نور هدایت
به وبلاگ نور هدایت خوش آمدید
نويسندگان

 

مسجدالاقصی (به عربی: المسجد الأقصی‎، به‌معنی دورترین مسجد) مسجدی‌ست که نام آن در آیه اول سوره اسراء آمده‌است، که اشاره به معراج و سیر شبانه پیامبر اسلام از مسجدالحرام به مسجدالاقصی دارد:

«سبْحَانَ الَّذِی أَسرَی بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِّنَ الْمَسجِدِ الْحَرَامِ إِلی الْمَسجِدِ الاَقْصا الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنرِیَهُ مِنْ ءَایَتِنَا إِنَّهُ هُوَ السمِیعُ الْبَصِیرُ»

«منزّه‌است آن خدایی‏ که بنده‌اش را شبانگاهی از مسجد الحرام به سوی مسجد الأقصی- که پیرامون آن را برکت داده‌ایم- سیر داد، تا از نشانه‌های خود به او بنمایانیم، که او همان شنوای بیناست.»

قدس یا بیت المُقدس یا بیت المَقدِس، شهری باستانی در سرزمین فلسطین، نخستین قبله مسلمانان و از مراکز ادیان الهی و همیشه بعنوان شهری مقدس و مورد احترام، بوده و محل عبادت نام برده شده است!
امروزه مرکز فلسطین است که به عنوان بزرگترین شهر کرانه غربی، از نظر طبیعی در دشت مرتفع منطقه یهودیه (در غرب آسیا و شمال خاورمیانه) و بین دو دریای مدیترانه و بحرالمیت قرار دارد.

نامهای مختلف قدس:
از اولین نام های این شهر "یُبوس" است، زیرا عربهای کنعانی قدیمی ترین ساکنان صاحب تمدن این ناحیه بودند و مشهورترین قبیله آنها (یبوسان) بودند که در این منطقه ساکن شده و آنجا را بنا کردند.
دیگر کادش، سالم، سالیم، صهیون (شهر داود)، اوروسالیم، اورشلیم، قدس، القدس، بیت المَقدِس، ایلیا (از آن جهت که مؤسس آن "ایلیا بن ارم بن سام بن نوح" بود!)
این نام، حداقل تا زمان فتح اسلامی توسط مسلمانان بر سر زبانها بود. و نامهای دیگری هم مثل شهر عدالت، شهر زیبا، شهر امین، شهر مقدس، کوه معبد، شهر خدا و به تنهایی معبد یا شهر هم داشته است.
در متون مذهبی حدود 20 نام مختلف برای آنجا آمده. در قرآن کریم بنام های "القریه"، "الارض المبارکه"، "الزیتون"، "الساهره" گفته شده است.
در روایتی آمده که در شب قدر به فرشتگان امر شد تا به همراه جبرئیل و میکائیل از سدرةالمنتهی در 4 مکان یعنی کعبه، قبر رسول الله، طور سینا و بیت المقدس هبوط کنند.

فضائل شهر قدس:
درباره فضائل این شهر بسیار گفته و نوشته اند.
این شهر، محل اولین قبله مسلمانان، دومین مسجد مسلمانان و یکی از چهار قصر بهشتی دنیاست که به فرموده علی علیه السلام، مسجدالحرام، مسجد کوفه، مسجدالنبی و بیت المقدس!
این مکان را پیامبران الهی بنا کرده اند، حضرت داود پیغمبر و سلیمان پیغمبر در آنجا جاه و جلالی داشتند و جبال و طیر را برای حضرت داود در اینجا مسخر کرد. خداوند به زکریای پیغمبر، فرزندش یحیی را در این جا بشارت داد.
حضرت هاجر از "کوتا" به همین مکان (بیت المقدس) هجرت کرد. بنا به نقل اکثر مفسران، دمیدن اسرافیل در صور به امر خدا بر صخره بیت المقدس است، حضرت مریم در اینجا وفات نمود، عیسی مسیح در اینجا به دنیا آمد و پیامبر اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله، مدتها رو به بیت المقدس نماز گزارد و بعد معراج حضرت از همین جا بود.
اولین بقعه ای که در روی زمین ساخته شده همان است که بر صخره بیت المقدس بنا گردید. آیات متعددی راجع به این مکان در قرآن هست که هر کدام در وصف مکان، تعابیر مختلفی شده.
از جمله آیه 41 سوره ق، در وصف روز حشر و "مکان قریب" را تعبیر به همین صخره در این محل نموده اند. و احادیثی از پیغمبر و ائمه معصومین حاکی از آن است که حضرت مهدی موعود به بیت المقدس هجرت می کند و آنجا منزل می گیرد.

قدمت بیت المقدس:
بنا بر شواهد باستان شناختی، سابقه حیات بشر در منطقه بیت المقدس، به دوره نخست از دوران چهارم زمین شناسی برمی گردد. گویند که آنجا بصورت "دژی" بوده که عربهای کوچنده از جزیرةالعرب که همان کنعانی های سامی نژاد بودند، حدود 3000 سال قبل از میلاد اینجا را از دست کنعانی ها خارج کردند.
دولت یهود از حدود 1020 سال قبل از میلاد تأسیس شد و تنها مدت 80 سال حکمرانی داود و سلیمان نبی، دارای تشکیلات و سازمان سیاسی بود. حضرت سلیمان در سال چهارم حکومتش 539 سال بعد از وفات حضرت موسی، بنا بر وصیت پدرش، بنای بیت المقدس را شروع کرد، 979 سال بعد از وفات حضرت موسی پیغمبر، بخت نصر دوم بابلی، به آنجا حمله کرد و آنجا را خراب نمود و این شهر 70 سال به صورت خرابه باقی ماند و این اولین ویرانی "قدس" بود، بعدا در جنگی که بین ایران و بابل شد، به دست کوروش هخامنشی فتح شد و این پادشاه ایرانی اجازه داد تا بیت المقدس و معابد آنها بازسازی شود.
حدود 200 سال در تصرف ایرانیان بود که در این مدت، بعد از سقوط هخامنشیان، شهر در تصرف اسکندر مقدونی درآمد. 63 سال قبل از میلاد رومی ها و 40 سال قبل از میلاد، پارتیان ایرانی بر بیت المقدس مسلط شدند و مدتی بعد، رومیان و ایرانیان بر آنجا مسلط شدند که حضرت عیسی مسیح در دوره حکومت هر دو به دنیا آمد.
سال 132 و 66 میلادی شورش هایی بزرگ در این منطقه روی داد که به شدت از طرف رومیان سرکوب شد. تیتوس (صیطوس) شاه روم، 40 سال بعد از صعود حضرت عیسی به آسمان در همان اولین سال حکومتش به آنجا حمله کرد، هیکل یا (معبد سلیمان) را آتش زد و همه کتب را سوزاند و قدس را از بنی اسرائیل خالی کرد که این آغاز پراکندگی یهود در سراسر جهان بود و این منطقه تا فتح آن به دست مسلمانان در تحولات نظامی و سیاسی بود!

قدس در دوره اسلامی:
بعد از فتح شام در اواخر خلافت ابوبکر، مسلمانان به (دروازه های بیت المقدس = ایلیا) رسیدند و در طی نامه ای که (ابوعبیده جراح) به عمر خلیفه مسلمین نوشت و گفت که مردد هستم برای تسخیر قیصریه و بیت المقدس! عمر به توصیه امام علی علیه السلام دستور داد که بیت المقدس را فتح کنند و اینکار حدود سال 16 هجری قمری به دست مسلمانان فتح شد که در این ماجرا عده ای از صحابه رسول خدا از جمله ابوذر، سلمان فارسی، ابومسعود انصاری، ابوهریره، عبدالله بن عباس و بلال حبشی بودند.
از آن به بعد مسلمانان، خیلی با مدارا با ادیان دیگر بخصوص یهودیان رفتار می کرد که خود این مسئله باعث شد خیلی زود به مرکز بزرگ ادیان الهی و شهر صلح و آرامش تبدیل شود.
این شهر بعدها موضوع مهمترین کشمکش های اعتقادی، دینی، میان مسیحیان و مسلمانان جهان، تحت عنوان جنگهای صلیبی شد و چندین بار خونریزی های وحشتناک و ویرانیهای تأسف بار بین مسلمانان و مسیحیان گردید.
91 سال این شهر در دست صلیبیون بود و بعد با فتح مجدد آن توسط "صلاح الدین ایوبی" پادشاه ایران، در سال 583 هـ ق که از تصرف صلیبیون درآورد تا اوایل قرن بیستم میلادی، پیوسته در اختیار مسلمانان بود.

دوره عثمانی:
در زمان عثمانیان تحول بزرگی در خاورمیانه به ویژه در بیت المقدس به وجود آمد که تا حدود 4 قرن ادامه داشت. طرح ها و برنامه های زیادی برای تقویت و توسعه شهر انجام شد و تمام عناصر جمعیتی رو به رشد رفت، مدتها امور مسیحیان بیت المقدس با معاهداتی در دست رهبران دینی کاتولیک بود و در زمان سلطان مراد چهارم، یونانیان ارتدکس بر امور آنها مسلط شدند و حکومت عثمانی تا مدتی آنجا را به خوبی اداره کرد. ولی این اقدامات با افول دولت عثمانی به پایان رسید.

قدس در زمان اخیر:
در قرون جدید، مسیحیان به عنوان مدعیان حقوق تاریخی و مذهبی در این شهر، جای خود را به یهودیان دادند. حمایت فرانسه و انگلیس از عثمانی در مقابل روسیه در جنگهائی که در سال 1854م=1270ق شد، نخستین زمینه های دست اندازیهای بعدی یهودیان صهیونیست را به فلسطین و به قلب آن (شهر قدس) فراهم کرد.
در همان سال به یک یهودی انگلیسی، اجازه داده شد که اولین قطعه زمین را به عنوان یک یهودی خریداری کند. از قرن 13 ق، تا اوایل جنگ جهانی اول در مدت کوتاهی سرزمین فلسطین به نحو سازمان یافته، شاهد توسعه جمعیت و اقتصاد شد که فقط حدود 25000 نفر به بیت المقدس آمدند.
مسلمانان ساکن شهر به این هجوم مهاجران اعتراض کردند اما چون سازمان یهود به نحو سازمان یافته، پی گیر ترغیب مهاجرت یهودیان به بیت المقدس بود، و در واقع اقدامات یهودیان از زمان تشکیل "نخستین کنگره صهیونیست" در شهر بازل سوئیس و طرح ادعای "موطن" نسبت به فلسطین تا تشکیل "صندوق ملی یهود" با همراهی های انگلیس، اسکان یهودیان و ایجاد موطن برای آنها رقم خورد و سرانجام این شهر در زمان حکومت آخرین سلطان عثمانی یعنی "محمدرشاد پنجم" در سال 1917 میلادی برابر با 1336 قمری، به اشغال نیروهای انگلیسی درآمد و (وایزمن) رئیس فدراسیون صهیونیست های انگلیس هیئتی دفتری در آنجا به راه انداخته و از همان زمان به بعد، بدنه جهان اسلام جدا شد!

قدس در دوره معاصر:
بیت المقدس شهری چندفرهنگی با مسائل ویژه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است.
امروزه این شهر به دوگانه تقسیم می شود: الف: بخش کهن با آثار و بازمانده های تاریخی و فرهنگی مختلف.
ب: بخش جدید با ساختمان و تأسیسات گوناگون و نهاد نو!
از سال 1948 میلادی که سازمان ملل مطرح ساخت که بیت المقدس، به صورت شهر بین المللی شود و دولت های عربی این پیشنهاد را رد کردند، بر اساس قطعنامه سازمان ملل، بیت المقدس شرقی همان که شامل شهر کهن است در اختیار عرب ها و بیت المقدس غربی در دست یهودیان است.
این شهر قبل از شکل گیری دولت صهیونیستی، مرکز مذهبی و فرهنگی و اداری، مالی سرزمین فلسطین بود ولی بعد از شکل گیری دولت اسرائیل، بخش شرقی این شهر در اختیار اردن و بخش غربی در دست اسرائیل افتاد که این بخش غربی به عنوان پایتخت خودخوانده اسرائیل نیز، معرفی شد.

اما به دنبال جنگ 6 روزه در سال 1967 میلادی، بخش شرقی را، اسرائیل تصرف کرد و بعد از گذشت حدود 859 سال از رسیدن لشگر صلیبیون به پشت دیوارهای شهر، آن را به اشغال کامل خود درآورد.
بنابر آخرین سرشماری رسمی در 1983 میلادی، (شامل جمعیت بیت المقدس شرقی) 668، 428 نفر بوده.
شمار مسلمانان اسرائیل عمدتا سنی و از هر چهار مکتب فقهی اهل تسنن، بنا بر همین سرشماری به 639، 526 نفر (04/13 درصد کل جمعیت می باشد.) البته بنابر اقوالی مردم قدس شیعه هستند.
از مهمترین و مقدس ترین مکان بیت المقدس (مسجدالاقصی) است که بنابر آیات قرآن پیامبر بزرگ اسلام، در معراج خود، سوار بر براق، به همراه جبرئیل از بیت الله الحرام در مکه به مسجدالاقصی در بیت المقدس می رود و قبةالصخره.
باید گفت که قبر بسیاری از انبیا مانند حضرت ابراهیم، اسحاق و ... و برخی از تابعان و صحابه پیغمبر اکرم در آنجا می باشد.

[ ۱۳٩۱/٥/٢۸ ] [ ۱:٠٥ ‎ب.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

کم کم غروب ماه خدا دیده می شود

صد حیف از این بساط که برچیده می شود

در این بهار رحمت و غفران و مغفرت 

خوشبخت آنکسی است که بخشیده می شود

« ف ِط - ر » (ع مص ) گشایش روزه . (منتهی الارب ). روزه گشادن . (فرهنگ فارسی معین ). مقابل صوم . (از اقرب الموارد).


- عید فطر ؛ عید روزه گشادن . عید فطر نزد مسلمانان عید پس از روزه ٔ رمضان است . (از اقرب الموارد). جشنی که مسلمانان پس از پایان ماه رمضان در روز اول شوال گیرند.

عید فطر در قرآن

با مراجعه به قرآن شریف آیاتی را می‌توان یافت که به طور مستقیم و با کمی دقت بر عید فطر و آداب آن توجه دارند و نشان می‌دهند که این مسئله از دید قرآن پنهان نمانده است. آن آیات عبارتنداز:

1- آیه 185 سوره مبارکه بقره:

متن آیه : شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَىوَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَن کَانَ مَرِیضًا أَوعَلَى سَفَرٍفَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ

وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُکَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ 

"ماه رمضان ماهی است که قرآن در آن نازل شده برای هدایت بشر و برای راهنمایی و امتیاز حق از باطل، پس هر که دریابد ماه رمضان را باید آن را روزه بدارد، و هر که ناخوش یا در سفر باشد (به شماره آنچه روزه خورده است) از ماهای دیگر روزه دارد، که خداوند برای شما حکم را آسان خواسته و تکلیف را مشکل نگرفته، و خواسته تا اینکه عدد روزه را تکمیل کرده و خدا را به عظمت یاد کنید که شما را هدایت فرمود، باشد که (از این نعمت بزرگ) سپاسگزار شوید."

در این آیه خداوند متعال ضمن معرفی ماه مبارک رمضان و نزول قرآن در آن به برخی از احکام مربوط به این ماه شریف اشاره کرده و می‌فرماید: هر یک از شما که هلال ماه رمضان را مشاهده کرد باید روزه بگیرد و کسی که در حال سفر و یا مریض بود و ماه رمضان را درک کرد در روزهای دیگر باید، روزه فوت شده را جبران کند. در ادامه می‌فرماید: خداوند این احکام را به خاطر راحتی شما و نه به خاطر به سختی افتادنتان تشریع نموده است و این که عدد را تکمیل کنید و خدا را به خاطر هدایت بزرگ بدارید.

«یریدالله بکم الیسر ولایرید بکم العسر و لتکملواالعدة و لتکبروالله علی ماهدئکم و لعلکم تشکرون».


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٥/٢۸ ] [ ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

 چه هر گوشه ، تیر نیاز افکنی                   امید است ناگه که صیدى زنى

احتمال شب قدر بودن 27 رمضان :

از ابن عباس روایت کرده اند که جمله لیله القدر سه بار در سوره قدر تکرار شده و مجموع حروف لیله القدر نه حرف است و حاصل ضرب سه در نه ، بیست و هفت است ، به همین مناسبت باید شب قدر، شب بیست و هفتم باشد

اعمال مخصوص 27 رمضان :

انجام دو غسل (اول و آخر شب ) و

خواندن هزار مرتبه سوره قدر و تلاوت سوره دخان

از امام صادق (علیه السلام ) روایت است که فرمودند:

    اندازه گیرى و تقدیر امور در شب نوزدهم انجام مى شود و سپس در بیست و یکم ، ابرام و مهیا براى امضا مى گردد و آن گاه در شب بیست و سوم ، امضا خواهد شد.

در این که شب قدر، بیش از یک شب در سال نیست و در این که آن شب در ماه مبارک رمضان واقع شده است ، نزد ما خلافى نیست، اما در تعیین یکى از شب هاى ماه رمضان ، به عنوان شب قدر، بین علما و دانشمندان ، اختلاف وجود دارد. برخى تصور کرده اند که همه شب هاى ماه رمضان ، احتمال قدر بودن را دارد.

 و برخی با استفاده از بعضى روایات ، شب اول و برخى شب هفدهم و عده اى شب نوزدهم و برخی هم شب بست و سوم و بیست و هفتم را شب قدر معرفى کرده اند.

اما دو شبی که بیشترین احتمال قدر بودنشان وجود دارد شبهای 23 و 27 رمضان است که در ادامه ادله مربوط به هر یک را بیان می‎کنیم:


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٥/۱٩ ] [ ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی *

شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی *

لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم *

سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی *

اعمال مخصوص شب بیست و سوم ماه رمضان

الف ـ تأکید بر غسل.به نقل از برید بن معاویه : « دیدم امام صادق علیه السلام در شببیست و سوم از ماه رمضان غسل کرد: یک بار در اوّل شب ، یک بار هم در آخر آن .»

ب ـ تأکید بر شب زنده دارى

1- امام على علیه السلام:

« پیامبر خدا در دهه آخر ماه رمضان ، بستر خود را جمع مى کرد و کمرش را مى بست و شب بیست و سوم ، خانواده خود را بیدار مى کرد.

و در آن شب ، به صورت خفتگان ، آب مى پاشید »


2- دعائم الإسلام: فاطمه علیهاالسلام نمى گذاشت که کسى از خانواده اش در آن شب (شب بیست و سوم) بخوابد و [ خواب] آنان را با کم خوردن درمان مى کرد و از روز براى آن شب ، آماده مى شد و مى فرمود: «محروم ، کسى است که از خیر آن بى بهره بماند».

3- الإقبال ـ به نقل از جمیل و هشام و حفص ـ :


« امام صادق علیه السلام به سختى بیمار شد. چون شب بیست و سوم فرا رسید ، به غلامان خود دستور داد او را به مسجد بردند و آن شب را در مسجد بود.»


ج ـ تأکید بر صد رکعت نماز

1- امام باقر علیه السلام: « هر کس شب بیست و سوم ماه رمضان را زنده بدارد و در آن صد رکعت نماز بخواند ، خداوندْ در زندگى اوگشایش مى دهد و کار دشمنان او را خود بر عهده مى گیرد و او را از غرق شدن ، زیر آوار ماندن ، سرقت ، و از شرّ دنیا مصون مى دارد و وحشت نکیر و منکر را از او بر مى دارد ، و او در حالى از گور خویش بیرون مى آید که نورش بر اهل رستاخیز مى تابد ، و نامه عملش را به دست راستش مى دهند و رهایى از آتش و عبور بر صراط و ایمنى از عذاب را براى او مى نویسند و بدون حساب وارد بهشت مى شود و در بهشت ، از همنشینان پیامبران و صدّیقان و شهیدان و صالحان قرار داده مى شود و آنان چه نیکو همنشینانى اند!


2- امام صادق علیه السلام: « مستحب است در آن شب صد رکعت نماز خوانده شود ، در هر رکعت: یک بار «حمد» و ده بار سوره «قل هو اللّه أحد».

د ـ تأکید بر زیارت امام حسین علیه السلام

1- امام رضا علیه السلام:

کسى که در ماه رمضان ، امام حسین علیه السلام را زیارت مى کند ، مواظب باشد که نزد قبر آن امام بودن را در شب جُهَنى از دست ندهد ،و آن ، شب بیست و سوم است؛ شبى که امید است شب قدر باشد.

2- امام جواد علیه السلام: « هر کس در شب بیست و سوم ماه رمضان ، امام حسین علیه السلام را زیارت کند ـ همان شبى که امید است شب قدر باشدو در آن شب ، هر کار حکمت آمیزى فیصله مى یابد ـ روح هاى بیست و چهار هزار فرشته و پیامبر با او مصافحه مى کنند ، که همگى از خداوندْ اذن مى گیرندکه آن شب ، حسین علیه السلام را زیارت کنند. »

ه ـخواندن سوره هاى عنکبوت ، روم و دُخان


امام صادق علیه السلام ـ خطاب به ابو بصیر ـ :


« هر کس دو سوره عنکبوت و روم را در ماه رمضان ، در شب بیست و سوم بخواند ، به خدا قسم ـ اى ابو محمّد ـ او از اهل بهشت است و هرگز در این سخن استثنا نمى کنم و نمى ترسم که خداوند ، در این سوگند گناهى بر من بنویسد.


این دو سوره نزد خداوند ، جایگاهى والا دارند.»

الإقبال: و از اعمال افزون در شب بیست و سوم ، خواندن سوره دُخان در آن شب و در هر شب است...

و ـ خواندن هزار بار سوره قدر

سیّد ابن طاووس ـ در الإقبال ـ :از قرائت قرآن در این شب [ قرائتِ] هزار بار سوره «إنّا أنزلناه» است. روایتى براى این ، در شب اوّل ، به صورت کلّى (براى همه ماه) گذشت. اختصاص خواندن این سوره در این شب نیز با سندهاى چندى از امام صادق علیه السلام براى ما روایت شده است ،که فرمود: «اگر کسى در شب بیست و سوم ماه رمضان ، هزار بار سوره إنّا أنزلناه بخواند ، صبح خواهد کرد ، در حالى که یقین او ، با اعتراف به آنچه مخصوص ماست ، استوار خواهد بود و این نیست ، مگر به سبب آنچه در خواب خود مى بیند»


ز ـ دعا براى امام زمان علیه السلام

مصباح المتهجّد ـ به نقل از محمّد بن عیسى ، با سدر شب بیست و سوم ماه رمضان ، این دعا در حال سجود ، ایستاده ، نشسته و در هر حال و در همه ماه و هر گونه و هر وقت از روزگارت که ممکن شود ، مکرّر خوانده مى شود. پس از ستایش خداى متعال و درود بر پیامبر ، محمّد صلى الله علیه و آله ، مى گویى :

«خداوندا! در این ساعت و در هر ساعت ، براى ولىّ خود ، ... پسر ... (حجة بن الحسن ع) ، سرپرست و نگهبان و پیشوا و یاور و راهنما و چشم باش ،تا آن که او را در زمین خود ، با اطاعت و رغبت مردم ساکن سازى و وى را در آن به مدّت طولانى بهره مند گردانى!»

فضیلت و آداب روز قدر



الإقبال ـ به نقل از هشام بن حکم ، از امام صادق : روزِ شب قدر ، مثل شب قدر است.

امام صادق علیه السلام:شب قدر ، در هر سال ، هست و روز شب قدر ، مثل شب قدر است.

امام صادق علیه السلام: صبح روز شب قدر ، مثل شب قدر است. پس ، عمل و تلاش کن . 

[ ۱۳٩۱/٥/۱٧ ] [ ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

 

اعمال شب بیست و یکم

کفعمى از سید بن باقى نقل کرده که در شب بیست و یکم مى خوانى:

 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَاقْسِمْ لى حِلْماً یَسُدُّ عَنّى بابَ الْجَهْلِ، وَهُدىً

 

خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد و چنان بردباریى بهره ام کن که ببندد بر من دَرِ نادانى را و هدایتى

 

تَمُنُّ بِهِ عَلَىَّ مِنْ کُلِّ ضَلالَةٍ، وَغِنىً تَسُدُّ بِهِ عَنّى بابَ کُلِّ فَقْرٍ، وَقُ       وَّةً

 

به من ده که بر من منت نهد از رهانیدن از هر گمراهى و بى نیازیى به من بده که درهاى انواع فقر را به تمامى بر من ببندد و نیرویى

 

تَرُدُّ بِها عَنّى کُلَّ ضَعْفٍ، وَعِزّاً تُکْرِمُنى بِهِ عَنْ کُلِّ ذُلٍّ وَرِفْعَةً

 

به من ده که هرگونه سستى را از من بازگرداند و عزتى که از هر خوارى مرا گرامى دارى و رفعت مقامى که بدان وسیله مرا

 

تَرْفَعُنى بِها عَنْ کُلِّ ضَعَةٍ، وَاَمْناً تَرُدُّ بِهِ عَنّى کُلَّ خَوْفٍ، وَعافِیَةً

 

از هر پستى بلند کنى و امنیتى که بوسیله آن هر ترسى را از من دور کنى و تندرستى که بدان وسیله مرا از

 

تَسْتُرُنى بِها عَنْ کُلِّ بَلاءٍ، وَعِلْماً تَفْتَحُ لى بِهِ کُلَّ یَقینٍ، وَیَقیناً تُذْهِبُ

 

هر بلایى بپوشانى و دانشى که به آن هر یقینى را بر من مفتوح گردانى و یقینى که بدان وسیله

 

بِهِ عَنّى کُلَّ شَکٍّ، وَدُعآءً تَبْسُطُ لى بِهِ الْإِجابَةَ فى هذِهِ اللَّیْلَةِ، وَفى

 

هر شک و تردیدى را از من دور سازى و دعائى که اجابتش را بر من بگسترانى در همین امشب و در

 

هذِهِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ یا کَریمُ وَخَوْفاً تَنْشُرُ لى بِهِ

 

همین ساعت ... ... ... ... اى بزرگوار و ترسى به من بده که

 

کُلَّ رَحْمَةٍ، وَعِصْمَةً تَحُولُ بِها بَیْنى وَبَیْنَ الذُّنُوبِ، حَتّى اُفْلِحَ بِها

 

هر رحمتى را بدان وسیله بر من بگسترانى و مرا چنان خودنگهدار کن که همان حالت میان من و گناهان حائل شود

 

عِنْدَ الْمَعْصُومینَ عِنْدَکَ، بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.

 

و بدان وسیله در پیشگاه معصومین (و خود نگهداران) درگاهت رستگار باشم اى مهربانترین مهربانان.

 

و روایت شده که در شب بیست و یکم حمّاد بن عثمان بر حضرت صادق علیه السلام وارد شد حضرت سؤال کرد که غسل کرده اى عرض کرد بلى فدایت شوم پس حضرت حصیرى طلبید و حمّاد را نزدیک خود طلبید و مشغول نماز شد و پیوسته آن حضرت نماز خواند و حمّاد نیز خود را به آن حضرت چسبانیده بود و نماز مى خواند تا از نمازهاى خویش فارغ شدند پس آن حضرت دعا کرد و حمّاد آمین گفت تا صبح طلوع کرد آن جناب اذان و اقامه گفت و بعض از غِلْمان خود را طلبید و پیش ایستاد و نماز صبح خواند در رکعت اوّل حمد و قدر و در دویّم حمد و توحید خواند و بعد از نماز مشغول به تسبیح و تحمید و تقدیس و ثناى بر خدا و صلوات بر پیغمبرصلى الله علیه وآله و دعا براى مؤمنین و مؤمنات و مسلمین و مسلمات شد پس سر به سجده نهاد و مقدار یک ساعت بجز نفس چیزى از آن جناب شنیده نشد پس از آن این دعا را خواند لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْاَبْصارِ تا آخر دعا که در اقبالست و شیخ کلینى روایت کرده که حضرت باقرعلیه السلام در شب بیست و یکم و بیست و سیّم دعا مى خواند تا نیمه شب و بعد از آن شروع مى نمود به نماز خواندن و بدانکه در هر شب از شبهاى این دهه غسل مستحب است و روایت شده که حضرت رسول صلى الله علیه وآله در هر شب این دهه غسل مى کرد و اعتکاف در این دهه مستحب است و فضیلت بسیار دارد و افضل اوقات اعتکاف است و روایت شده که مقابل دو حجّ و دو عمره است:

 

وَکانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ: اِذا کانَ الْعَشْرُ الْأَواخِرَ، اعْتَکَفَ فِى الْمَسْجِدِ، وَضُرِبَتْ لَهُ قُبَّةٌ مِنْ شَعْرٍ، وَشَمَّرَ الْمیزَرَ، وَطَوى فِراشَهُ.

 

رسم رسول خدا صلى اللّه علیه و آله چنان بود که چون دهه آخر ماه رمضان مى شد در مسجد معتکف مى شد و چادرى موئین برایش مى زدند و کمر را محکم مى بست و بستر خواب را جمع مى کرد.

و بدانکه در این شب در سنه چهلم واقع شد شهادت مولاى ما حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و در این شب تجدید مى شود احزان آل محمّد علیهم السلام و اشیاع ایشان و روایت شده که در آن شب مانند شب شهادت امام حسین علیه السلام برداشته نشد سنگى از روى زمین مگر آنکه در زیر آن خون تازه بود شیخ مفید فرموده که در این شب صلوات بسیار بفرستد و سعى و کوشش کند در نفرین بر ظالمان آل محمدعلیهم السلام و لعن بر قاتل امیرالمؤمنین علیه السلام روز بیست و یکم روز قتل حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و مناسبست زیارت آن جناب و کلمات حضرت خضرعلیه السلام که به منزله زیارت آن حضرتست در این روز.

[ ۱۳٩۱/٥/۱٧ ] [ ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

اعمال مخصوص شب 19 رمضان

شب نوزدهم اوّل شب‌هاى قدر است و شب قدر همان شبى است که در تمام سال شبى به خوبى و فضیلت آن نمى‌رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور سال مى‌شود و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل مى‌شوند و به خدمت امام زمان(ع) مشرف مى‌شوند و آن‌چه براى هرکس مقدّر شده است بر امام زمان(ع) عرضه مى‌کنند.

به گزارش ایسنا، اعمال شب‌هاى قدر بر دو نوع است؛ یکى آن‌که در هر سه شب باید انجام داد و دیگر آن‌که مخصوص است به هر شبى. پس آن چند چیز است:

اوّل

غسل؛علاّمه مجلسى فرموده که غسل این شب‌ها را مقارن غروب آفتاب کردن بهتر است که نماز شام را با غسل بکند.

دوّم

دو رکعت نماز؛ در هر رکعت بعد از حمد هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَاَتُوبُ اِلَیْهِ بگوید

در روایت نبوى(ص) است که از جاى خود برنخیزد تا حقّ تعالى او را و پدر و مادرش را بیامرزد

سوّم

باز کردن قرآن در مقابل خود و گفتن این جملات؛

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِکِتابِکَ الْمُنْزَلِ

خدایا از تو خواهم به حق کتاب فرستاده شده‌ات

وَ ما فیهِ وَ فیهِ اسْمُکَ الاْکْبَرُ وَاَسْماَّؤُکَ الْحُسْنى

و آن‌چه در آنست که در آن است نام بزرگت و نام‌هاى نیکویت

وَما یُخافُ وَ یُرْجى اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقاَّئِکَ مِنَ النّارِ

و آن‌چه بدانها ترس و امید شود که قرارم دهى از زمره آزاد شدگانت از دوزخ

"پس هر حاجت که دارد بخواهد"

چهارم

قرآن کریم را برسر گذارده و می‌گوید؛

اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ

خدایا به حق این قرآن

وَ بِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ

و بحق آنکس که او را بدان فرستادى

وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فیهِ

و بحق هر مؤ منى که در این قرآن مدحش کرده‌اى

وَ بِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ

و بحقى که تو بر ایشان دارى زیرا کسى نیست که حق تو را بهتر از خودت بشناسد

پس ده مرتبه بگوید؛

«بِکَ یا اَللّهُ»

بحق خودت اى خدا

و ده مرتبه

«بِمُحَمَّدٍ»

بحق محمدصلى الله علیه و آله

و ده مرتبه

«بِعَلی»

بحق على علیه السلام

و ده مرتبه

«بِفاطِمَةَ»

بحق فاطمه سلام الله علیها

و ده مرتبه

«بِالْحَسَنِ»

بحق حسن علیه السلام

و ده مرتبه

«بِالْحُسَیْنِ»

بحق حسین علیه السلام

و ده مرتبه

«بِعَلِىّ بْنِ الْحُسَیْنِ»

بحق على بن الحسین علیه السلام

و ده مرتبه

«بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِی»

بحق محمد بن على علیه السلام

و ده مرتبه

«بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ»

بحق جعفر بن محمد علیه السلام

و ده مرتبه

«بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ»

بحق موسى بن جعفرعلیه السلام

و ده مرتبه

«بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى»

بحق على بن موسى علیه السلام

و ده مرتبه

«بِمُحَمَّدِبْنِ عَلِی»

بحق محمد بن على علیه السلام

و ده مرتبه

«بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ»

بحق على بن محمدعلیه السلام

و ده مرتبه

«بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِی»

بحق حسن بن على علیه السلام

و ده مرتبه

«بِالْحُجَّةِ»

به حق حضرت حجت علیه السلام

"پس هر حاجت که دارى طلب کن"

پنجم

زیارت امام حسین علیه السلام؛ در خبر است که چون شب قدر مى‌شود منادى از آسمان هفتم ندا مى کند از بُطنان عرش که حقّ تعالى آمرزیده هر که را که به زیارت قبر حُسین علیه السلام آمده است.

ششم

بر پا داشتن احیا؛ همانا روایت شده هرکه احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هرچند به عدد ستارگان آسمان و سنگینى کوه‌ها و وزن دریاها باشد.

هفتم

صد رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد و افضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند.

هشتم

للَّهُمَّ اِنّى اَمْسَیْتُ لَکَ عَبْداً داخِراً، لا اَمْلِکُ لِنَفْسى نَفْعاً وَلا ضَرّاً، وَلا

 

خدایا من شام کردم در حالى که بنده خوارى هستم که مالک سود و زیانى براى خویش نیستم و نتوانم

 

اَصْرِفُ عَنْها سُوءاً، اَشْهَدُ بِذلِکَ عَلى نَفْسى ، وَاَعْتَرِفُ لَکَ بِضَعْفِ

 

از خویشتن پیش آمد ناگوارى را بازگردانم و این مطلبى است که من آن را بر خویش گواهى دهم و به ناتوانى

 

قُوَّتى ، وَقِلَّةِ حیلَتى ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَاَنْجِزْ لى ما

 

خود و بیچارگیم در برابرت اعتراف دارم پس درود فرست بر محمد و آل محمد و وفا کن برایم بدانچه

 

وَعَدْتَنى ، وَجَمیعَ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فى هذِهِ اللَّیْلَةِ،

 

بر من و همه مؤمنین و مؤمنات وعده فرمودى از آمرزش در این شب

 

وَاَتْمِمْ عَلَىَّ ما اتَیْتَنى فَاِنّى عَبْدُکَ الْمِسْکینُ الْمُسْتَکینُ، الضَّعیفُ

 

و تمام کن بر من آنچه را به من دادى زیرا که من بنده بینواى مستمند ناتوان تهیدست

 

الْفَقیرُ الْمَهینُ، اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْنى ناسِیاً لِذِکْرِکَ فیما اَوْلَیْتَنى ، وَلا [غافِلاً]

 

خوار توام خدایا قرار مده مرا فراموشکار از یاد خویش در آنچه به من انعام فرمودى و نه غافل از

 

لِإِحْسانِکَ فیما اَعْطَیْتَنى ، وَلا ایِساً مِنْ اِجابَتِکَ، وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى ،

 

احسانت در آنچه به من عطا کردى و قرارم مده ناامید از اجابت خویش و اگرچه دیرزمانى طول کشد

 

فى سَرَّآءَ اَوْ ضَرَّآءَ، اَوْ شِدَّةٍ اَوْ رَخآءٍ، اَوْ عافِیَةٍ اَوْ بَلاءٍ، اَوْ بُؤْسٍ اَوْ

 

چه در خوشى و چه در سختى در دشوارى یا در آسایش در تندرستى یا گرفتارى در تنگدستى یا

 

نَعْمآءَ، اِنَّکَ سَمیعُ الدُّعآءِ *

در نعمت براستى تو شنواى دعایى

و این دعا را کفعمى از امام زین العابدین علیه السلام روایت کرده که در این شب‌ها مى‌خوانده در حال قیام و قعود و رکوع و سجود و علاّمه مجلسى(ره) فرموده که بهترین اعمال در این شب‌ها طلب آمرزش و دعا از براى مطالب دنیا و آخرت خود و پدر و مادر و خویشان خود و برادران مؤمن زنده و مرده ایشان است و اَذکار و صلوات بر محمد و آل محمدعلیهم السلام آن‌چه مقدور شود و در بعضى از روایات وارد شده است که دعاء جوشن کبیر را در این سه شب بخوانند.

فقیر گوید که دعاء جوشن در سابِق گذشت و روایت شده که خدمت حضرت رسول(ص) عرض شد که اگر من درک کنم شب قدر را چه از خداوند خود بخواهم فرمود «عافیت را»

هم‌چنین اعمال مخصوص شب نوزدهم چند چیز است؛

اوّل؛ صد مرتبه «اَسْتَغْفِرُاللّهَ رَبّى وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ»

دوّم؛ صد مرتبه «اَللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ»

سوّم؛ بخواند دعاء یا ذَاالَّذى کانَ که متن آن به این شرح است:

یا ذَاالَّذى کانَ قَبْلَ کُلِّشَىْءٍ ثُمَّ خَلَقَ کُلَّشَىْءٍ

اى که بوده اى پیش از هر چیز و آفرید هر چیز را و

ثُمَّ یَبْقى وَیَفْنى کُلُّشَىْءٍ یا ذَا الَّذى لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَى ءٌ

سپس تنها او باقى ماند و هر چه هست فانى شود

وَیا ذَاالَّذى لَیْسَ فِى السَّماواتِ الْعُلى وَلا فِى الاْرَضینَ السُفْلى

اى که نیست مانندش چیزى، اى که معبودى جز او در آسمانهاى بالا و نه در زمینهاى پائین

وَلا فَوقَهُنَّ وَلا تَحْتَهُنَّ وَلا بَیْنَهُنَّ اِلهٌ یُعْبَدُ غَیْرُهُ

و نه فوق آنها و نه زیر آنها و نه در مابین آنها نیست

لَکَ الْحَمْدُ حَمْداً لا یَقْوى عَلى اِحْصاَّئِهِ اِلاّ اَنْتَ

خاص تو است ستایش آن ستایشى که توانائى ندارد بر شماره اش کسى جز تو

فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمِّدٍ صَلوةً لا یَقْوى عَلى اِحْصاَّئِها اِلاّ اَنْتَ

درود فرست بر محمد و آل محمد درودى که توانائى نداشته باشد بر شماره اش کسى جز تو

چهارم

بخواند: اَللّهُمَّ اْجْعَلْ فیما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاْمْرِ الْمَحْتُومِ

خدایا قرار ده در آنچه حکم کرده و مقدر فرموده اى از سرنوشت حتمى

وَفیما تَفْرُقُ مِنَ الاْمْرِ الحَکیمِ فى لَیْلَةِ الْقَدْرِ

و در آنچه جدا کنى از فرمان حکیمانه ات در شب قدر و

وَفِى الْقَضاَّءِ الَّذى لا یُرَدُّ وَلا یُبَدَّلُ

در آن قضا و قدرى که برگشت و تغییر و تبدیلى ندارد

اَنْ تَکْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَیْتِکَ الْحَرامِ

که نام مرا در زمره حاجیان خانه محترمت (کعبه ) بنویسى

الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْکُورِ سَعْیُهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُکَفَّرِ عَنْهُمْ سَیِّئاتُهُمْ

آنان که حج‌شان مقبول و سعی‌شان مورد تقدیر و گناهانشان آمرزیده و کردار بدشان بخشوده شده است

وَاجْعَلْ فیما تَقْضى وَتُقَدِّرُ اَنْ تُطیلَ عُمْرى وَتُوَسِّعَ عَلَىَّ فى رِزْقى

و قرار ده در آنچه مقدر فرموده‌اى که عمر مرا طولانى کرده و روزیم را وسیع گردانى

وَتَفْعَلَ بى کَذا وَکَذا

و درباره‌ام چنین و چنان کنى

و به جاى این کلمه حاجت خود را ذکر کند.


[ ۱۳٩۱/٥/۱٧ ] [ ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

 

در بیت خدا شیر خدا را کشتند / داماد نبی، امام ما را کشتند

یارب چه گنه داشت که در وقت سحر / آیینه روشن دعا را کشتند

………………….

بنال ای دل، دل عالم غمین است / شب قتل امیرالمؤمنین است

پیمبر می‌زند بر سینه گویا / در این غم نوحه‌خوان روح‌الامین است

الهی ! تو را سوگند بر مظلو میت بیست و یکم رمضان و دلهای مملوّ از آه و فغان ، بینوایان داغدار را در حسرت سعادت ناشی از فضیلت خویش مسوزان و دلهای افتاده را از درگاه با عظمت خویش نا امید مفرما.

سال ۴۰ هجری قمری: شهادت حضرت علی علیه السلام

پس از آن که ضربت خوردن حضرت علی علیه السلام در شهر کوفه پراکنده شد، اهالی این شهر، به ویژه شیعیان و محبان آن حضرت، سراسیمه وارد مسجد شده و از حال آن حضرت پرس و جو نمودند.

آنان هنگامی که به نزد آن حضرت رسیدند، دیدند سر مبارکش در دامن فرزندش امام حسن مجتبی علیه السلام است و با این که جای زخم سرش را محکم بسته اند، با این حال خون از آن جاری است و چهره مبارک آن حضرت از زردی به سفیدی مایل شده است و به آسمان نظر می افکند و به تسبیح و تقدیس الهی مشغول است و می گوید: الهی اسئلک مرافقه الأنبیاء و الأصیاء و أعلی درجات جنّه المأوی.

در همین هنگام ضارب آن حضرت، یعنی عبدالرحمن بن ملجم مرادی را دستگیر کرده و به مسجد آوردند. مردم که از شدت خشم و ناراحتی می خواستند وی را با دست و دندان خویش پاره پاره کرده و به سزایش برسانند، با ممانعت محافظان و یاران حضرت علی علیه السلام مواجه شدند.

حضرت امام علی علیه السلام هنگامی که نظر مبارکش به آن تیره بخت و روسیاه افتاد، به وی فرمود: ای ملعون! کُشتی امیرمؤمنان و پیشوای مسلمانان را، در حالی که تو را پناه داد و بر دیگران اختیار کرد و به تو عطاها نمود. آیا برای تو بد امامی بود؟ و پاداش نیکی های او به تو، همین بود که دادی؟

ابن ملجم سر به زیر افکند و سخنی نمی گفت. پس از دقایقی امام علی علیه السلام چشم گشود و فرمود: ارفقوا یا ملائکه ربّی بی؛ ای فرشتگان خدا با من رفق و مدارا کنید.

ابن ملجم مرادی، در این وقت می گریست و خطاب به آن حضرت، می گفت: افأنت تنقذ من فی النار؟ آیا تو می توانی کسی که جایش در جهنم است، نجاتش دهی؟

امام علی علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام درباره رفتار با ابن ملجم سفارش کرد و به وی فرمود: پسرم! با اسیر خود مدارا کن و با وی طریق شفقت و رحمت پیش گیر.

امام حسن علیه السلام عرض کرد: پدرجان! این ملعون، ضربتی سخت بر تو وارد کرد و دل های ما را به درد آورده است، با این حال دستور می دهی که با وی رفتاری مشفقانه در پیش گیریم؟

امام علی علیه السلام فرمود: فرزندم! ما اهل بیت علیهم السلام رحمت و مغفرتیم. پس وی را به آن چه خود می خوری، بخوران و به آن چه می آشامی، بیاشام. اگر من از دنیا رفتم، از او قصاص کن ولی جسدش را به آتش مسوزانید و وی را مثله نکنید. زیرا از جدت رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: مثله نکنید، اگر چه سگ گزنده باشد.

اما اگر زنده ماندم، خودم داناترم که با او چه رفتاری کنم و عفو وی را ترجیح می دهم. زیرا ما از اهل بیتیم که با گناهکاران در حق خویش، جز به عفو و کرم رفتار نمی کنیم.

در این هنگام، آن حضرت را به سوی خانه اش منتقل کردند و دختران و فرزندان و سایر خانواده آن حضرت، با دیدن وی شیون و گریه سردادند.

نقل شد که برای درمان زخم آن حضرت، پزشکان کوفه را گرد آوردند و حاذق ترین و داناترین آنان، شخصی بود به نام “اثیربن عمرو”. وی چون در زخم سر مبارک آن حضرت نگریست، شش گوسفندی طلبید که تازه و گرم بود و رگی از آن بیرون کشید و آن را در شکاف زخم سر آن حضرت گذاشت و در آن دمید تا اطرافش به تمام قسمت های جراحت رسید و اندکی بگذاشت و سپس برداشت و در آن نگاهی کرد و دید که برخی از سفیدی مغز سر آن حضرت در آن مشاهده می گردد. در این وقت با حسرت و آه، عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! وصیت خود را بگو، که این زخم کار خود را کرده و به مغز سرت رسیده است و از تدبیر بیرون شده است.

آن گاه حضرت علی علیه السلام به امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام و سایر فرزندانش سفارش نمود. وصیت آن حضرت به فرزندانش در نامه ۴۷ نهج البلاغه (فیض الاسلام) آمده است.

حضرت علی علیه السلام تا شب ۲۱ رمضان، در بستر بیماری بود و در این شب گاهی بی هوش می گردید و گاهی به هوش می آمد و به اطرافیان نظری می افکند و به آنان توصیه می نمود.

سرانجام چشمان مبارکش را بر هم گذاشت و پاهای خود را به سوی قبله نمود و گفت: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد انّ محمداً عبده و رسوله.

این کلمات را گفت و روح مبارکش به اعلی علیین پرواز کرد. امام حسن مجتبی علیه السلام و امام حسین علیه السلام به همراهی سایر فرزندان و یاران نزدیک وی، او را غسل و کفن کرده و طبق سفارش آن حضرت، شبانه وی را در بیرون شهر کوفه، در جایی که هم اکنون معروف به نجف اشرف است، به خاک سپردند.

[ ۱۳٩۱/٥/۱٧ ] [ ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

 

باز امشب عشق تنها میشود / زخم ، سهم فرق مولا میشود

جاده میماند غریب و بی سوار / ذوالفقار عدل میگیرد غبار . . .

امشب این دل یاد مولا می کند / لیلة القـدر است و احیا می کند

بشنو ای گـوش دلها بی صدا / نغمه ی فـزت و رب الکعبه را . .

شهادت  امیرمؤمنان حضرت علی(ع) تسلