودند: علی علیه السلام سرپرست شما بعد از من می‌باشد.

 

[ ۱۳٩۱/۳/۱۳ ] [ ۸:٠٤ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

ذکر من، تسبیح من، ورد زبان من علی است

جان من، جانان من، روح و روان من علی است

تا علی (ع) دارم ندارم کار با غیر علی

شکر لله حاصل عمر گران من علی است

حضرت على (ع) در سیزده رجب سال 30 عام الفیل در کعبه به دنیا آمد مادرش فاطمه بنت اسد و پدرش ابوطالب نام داشت. در بیست و یکم ماه رمضان سال 40 هجرى در شهر کوفه به درجه شهادت رسید. قبر مطهرش در نجف اشرف قرار دارد.

با توجه به اینکه امیرمومنان ده سال پیش از بعثت پیامبر (ص) دیده به جهان گشود و در حوادث تاریخ اسلام هموارده در کنار پیامبر اسلام (ص) قرار داشت و پس از درگذشت آن حضرت نیز سى سال زندگى نمود، مى‏توان مجموع عمر 63 ساله او را به پنج بخش زیر تقسیم نمود:

1- از ولادت تا بعثت پیامبر اسلام،

2- از بعثت تا هجرت پیامبر به مدینه،

3- از هجرت تا درگذشت پیامبر اسلام،

4- از رحلت پیامبر اسلام تا آغاز خلافت آن حضرت،

5- دوران خلافت آن بزرگوار

1- از ولادت تا بعثت پیامبر اسلام( ص)

چنانکه اشاره کردیم، اگر مجموع عمر على (ع) را به پنج بخش تقسیم کنیم، نخستین بخش آن را زندگى امام پیش از بعثت پیامبر تشکیل مى‏دهد. مقدار عمر امام در این بخش از ده سال تجاوز نمى‏کند زیرا زمانى که على (ع) دیده به جهان گشود، بیش از سى سال از عمر پیامبر نگذشته بود و پیامبر در چهل سالگى به رسالت مبعوث گردید، بنابراین على (ع) در موقع بعثت پیامبر بیش از ده سال نداشت.

در آغوش پیامبر

على(ع) در این دوره که دوره حساس شکل‏گیرى شخصیت و دوره پذیرش تربیتى و روحى او بود، در خانه حضرت محمد (ص) و تحت تربیت او به سربرد. مورخان اسلامى در این زمینه مى‏نویسند:

یک سال، قحطى بزرگى در مکه رخ داد. در آن زمان ابوطالب عموى پیامبر داراى عائله زیاد و هزینه سنگینى بود. حضرت محمد (ص )به عموى دیگر خود «عباس» که از ثروتمندترین افراد بنى هاشم بود، پیشنهاد کرد که هر کدام از ما یکى از فرزندان ابوطالب را به خانه خود ببریم تا فشار مالى ابوطالب کم شود، عباس موافقت کرد، و هر دو نزد ابوطالب رفتند و موضو(ع) را با او در میان گذاشتند. ابوطالب با این پیشنهاد موافقت کرد. در نتیجه عباس، «جعفر» و حضرت محمد ص «على» را به خانه خود برد. على (ع) همچنان در خانه آن حضرت بود تا آنکه خداوند او را به نبوت مبعوث فرمود و على (ع) او را تصدیق کرد و از او پیروى نمود. پیامبر اسلام (ص) پس از گرفتن على (ع) فرمود: همان را برگزیدم که خدا او را براى من برگزید.

از آنجا که حضرت محمد (ص) در سنین کودکى - پس از درگذشت عبدالمطلب - در حانه عمویش ابوطالب و تحت کفالت او بزرگ شده بود، مى‏خواست با تربیت یکى از فرزندان او، زحمات وى و همسرش فاطمه بنت اسد را جبران کند و از میان فرزندان او نظر به على (ع) داشت

على (ع) در دوران خلافت خود، در خطبه «قاصعه» به این دوره تربیتى خود اشاره نموده و مى‏فرماید:

«شما (یاران پیامبر) از خویشاوندى نزدیک من با رسول خدا و موقعیت خاصى که با آن حضرت داشتم آگاهید و مى‏دانید موقعى که من خردسال بودم، پیامبر مرا در آغوش مى‏گرفت و به سینه خود مى‏فشرد و مرا در بستر خود مى‏خوابانید به طورى که من بدن او را لمس مى‏کردم، بوى خوش آن را مى‏شنیدم و او غذا در دهان من مى‏گذارد

من همچون بچه‏اى که به دنبال مادرش مى‏رود، همه جا همراه او مى‏رفتم، هر روز یکى از فضائل اخلاقى خود را به من تعلیم مى‏کرد و دستور مى‏داد که از آن پیروى کنم.»

على (ع) در غار حرأ

حضرت محمد (ص) پیش از آنکه به رسالت مبعوث شود، سالى یک ماه در غار حرأ به عبادت می ‏پرداخت و در این مدت اگر تهیدستى نزد وى مى‏رفت به او طعام مى‏داد و وقتى که ماه به پایان مى‏رسید و مى‏خواست به خانه برگردد، ابتدأا به مسجدالحرام مى‏رفت و هفت بار یا هر قدر که خدا مى‏خواست خانه خدا را طواف مى‏کرد و سپس به منزل خود باز مى‏گشت. 

قرائن نشان مى‏دهد که حضرت محمد (ص) با عنایت شدیدى که نسبت به على (ع) داشت او را در آن یک ماه همراه خود به حرأ مى‏برد

وقتى که فرشته وحى براى نخستین بار در همان غار بر حضرت محمد (ص) نازل شد و او را به مقام رسالت مفتخر ساخت، على (ع) در کنار آن حضرت بود و آن روز از همان ماهى بود که حضرت محمد (ص) براى عبادت به کوه حرأ مى‏رفت

على (ع) در خطبه «قاصعه» در این باره مى‏فرماید:

«پیامبر هر سال در کوه حرأ به عبادت مى‏پرداخت و جز من کسى او را نمى‏دید...هنگامى که وحى بر آن حضرت نازل شد، صداى ناله شیطان را شنیدم، به رسول خدا عرض کردم: این ناله چیست؟ فرمود: این ناله شیطان است و علت ناله‏اش این است که او از اینکه در روى زمین اطاعت شود، ناامید گشته است. آنچه را من مى‏شنوم تو نیز مى‏شنوى و آنچه را مى‏بینم تو نیز مى‏بینى جز اینکه تو پیامبر نیستى، بلکه وزیر (من) و بر خیر و نیکى هستى.»


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۳/۱۳ ] [ ٧:٥٠ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ای تو کعبه را نگین/ یا امیر المؤمنین/ ای تو خلقت را پدر/ وی خلائق را امین

کن نظر ز روی لطف/ به تمام پدران / روز سیزده رجب/ ای امیر مؤمنان

پدر یکی از نسبت‌های خانوادگی است و به والد طبیعی یا اجتماعی مذکر گفته می‌شود و از نظر زیست‌شناختی، اجتماعی، فرهنگی، و مذهبی می‌تواند تعریف‌های متفاوتی داشته باشد.

از نظر اجتماعی پدر به مردی که نقش اجتماعی مربوطه را انجام دهد نیز گفته می‌شود. امروزه تحقیقات بسیاری درباره اهمیت نقش پدری در رشد روانی و اجتماعی فرزندان صورت گرفته است.

ضمن عرض تبریک و تهنیت به مناسبت ولادت حضرت علی علیه السلام و روز پدر , مطالب ناچیزی برای تبریک این روز به پدران گرانقدر را آماده کرده ایم .

حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرموده اند:

 

«  الوالد وسط الجنة فان شئت فاحفظه و ان شئت فضیعه »

 

پدر میان بهشت است اگر خواهی آن را نگهدار و اگر خواهی آن را ضایع دار.

نیستم بیگانه، هستم آشنایت یا علی

از ازل دل داده بر مهر و ولایت یا علی

تا جمال خویش را در کعبه حق ظاهر کند

پرده گیرد از جمال دلربایت یا علی

 پدرم راه تمام زندگیست ، پدرم دلخوشی همیشگیست .

ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان / ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان

ای نام زیبایت همیشه اعتبارم / خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم

نمک بر زخم من شیرین تر از خواب سحر گردد ،

جگرها خون شود تا یک پسر مثل پدر گردد

تبریک به کسی که نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سکوت، مهربانی

و... بسیار سخت است ...

پدر عزیزم از تو آموختم چگونه سبکبال زندگی کنم تا هجرتم نیز سبکبال باشد

این بالهای پرواز قناعت و امید و عشق را تو به من بخشیدی

 

جایگاه پدر

سیزدهم رجب، افزون بر شادمانی میلاد شهریار خردورزی و عدالت، با احترام به ارجمندی مقام پدران و سپاس از مهر گسترده ایشان معطر شده است. انتخاب ولادت سرسلسله امامت و پدر دو پیشوای الهی، امام حسن و امام حسین علیهماالسلام به عنوان روز پدر، حریم و حرمت مقام بلند ایشان و شعفناکی این روز را یادآور می‏شود. در این مقاله، با نگاه به آموزه‏های زندگی‏آموز اسلام، از شکوه مقام پدر و احترام بی‏مرز او در معارف دینی سخن آورده‏ایم. گفتنی است در واکاوی این موضوع در آیات و روایات، بیشتر با واژه والدین روبه‏رو هستیم و همراهی و هم‏قدری پدر و مادر در تکریم.

دو پدر معنوی

در برخی روایات، واژه «اَب» به معنای پدر، برای حضرت رسول صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله و حضرت علی علیه‏السلام و به معنای پدران معنوی امت اسلام آمده است. پیامبر اکرم صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله فرمود: «اَنا وعلیٌ اَبَوَا هذِه الاُمَّةِ؛ من و علی دو پدر این امتیم.» بنابراین، همان‏گونه که پدر، اسباب پدید آمدن مادّی و فیزیکی ماست و حقوق بسیاری بر ما دارد، آن دو بزرگوار، انگیزه پدید آمدن هویت دینی و معنوی ما هستند و ما وام‏دار حقوق عظیم معنوی آنان هستیم. همان‏گونه که در برابر پدران جسمانی خویش وظایفی چونان فرمان‏پذیری، فروتنی، محبت، سپاس‏مندی، احسان، بزرگداشت و... داریم، در برابر این پدران معنوی نیز چنان وظایفی را بر عهده داریم. البته حقوق این پدران معنوی بسیار گسترده‏تر و پاسداشت آن بسی سخت‏تر است؛ زیرا سعادت دنیایی و اخروی که ره‏آورد اسلام است و زندگی ما را سرشار ساخته، همه دستاورد رنج‏ها، تلاش‏ها و مجاهدت‏های آن عزیزان است. همچنین با از دست دادن پدر جسمانی، فرزند یتیم می‏شود و در چرخه زندگی آفت‏ها می‏بیند. با گُسست معنوی، اعتقادی و عملی از پدران معنوی نیز انسان، بی‏هدف، بی‏راهنما و بی‏پناه می‏شود.



ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۳/۱۱ ] [ ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

یاد و خاطره شهدای 15 خرداد برای همه ی تاریخ گرامی باد

 

محرم1383 هجری قمری و مقدمات قیام خونین 15 خرداد 1342

ماه محرم هر سال، یادآور قیام امام حسین بن علی «علیه السلام» است. امام حسین علیه السلام» همواره مشعل فروزانی برای نهضت های اسلامی است و جامعه ی تشیّع در طی قرن ها، به یاد امام حسین« علیه السلام» می گرید و خون او را حیات بخش نهال آزادی و حق و عدالت می داند. مسلمان شیعه در هر کجای دنیا باشد، دهم محرم را به عنوان عاشورای امام حسین« علیه السلام» می شناسد و پیوندی معنوی و نامرئی با امام حسین« علیه السلام» او را به تفکر در قیام خون و شهادت می برد و بر حسب استعداد، نکاتی از پیامِ امام حسین« علیه السلام» را از فراز نسل ها می گیرد. چه بسیار انسان های والا که با لحظاتی در یاد امام حسین «علیه السلام» همه عوامل ذلت و خواری را کنار گذاشته اند و در راه حق و پیوستن به مکتب او جان باخته اند. با حضور این نقطه ی درخشان، فرارسیدن محرم 1383قمری و پا بر جا بودن حوزه ی قم با وجود تلاشی که دولت در تعطیل آن نمود، معنی بسیار داشت. معنی حضور امام حسین علیه السلام در مبارزه ای بزرگ. به همین جهت رژیم حاکم می بایست تدابیر لازم را کرده باشد تا، به هر ترتیب از محرم بگذرد. اعلامیه ی شهربانی کل کشور، عباراتی داشت که نگرانی دولت را می رساند و از مردم مسلمان سوگواری مشروع می خواست، یعنی سوگواری که توأم با دعای به تاج و تخت شاه باشد و زیانی به منافع امپریالیسم امریکا و انگلیس نرساند. اما رهبر بیدار نهضت، تمام قوا را مجهز کرد، تا محرم صورت واقعی خود را باز یابد و به همین لحاظ در پیامی که امام خمینی« قدس سره» به وعاظ و گویندگان دینی و هیأت های مذهبی داد، فرمود:

«... دستگاه جبار ... درصدد گرفتن التزام و تعهد از مبلغین و سران هیأت عزادار است که از مظالم دم نزنند و دستگاه جبار را به خودسری واگذارند.

لازم است تذکر دهم که، این التزامات علاوه بر آن که ارزش قانونی نداشته و مخالفت با آن هیچ اثری ندارد، التزام گیرندگان، مجرم و قابل تعقیب هستند...    

 

... عجب است دستگاه، بی پروا ادعا دارد که قاطبه ی ملت با اوست و از پشتیبانی اکثریت قاطع برخوردار است، با این وصف در تمام شهرستانها، قرا و قصبات به دست و پا افتاده و با ارعاب و تهدید ملت، خفقان ایجاد می کند. اگر این ادعا صحیح است، ملت را این چند روز به حال خود واگذارند تا، از پشتیبانی مردم متمتع شده، موافقت 6 میلیونی به همه ملل جهان ظاهر، والاّ اشاعه اکاذیب برای تشویق افکار عامه بر خلاف مصالح اسلام و مملکت، جرم و قابل تعقیب است... حضرات مبلغین ... از توهّم چند روز حبس و زجر نترسند، (وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا و اَنْتُم الْاَعْلَونْ اِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینْ). آقایان بدانند، که خطر امروز بر اسلام کمتر از خطر بنی امیه نیست... خطر اسراییل و عمال آن را به مردم تذکر دهید... سکوت در این ایام تأیید دستگاه جبار و کمک به دشمنان اسلام است... از سخط خدای تعالی بهراسید. اگر به واسطه ی سکوت شماها به اسلام لطمه ای وارد آید، نزد خدای تعالی و ملت مسلمان مسؤول هستید... از اخافه و ارعاب سازمان ها و دستگاه شهربانی هراسی به خود راه ندهید...»

ملاحظه می شود، امام تکلیف خود را به چه ترتیب انجام می داد. و با دقت اوضاع را بررسی می کرد و نتایج به دست آمده را در اختیار مبارزان می گذاشت. همان طور که در آن دهه ی محرم، وعاظ تنها لعن و نفرت و اظهار انزجار نسبت به یزیدِ دودمان اموی نداشتند، بلکه با نوحه سرایی و خواندن اشعار انقلابی برای کشتگان مدرسه فیضیه، به یاری امام حسین «علیه السلام» می شتابند، خطر اسراییل را برای امت مسلمان یادآور می شوند و تأکید روی خطری می کنند که، از جانب رژیم های وابسته، بر اسلام وارد می شود و کمتر از خطر بنی امیه نیست.

تظاهرات دهم محرم 1383

مقدمات، حاکی از تظاهرات گسترده روز عاشورا بود. خطبا و وعاظ طی دهه ی محرم گفتنی ها را بیان کردند و روزنامه های دولتی هم به همراه رادیو سعی کردند، آرامش حفظ شود و کمتر مردم به آگاهی هایی دست یابند. از نظر این رسانه های گروهی، در کشور، خبری نبود. تمام تبلیغات در اطراف نتایج رفراندوم و انقلاب سفید شاه دور می زد و ثمرات آینده ی آن، یکی، بعد از دیگری شمرده می شد و به دهقان و کارگر و دیگر طبقات نوید و بشارت زندگی مرفهی را می داد و از دین و مذهب و روحانیت به عنوان ارتجاع و خطر ارتجاع و موانعی که انقلاب سفید را تهدید می کند یاد می شد.

روز عاشورا ده ها هزار نفر از مردم که در جریان دقیق مبارزه بودند، با در دست داشتن عکس های امام با شعارِخمینیخدانگهدار تو،ملت طرفدار تو، به خیابان های تهران ریختند. محل اجتماع، مسجد و مدرسه حاج ابوالفتح در نظر گرفته شده بود؛ اما این مدرسه از صبح زود در محاصره ی پلیس قرار گرفت ولی در اثر ازدحام جمعیت برای مراسم عزاداری و فریاد شعارهای ضد رژیم، کنترل از دست پلیس خارج، و مسجد و اطراف آن در اختیار مردم قرار گرفت و با شعار به راهپیمایی پرداختند. تظاهر کنندگان، پس از عبور از سه راه امین حضور و سرچشمه، به میدان بهارستان رسیدند و پس از نصب عکس امام، در این میدان به خیابان فردوسی رفتند و با نطق و خطابه، انقلاب سفید شاه را محکوم ساختند و، سپس به سوی دانشگاه تهران حرکت و فریاد «خمینی بت شکن خدانگهدار تو» اوج گرفت.    

در بازگشت، وقتی جمعیت به مقابل کاخ مرمر رسید، فریادِ «مرگ بر این دیکتاتور» طنین انداز شد.»

در واقع هدف از تظاهرات در همین جمله خلاصه شده بود و سقوط شاه را طلب می کرد. راهپیمایی و تظاهرات آن روز در ساعت 3 بعدازظهر پس از بازگشت به بازار پایان گرفت و تظاهرات فردای آن روز از مسجد  شاه اعلام شد. شب یازدهم، هم تظاهراتی از جانب دانشجویان دانشگاه تهران در حمایت از رهبری نهضت با شعار خمینی پیروز است، صورت گرفت. این تظاهرات از مسجد هدایت خیابان استانبول تا میدان شاه ادامه یافت و جمعیت تظاهر کننده به عزاداران مدرسه حاج ابوالفتح پیوست.     


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۳/۱۱ ] [ ٩:٢٩ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

امام خمینی از دیدگاه مقام معظم رهبری

شنیدن وصف امام و شرح اندیشه های جاودانه آن یگانه دوران دلنشین است ، اما وقتی خلف صالح او، مقام معظم رهبری که سالها در جوار وی زیسته و درس امامت و رهبری آموخته و در فراز و نشیب های مبارزه و پیروزی نظام اسلامی از نزدیک ترین یاران و شاگردان مخلص و شایسته امام بوده ، لطافت و شیرینی دیگری دارد.

ایـن شـاگـرد مـخلص امام ، چنان آن روح ملکوتی را توصیف می کند که عاشقان امام را به وجد می آورد:

ایـن انـقـلاب بـی نـام خـمـیـنی در هیچ جای جهان شناخته شده نیست ، الحق شخصیت آن عزیز یـگـانـه ، شـخـصـیـتـی دسـت نیافتنی و جایگاه والای انسانی او جایگاهی دور از تصور و اساطیرگونه بود. او آن نخستین بود که دومین نداشت .

شخصیت جامع امام

در مـیـان رهـبـران سـیـاسـی جـهان تا به امروز، کمتر شخصیتی به جامعیت امام خمینی (ره ) بـروز نـمـوده اسـت . شـخـصـیـت استثنایی و اسطوره ای که توانست از یک جمع پریشان و پـراکـنـده ، یـک امـت مـتـحـد بـسـازد و بـزرگ ترین انقلاب قرن را بر پا کند. و باز به دلیـل هـمـیـن جامعیت اش بود که میلیون ها نفر، به استقبالش رفتند، صدها هزار نفر جان و مالشان را فدای راهش نمودند و میلیون ها نفر در تشییع جنازه اش ، او را بدرقه کردند.

مـقـام مـعـظـم رهـبـری بـه حـق مـعـتـقـد اسـت حـضـرت امـام خـمـیـنـی (ره ) هـمـه خـصـال نـفـیس و کمیاب را که مجموعه آن در قرن ها به ندرت ممکن است در انسان بزرگی جمع شود همه را با هم داشت و با این ویژگی ها بود که توانست تخت فرعون های زمانه را بلرزاند و دل مستضعفان را به نور امید روشن سازد و جهان اسلام را به حرکت درآورد و بـه انـسـان هـا بـفهماند که انسان کامل شدن ، علی وار زیستن و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیش رفتن ، افسانه نیست .

شـخـصیت امام دارای ابعاد گوناگون بود و هرازگاهی بُعدی از ابعاد وجود او نمایان می شـد. مـقـام معظم رهبری عظمت کار امام را به ارتباط ایشان با خدا و تهذیب نفس می داند که هـمـه دشـمـنـان داخـلی و خـارجـی او نـیـز ایـن ویـژگـی را قبول داشتند

برخی از ابعاد شخصیتی آن امام بزرگ عبارت بود از

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۳/۱۱ ] [ ٩:٠۳ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

 

ارتحال رهبر کبیر انقلاب حضرت آیت الله العظمی امام خمینی قدس الله نفسه الزکیه حقا ًضایعه ای جبران ناپذیر و صدمه ای بزرگ بود

 امام خمینی (ره) یک حقیقت همیشه زنده است ، نام او پرچم انقلاب ، راه او راه انقلاب و اهداف او اهداف این انقلاب است

وقتی تو رفتی، بال های غمزده پرندگان جمارانی توان پریدن نداشت. وقتی تو رفتی، دل های همه کودکان ایرانی گریه کردند. وقتی تو رفتی، اشک در چشم های همه مردم ایران حلقه بست، ای امام خوبم!

دلم گرفته، دلم هر روز سراع تو را می گیرد. می خواهم باز هم با دستان مهربانت نوازشم کنی. می خواهم حرف های خوبت را یک بار دیگر بشنویم. حالا که از میان ما رفته ای، قاب عکست را در آغوش می گیرم و با تو حرف می زنم.

حالا دیگر نیستی که ببینی چه قدر دلم برای تو تنگ است. هر روز به یاد تو از چشم هایم باران می بارد.

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۳/۱۱ ] [ ۸:٠٦ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

اعتکاف چیست؟

اعتکاف به معنی اقامت گزیددن در جایی است به طوری که فرد معتکف خود را محبوس و ملتزم به آن مکان بداند و این التزام ناشی از اهمیت و عظمت آن موضع باشد

اعتکاف در لغت

کلمه اعتکاف از « عکف » اخذ شده است که معانی گوناگونی برای آن ذکر نموده‌اند؛ از جمله: محبوس و متوقف کردن چیزی، التزام به یک مکان و اقامت در آن، ملازمت و مواظبت، حبس و توقف

فواید اعتکاف

فوائدی از قبیل:تزکیه روح، ازدیاد ایمان و تقوا، کسب ثواب‏ عظیم، نورانیت و نشاط قلبی، گشوده شدن ‏عقده‏های درونی و رسیدن به آرامش و امید،هدفمند شدن زندگی، کسب معارف و علوم،تقویت اراده و صبر، گسترش محبت، عطرآگین شدن فضای زندگی، و در یک کلام،تقویت و گسترش ارزشها و

قرآن مجید در جایی دیگر از «رهبانیت » و گوشه گیری پیروان حضرت عیسی (ع) سخن به میان آورده، می فرماید:

«... و رهبانیة ابتدعوها ما کتبناها علیهم الا ابتغاء رضوان الله فما رعوها حق رعایتها...;و رهبانیتی را که خود ابداع نمودند از این رو برایشان مقرر نمودیم تا خشنودی خداوند را کسب کنند. پس حق آن را چنان که باید مراعات نکردند

مفسر بزرگ قرآن، علامه طباطبائی (ره) فرموده است: «لحن آیه شریفه نشان می دهد که خداوند، ابتدائا رهبانیت را بر پیروان حضرت عیسی (ع) مقرر ننموده، ولی آن را مورد تایید قرار داده است

هر چند آنان به دلیل این که در رهبانیت زیاده روی نمودند و حد و مرز آن را مراعات نکردند، مورد نکوهش خداوند قرار گرفتند.

اسلام با پیش بینی عبادتی به نام «اعتکاف » که در واقع نوعی خلوت و درون گرایی است، برای ساختن انسان ها و جلوگیری از فت خدافراموشی و خودفراموشی چاره اندیشی نموده است. این ها همه نشان می دهد با آن که روح تعالیم ادیان، دعوت به جمع و اجتماع است، انسان به برنامه هایی که او را با درون خود پیوند دهد نیز محتاج است.

راز این امر روشن است; معمولا حضور پیوسته و دائمی در عرصه اجتماع و کار و تلاش عملی، رفته رفته روحیه عمل گرایی را در انسان تقویت می کند.

پیدایش این روحیه چه بسا انسان را از درون تهی می کند تا آن جا که به چیزی جز عمل بیشتر نیندیشد. شخص عمل گرا و عمل زده حتی گاه فرصت نمی یابد نتایج کارها و تلاش های خود را هم به درستی ارزیابی کند. لذا اعتکاف زمینه مناسبی است تا انسان به کاوش درباره انگیزه ها و روحیات خویش بپردازد و برای رفع نقصان و تکامل آن بکوشد. بنابراین اعتکاف با ویژگی هایی که اسلام برای آن در نظر گرفته، پاسخی است به این نیاز روحی و فرصتی است مغتنم برای رو آوردن به خود و خدا


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۳/٩ ] [ ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

 

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است

اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند. در این شب ملائک بر زمین نزول می کنند. برای این شب عملی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ذکر شده است که فضیلت بسیاری دارد.

« کلمه «رغائب» جمع «رغیبه» به معنای چیزی که مورد رغبت و میل است و نیز به معنای «عطا و بخشش فراوان می باشد. بنابراین معنای اول «لیله الرغائب» یعنی شبی که میل و توجه به عبادت و بندگی در آن فراوان است و بندگان خوب و شایسته خداوند دراین شب تمایل زیادی به رفتن به درخانه خداوند و ارتباط و انس با معبود خویش دارند.

بنابر معنای دوم، «لیله الرغائب» یعنی شبی که در آن عطاء و بخشش خداوند فراوان است و بندگان مخلص خداوند با روآوردن به بارگاه قدس ربوبی و خاکساری در برابر عظمت حق شایسته دریافت انعام و عطا و بخشش بی کرانه حق می گردند.

راه آسمان، خدا، اجابت، بخشش شاید در نظرت سخت بیاید،طولانی، دست نیافتنی، اما امشب که عاشق شوی پیاده هم می شود تمام آن مسیر طولانی را ساده به پایان رساند بی هیچ سخنی از رنج و کم طاقتی بندگان. می شود کوله بار دنیا را هر قدر هم سنگین از شانه هایت پایین بکشی تا دل کوچکت را به بی کران  آسمان گره بزنی، برای ثانیه ای خدا...

امشب از هر کجای این دنیای بزرگ که در بزنی، صاحبخانه برای استقبال می آید.با طبقی از آرزوهایی که می خواهی...امشب ..لیلة الرغائب ...مراقب آرزوهایت باش...

امشب چه سیاه باشی و چه سپید،هر چه قدر که نا امید،هر چه که بخواهی از خدا ،امیدوار باش به اجابت...

امشب اعانت جستن به فضل و کرمش برای آنکه امید دارد،مباح است...

امشب تمام فرشته ها از ثلث شب که بگذرد در میان کعبه به خدا برای بخشش بندگان روزه دار رجب دعا می کنند...

لیلة الرغائب تو مختاری برای انتخاب آنچه می خواهی،برای داشتن گوشه ای از تقدیری که آرزویش داری، برای آنچه می خواهی باشی... 

گریزی به اعمال این شب و نیم نگاهی به دعا ها و معانی درد دلت با خدا می ارزد به تجربه حس گوش دادن کسی به تمام آنچه می خواهی ،بیشتر از همیشه و هر روز...می ارزد به یک دل سیر دعا...به لذت گفتن یک طومار آرزو...

امشب می شود خیلی چیزها از خدا خواست. دنیا و آخرت را، ثروت و تملک را ،بندگی،قدرت،گذشت،آرامش و ... خودخودخود خدا را...
وقتى یک سوم از شب گذشت، هیچ فرشته اى نیست مگر اینکه در کنار کعبه مشرفه آید آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان کند و فرماید: فرشتگانم! هر چه خواهید از من بخواهید. فرشتگان گویند: بارالها حاجت و خواسته ما آن است که روزه داران ماه رجب را بیامرزى، خداوند متعال فرماید: آمرزیدم


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۳/٤ ] [ ۸:٠٩ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

اَلسلامُ علیکَ یااَبا جَعفَرٍ یامُحَمَّدَ بنَ عَلِیٍّ اَیُّهَا الباقِرُ یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ

ماه رجب، زندگی و تولـدی دوباره را بـه عاشقان نوید می دهد

هفتمین ماه از سال هجری قمری رجب نام دارد که نباید فضیلت آن را به بوته فراموشی سپرد زیرا در میان ماههای دوازده‏گانه تنها و بدون ائتلاف با ماههای دیگر از حرمت و قداست‏برخوردار می‏باشد، در واقع چهار ماه در قرآن کریم با تعبیر «حرم‏» (1) یعنی برخوردار از حرمت‏یاد شده است که یکی از آنها فرد است که رجب نام دارد و در آن قتال و کشتار حرام می‏باشد . رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرموده‏اند: «رجب ماه بزرگ خداست و هیچ ماهی در حرمت و فضیلت‏به پایه آن نمی‏رسد و قتال با کافران در این ماه حرام است، آگاه باشید که رجب ماه پروردگار است و شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است و اگر کسی در ماه رجب حتی یک روز روزه بدارد خدا را از خود خشنود ساخته و خشم الهی از او دور می‏گردد .»

امام هفتم (علیه السّلام) فرموده‏اند: رجب نام نهری است در بهشت که از شیر، سفیدتر و از عسل، شیرین‏تر است; هر کس یک روز از آن را روزه بدارد خداوند از آن نهر به او بیاشامد . (3) از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده که حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: رجب ماه استغفار امت من است، پس در این ماه طلب آمرزش کنید که خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را «اصب‏» می‏گویند زیرا که رحمت‏خداوند در این ماه بر امت من بسیار ریخته می‏شود پس بسیار بگوئید استغفر الله و اسئله التوبة


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۳/۳ ] [ ٧:۳۳ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

سلام خدا بر تو ای دهمین پیشوای معصوم!



سلام بر درخشندگی کوکب نورانی ات که خورشید را شرمگین تابش کرد



و چشمه های آفرینش را لبریز جوشش. در این روز غم بار و مصیبت



زده،

آتش سوگمان را مهار کن و دست مهربان و غریب نوازت را بر صفحه دل



هامان بکش.

از بیانات گهربار آن حضرت است که فرموده اند:

(الحکمة لا تنجع فی الطبائع الفاسدة): حکمت در نهاد فاسد تأثیر نمی کند. 

 

زندگینامه حضرت امام علی النقی علیه السلام

 

حضرت‌ امام‌ على‌ النقى‌ الهادى‌ (ع‌)

تولد امام‌ دهم‌ شیعیان‌ حضرت‌ امام‌ على‌ النقى‌ (ع‌) را نیمه‌ ذیحجه‌ سال‌ 212هجرى‌ قمرى‌ نوشته‌اند . پدر آن‌ حضرت‌ ، امام‌ محمد تقى‌ جوادالائمه‌ (ع‌) و مادرش‌
سمانه‌ از زنان‌ درست‌ کردار پاکدامنى‌ بود که‌ دست‌ قدرت‌ الهى‌ او را براى‌ تربیت‌ مقام‌ ولایت‌ و امامت‌ مأمور کرده‌ بود ، و چه‌ نیکو وظ‌یفه‌ مادرى‌ را به‌ انجام‌ رسانید و بدین‌ مأموریت‌ خدایى‌ قیام‌ کرد . نام‌ آن‌ حضرت‌ - على‌ - کنیه‌ آن‌ امام‌ همام‌ " ابوالحسن‌ " و لقبهاى‌ مشهور آن‌ حضرت‌ " هادى‌ " و " نقى‌ " بود . حضرت‌ امام‌ هادى‌ (ع‌) پس‌ از پدر بزرگوارش‌ در سن‌ 8 سالگى‌ به‌ مقام‌ امامت‌ رسید و
دوران‌ امامتش‌ 33 سال‌ بود . در این‌ مدت‌ حضرت‌ على‌ النقى‌ (ع‌) براى‌ نشر احکام‌ اسلام‌ و آموزش‌ و پرورش‌ و شناساندن‌ مکتب‌ و مذهب‌ جعفرى‌ و تربیت‌ شاگردان‌ و اصحاب‌ گرانقدر گامهاى‌ بلند برداشت‌ .
نه‌ تنها تعلیم‌ و تعلم‌ و نگاهبانى‌ فرهنگ‌ اسلامى‌ را امام‌ دهم‌ (ع‌) در مدینه‌ عهده‌دار بود ، و لحظه‌اى‌ از آگاهانیدن‌ مردم‌ و آشنا کردن‌ آنها به‌ حقایق‌ مذهبى‌ نمى‌آسود ، بلکه‌ در امر به‌ معروف‌ و نهى‌ از منکر و مبارزه‌ پنهان‌ و آشکار با خلیفه‌ ستمگر وقت‌ - یعنى‌ متوکل‌ عباسى‌ - آنى‌ آسایش‌ نداشت‌ . به‌ همین‌ جهت‌ بود که‌ عبدالله‌ بن‌ عمر والى‌ مدینه‌ بنا بر دشمنى‌ دیرینه‌ و بدخواهى‌ درونى‌ ، به‌ متوکل‌ خلیفه‌ زمان‌ خود نامه‌اى‌ خصومت‌آمیز نوشت‌ ، و به‌ آن‌ امام‌ بزرگوار تهمتها زد ، و نسبتهاى‌ ناروا داد و آن‌ حضرت‌ را مرکز فتنه‌انگیزى‌ و حتى‌ ستمکارى‌ وانمود کرد و در حقیقت‌ آنچه‌ در شأن‌ خودش‌ و خلیفه‌ زمانش‌ بود به‌ آن‌ امام‌ معصوم‌ (ع‌) منسوب‌ نمود ، و این‌ همه‌ به‌ جهت‌ آن‌ بود که‌ جاذبه‌ امامت‌ و ولایت‌ و علم‌ و فضیلتش‌ مردم‌ را از اطراف‌ جهان‌ اسلام‌ به‌ مدینه‌ مى‌کشانید و این‌ کوته‌ نظران‌ دون‌ همت‌ که‌ طالب‌ ریاست‌ ظ‌اهرى‌ و حکومت‌ مادى‌ دنیاى‌ فریبنده‌ بودند ، نمى‌توانستند فروغ‌ معنویت‌ امام‌ را ببینند . و نیز " مورخان‌ و محدثان‌ نوشته‌اند که‌ امام‌ جماعت‌ حرمین‌ ( = مکه‌ و مدینه‌ ) از سوى‌ دستگاه‌ خلافت‌ ، به‌ متوکل‌ عباسى‌ نوشت‌ : اگر تو را به‌ مکه‌ و مدینه‌ حاجتى‌ است‌ ، على‌ بن‌ محمد ( هادى‌ ) را از این‌ دیار بیرون‌ بر ، که‌ بیشتر این‌ ناحیه‌ را مظ‌یع‌ و منقاد خود گردانیده‌ است‌ " .
این‌ نامه‌ و نامه‌ حاکم‌ مدینه‌ نشان‌ دهنده‌ نفوذ معنوى‌ امام‌ هادى‌ (ع‌) در سنگر مبارزه‌ علیه‌ دستگاه‌ جبار عباسى‌ است‌ . از زمان‌ حضرت‌ امام‌ محمد باقر (ع‌) و امام‌ جعفر صادق‌ (ع‌) و حوزه‌ چهار
هزار نفرى‌ آن‌ دوران‌ پربار ، شاگردانى‌ در قلمرو اسلامى‌ تربیت‌ شدند که‌ هر یک‌ مشعلدار فقه‌ جعفرى‌ و دانشهاى‌ زمان‌ بودند ، و بدین‌ سان‌ پایه‌هاى‌ دانشگاه‌ جعفرى‌ و موضع‌ فرهنگ‌ اسلامى‌ ، نسل‌ به‌ نسل‌ نگهبانى‌ شد و امامان‌ شیعه‌ ، از دوره‌ حضرت‌ رضا (ع‌) به‌ بعد ، از جهت‌ نشر معارف‌ جعفرى‌ آسوده‌ خاطر بودند ، و اگر این‌ فرصت‌ مغتنم‌ در زمان‌ امام‌ جعفر صادق‌ (ع‌) پیش‌ نیامده‌ بود ، معلوم‌ نبود سرنوشت‌ این‌ معارف‌ مذهبى‌ به‌ کجا مى‌رسید ؟ به‌ خصوص‌ که‌ از دوره‌ زندانى‌ شدن‌ حضرت‌ موسى‌ بن‌ جعفر (ع‌) به‌ بعد دیگر چنین‌ فرصتهاى‌ وسیعى‌ براى‌ تعلیم‌ و نشر براى‌ امامان‌
بزرگوار ما - که‌ در برابر دستگاه‌ عباسى‌ دچار محدودیت‌ بودند و تحت‌ نظر حاکمان‌ ستمکار - چنان‌ که‌ باید و شاید پیش‌ نیامد .
با این‌ همه‌ ، دوستداران‌ این‌ مکتب‌ و یاوران‌ و هواخواهان‌ ائمه‌ طاهرین‌ - در این‌ سالها به‌ هر وسیله‌ ممکن‌ ، براى‌ رفع‌ اشکالات‌ و حل‌ مسائل‌ دینى‌ خود ، و گرفتن‌ دستور عمل‌ و اقدام‌ - براى‌ فشرده‌تر کردن‌ صف‌ مبارزه‌ و پیشرفت‌ مقصود و در هم‌ شکستن‌ قدرت‌ ظ‌اهرى‌ خلافت‌ به‌ حضور امامان‌ والاقدر مى‌رسیدند و از سرچشمه‌ دانش‌ و بینش‌ آنها ، بهره‌مند مى‌شدند و این‌ دستگاه‌ ستمگر حاکم‌ و کارگزارانش‌ بودند
که‌ از موضع‌ فرهنگى‌ و انقلابى‌ امام‌ پیوسته‌ هراس‌ داشتند و نامه‌ حاکم‌ مدینه‌ و مانند آن‌ ، نشان‌ دهنده‌ این‌ هراس‌ همیشگى‌ آنها بود . دستگاه‌ حاکم‌ ، کم‌کم‌ متوجه‌ شده‌ بود که‌ حرمین‌ ( مکه‌ و مدینه‌ ) ممکن‌ است‌ به‌ فرمانبرى‌ از امام‌ (ع‌) درآیند و سر از اطاعت‌ خلیفه‌ وقت‌ درآورند . بدین‌ جهت‌ پیک‌ در پیک‌ و نامه‌ در پى‌ نامه‌ نوشتند ، تا متوکل‌ عباسى‌ دستور داد امام‌ هادى‌ (ع‌) را از مدینه‌ به‌ سامرا که‌ مرکز حکومت‌ وقت‌ بود - انتقال‌ دهند . متوکل‌ امر کرد حاجب‌ مخصوص‌ وى‌ حضرت‌ هادى‌ (ع‌) را در نزد خود زندانى‌ کند و سپس‌ آن‌ حضرت‌ را در محله‌ عسکر سالها نگاه‌ دارد تا همواره‌ زندگى‌ امام‌ ، تحت‌ نظر دستگاه‌ خلافت‌ باشد .
برخى‌ از بزرگان‌ مدت‌ این‌ زندانى‌ و تحت‌ نظر بودن‌ را - بیست‌ سال‌ - نوشته‌اند . پس‌ از آنکه‌ حضرت‌ هادى‌ (ع‌) به‌ امر متوکل‌ و به‌ همراه‌ یحیى‌ بن‌ هرثمه‌ که‌ مأمور بردن‌ حضرت‌ از مدینه‌ بود ، به‌ سامرا وارد شد ، والى‌ بغداد اسحاق‌ بن‌ ابراهیم‌ طاهرى‌ از آمدن‌ امام‌ (ع‌) به‌ بغداد با خبر شد ، و به‌ یحیى‌ بن‌ هرثمه‌ گفت‌ : اى‌ مرد ، این‌ امام‌ هادى‌ فرزند پیغمبر خدا (ص‌) مى‌باشد و مى‌دانى‌ متوکل‌ نسبت‌ به‌ او توجهى‌ ندارد اگر او را کشت‌ ، پیغمبر (ص‌) در روز قیامت‌ از تو بازخواست‌ مى‌کند . یحیى‌ گفت‌ : به‌ خدا سوگند متوکل‌ نظر بدى‌ نسبت‌ به‌ او ندارد . نیز در سامرا ، متوکل‌ کارگزارى‌ ترک‌ داشت‌ به‌ نام‌ وصیف‌ ترکى‌ . او نیز به‌ یحیى‌ سفارش‌ کرد در حق‌ امام‌ مدارا و مرحمت‌ کند . همین‌ وصیف‌ خبر ورود حضرت‌ هادى‌ را به‌ متوکل‌ داد . از شنیدن‌ ورود امام‌ (ع‌) متوکل‌ به‌ خود لرزید و هراسى‌
ناشناخته‌ بر دلش‌ چنگ‌ زد . از این‌ مطالب‌ که‌ از قول‌ یحیى‌ بن‌ هرثمه‌ مأمور جلب‌ امام‌ هادى‌ (ع‌) نقل‌ شده‌ است‌ درجه‌ عظمت‌ و نفوذ معنوى‌ امام‌ در متوکل‌ و مردان‌ دربارى‌ به‌ خوبى‌ آشکار مى‌گردد ، و نیز این‌ مطالب‌ دلیل‌ است‌ بر هراسى‌ که‌ دستگاه‌ ستمگر بغداد و سامرا از موقعیت‌ امام‌ و موضع‌ خاص‌ او در بین‌ هواخواهان‌ و شیعیان‌ آن‌ حضرت‌ داشته‌ است‌ . بارى‌ ، پس‌ از ورود به‌ خانه‌اى‌ که‌ قبلا در نظر گرفته‌ شده‌ بود ، متوکل‌ از یحیى‌ پرسید : على‌ بن‌ محمد چگونه‌ در مدینه‌ مى‌زیست‌ ؟ یحیى‌ گفت‌ : جز حسن‌ سیرت‌ و سلامت‌ نفس‌ و طریقه‌ ورع‌ و پرهیزگارى‌ و بى‌اعتنایى‌ به‌ دنیا و
مراقبت‌ بر مسجد و نماز و روزه‌ از او چیزى‌ ندیدم‌ ، و چون‌ خانه‌اش‌ را - چنانکه‌ دستور داده‌ بودى‌ - بازرسى‌ کردم‌ ، جز قرآن‌ مجید و کتابهاى‌ علمى‌ چیزى‌ نیافتم‌ .
متوکل‌ از شنیدن‌ این‌ خبر خوشحال‌ شد ، و احساس‌ آرامش‌ کرد .
با آنکه‌ متوکل‌ از دشمنان‌ سرسخت‌ آل‌ على‌ (ع‌) بود و بنا به‌ دستور او بر قبر منور حضرت‌ سیدالشهداء (ع‌) آب‌ بستند و زیارت‌ کنندگان‌ آن‌ مرقد مطهر را از زیارت‌ مانع‌ شدند ، و دشمنى‌ یزید و یزیدیان‌ را نسبت‌ به‌ خاندان‌ رسول‌ اکرم‌ (ص‌) تازه‌ گردانیدند ، با این‌ همه‌ در برابر شکوه‌ و هیبت‌ حضرت‌ هادى‌ (ع‌) همیشه‌ بیمناک‌ و خاشع‌ بود .
مورخان‌ نوشته‌اند : مادر متوکل‌ نسبت‌ به‌ مقام‌ امام‌ على‌ النقى‌ (ع‌) اعتقادى‌ به‌ سزا داشت‌ . روزى‌ متوکل‌ مریض‌ شد و جراحتى‌ پیدا کرد که‌ اطباء از علاجش‌ درماندند . مادر متوکل‌ نذر کرد اگر خلیفه‌ شفا یابد مال‌ فراوانى‌ خدمت‌ حضرت‌ هادى‌ (ع‌) هدیه‌ فرستد . در این‌ میان‌ به‌ فتح‌ بن‌ خاقان‌ که‌ از نزدیکان‌ متوکل‌ بود گفت‌ : یک‌ نفر را بفرست‌ که‌ از على‌ بن‌ محمد درمان‌ بخواهد شاید بهبودى‌ یابد .
وى‌ کسى‌ را خدمت‌ آن‌ حضرت‌ فرستاد امام‌ هادى‌ فرمود : فلان‌ دارو را بر جراحت‌ او بگذارید به‌ اذن‌ خدا بهبودى‌ حاصل‌ مى‌شود . چنین‌ کردند ، آن‌ جراحت‌ بهبودى‌ یافت‌ .
مادر متوکل‌ هزار دینار در یک‌ کیسه‌ چرمى‌ سر به‌ مهر خدمت‌ امام‌ هادى‌ (ع‌) فرستاد . اتفاقا چند روزى‌ از این‌ ماجرا نگذشته‌ بود که‌ یکى‌ از بدخواهان‌ به‌متوکل‌ خبر داد دینار فراوانى‌ در منزل‌ على‌ بن‌ محمد النقى‌ دیده‌ شده‌ است‌ . متوکل‌ سعید حاجب‌ را به‌ خانه‌ آن‌ حضرت‌ فرستاد . آن‌ مرد از بالاى‌ بام‌ با نردبان‌ به‌ خانه‌ امام‌ رفت‌ . وقتى‌ امام‌ متوجه‌ شد ، فرمود همان‌ جا باش‌ چراغ‌ بیاورند تا
آسیبى‌ به‌ تو نرسد . چراغى‌ افروختند . آن‌ مرد گوید : دیدم‌ حضرت‌ هادى‌ به‌ نماز شب‌ مشغول‌ است‌ و بر روى‌ سجاده‌ نشسته‌ . امام‌ فرمود : خانه‌ در اختیار توست‌ .
آن‌ مرد خانه‌ را تفتیش‌ کرد . چیزى‌ جز آن‌ کیسه‌اى‌ که‌ مادر متوکل‌ به‌ خانه‌ امام‌ فرستاده‌ بود و کیسه‌ دیگرى‌ سر به‌ مهر در خانه‌ وى‌ نیافت‌ ، که‌ مهر مادر خلیفه‌ بر آن‌ بود . امام‌ فرمود : زیر حصیر شمشیرى‌ است‌ آن‌ را با این‌ دو کیسه‌ بردار و به‌ نزد متوکل‌ بر . این‌ کار ، متوکل‌ و بدخواهان‌ را سخت‌ شرمنده‌ کرد .
امام‌ که‌ به‌ دنیا و مال‌ دنیا اعتنایى‌ نداشت‌ پیوسته‌ با لباس‌ پشمینه‌ و کلاه‌ پشمى‌ روى‌ حصیرى‌ که‌ زیر آن‌ شن‌ بود مانند جد بزرگوارش‌ على‌ (ع‌) زندگى‌ مى‌کرد و آنچه‌ داشت‌ در راه‌ خدا انفاق‌ مى‌فرمود .
با این‌ همه‌ ، متوکل‌ همیشه‌ از اینکه‌ مبادا حضرت‌ هادى‌ (ع‌) بر وى‌ خروج‌ کند
و خلافت‌ و ریاست‌ ظ‌اهرى‌ بر وى‌ به‌ سر آید بیمناک‌ بود . بدخواهان‌ و سخن‌ چینان‌ نیز در این‌ امر نقشى‌ داشتند . روزى‌ به‌ متوکل‌ خبر دادند که‌ : " حضرت‌ على‌ بن‌ محمد در خانه‌ خود اسلحه‌ و اموال‌ بسیار جمع‌ کرده‌ و کاغذهاى‌ زیاد است‌ که‌ شیعیان‌ او ، از اهل‌ قم‌ ، براى‌ او فرستاده‌اند " .
متوکل‌ از این‌ خبر وحشت‌ کرد و به‌ سعید حاجب‌ که‌ از نزدیکان‌ او بود دستور داد تا بى‌خبر وارد خانه‌ امام‌ شود و به‌ تفتیش‌ بپردازد . این‌ قبیل‌ مراقبتها پیوسته‌ - در مدت‌ 20 سال‌ که‌ حضرت‌ هادى‌ (ع‌) در سامره‌ بودند - وجود داشت‌ .
و نیز نوشته‌اند : " متوکل‌ عباسى‌ سپاه‌ خود را که‌ نود هزار تن‌ بودند از اتراک‌ و در سامرا اقامت‌ داشتند امر کرد که‌ هر کدام‌ توبره‌ اسب‌ خود را از گل‌ سرخ‌ پر کنند ، و در میان‌ بیابان‌ وسیعى‌ ، در موضعى‌ روى‌ هم‌ بریزند . ایشان‌ چنین‌ کردند . و آن‌ همه‌ به‌ منزله‌ کوهى‌ بزرگ‌ شد . اسم‌ آن‌ را تل‌ " مخالى‌ " نهادند
آنگاه‌ خلیفه‌ بر آن‌ تل‌ بالا رفت‌ و حضرت‌ امام‌ على‌ النقى‌ ( علیه‌ السلام‌ ) را نیز به‌ آنجا طلبید و گفت‌ : شما را اینجا خواستم‌ تا مشاهده‌ کنید سپاهیان‌ من‌ را . و از پیش‌ امر کرده‌ بود که‌ لشکریان‌ با آرایشهاى‌ نظامى‌ و اسلحه‌ تمام‌ و کمال‌ حاضر شوند ، و غرض‌ او آن‌ بود که‌ شوکت‌ و اقتدار خود را بنمایاند ، تا مبادا آن‌ حضرت‌ یا یکى‌ از اهل‌ بیت‌ او اراده‌ خروج‌ بر او نمایند " .
در این‌ مدت‌ 20 سال‌ زندگى‌ امام‌ هادى‌ (ع‌) در سامرا ، به‌ صورتهاى‌ مختلف‌ کارگزاران‌ حکومت‌ عباسى‌ ، مستقیم‌ و غیر مستقیم‌ ، چشم‌ مراقبت‌ بر حوادث‌ زندگى‌ امام‌ و رفت‌ و آمدهایى‌ که‌ در اقامتگاه‌ امام‌ (ع‌) مى‌شد ، داشتند از جمله‌ : " حضور جماعتى‌ از بنى‌ عباس‌ ، به‌ هنگام‌ فوت‌ فرزند امام‌ دهم‌ ، حضرت‌ سید محمد - که‌ حرم‌ مطهر وى‌ در نزدیکى‌ سامرا ( بلد ) معروف‌ و مزار است‌ - یاد شده‌ است‌ . این‌ نکته‌ نیز مى‌رساند که‌ افرادى‌ از بستگان‌ و مأموران‌ خلافت‌ ، همواره‌ به‌ منزل‌ امام‌ سر مى‌زده‌اند . "



ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۳/۱ ] [ ۱:٢٦ ‎ب.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

آزادسازی خرمشهر در روز سوم خرداد ۱۳۶۱ خورشیدی پس از ۵۷۸ روز اشغالمهم‌ترین هدف اجرای عملیات بیت‌المقدس در طول جنگ ایران و عراق توسط ارتش جمهوری اسلامی ایران (به فرماندهی علی صیاد شیرازی) و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (به فرماندهی محسن رضایی) بود.

ایران در جریان این عملیات ۶٬۰۰۰ کشته (۴٬۴۶۰ کشته سپاه و ۱٬۰۸۶ کشته ارتش) و ۲۴ هزار مجروح داد. روح‌الله خمینی در ۳ خرداد ۱۳۶۱ به مناسبت آزادی خرمشهر پیامی خطاب به ملت ایران صادر کرد. در اولین بخش این بیانیه آمده است:

در ایران از این عملیات و روز به عنوان نمادی از پیروزی، مقاومت و ایستادگی در برابر دشمن یاد می‌شود. شورای عالی انقلاب فرهنگی سوم خرداد را در تقویم رسمی ایران به عنوان روز مقاومت، ایثار و پیروزی نامگذاری کرده‌است

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۳/۱ ] [ ۱:۱٦ ‎ب.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم «اِنَّ هَـذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ و َیُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کَبِیرًا» همانا این قرآن‏، به راهى که استوارترین راه‏هاست‏، هدایت میکند؛ و به مؤمنانى که اعمال صالح انجام می‏دهند، بشارت مى‏دهد که براى آنها پاداش بزرگى است‏. (اسراء /9) هدف از ایجاد این وبلاگ قرآنی، که قرآن کتاب الهی و سخن «دوست» است و در پوست وخون مسلمانان ریشه دوانیده و پاسخ همه سوالات بشری را در طول تاریخ با صراحت و آشکارا داده شده و همیشه راهنما و هدایتگر دوستداران راه حقیقت و آرامبخش زندگی انسانها بوده و هست . پس شایسته است که ما از این نور هدایت روشنی جوییم و به آن رو آوریم و امیدوارم مطالب خوبی در این وبلاگ کسب نموده و دعای گوی این بنده حقیر باشید.
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب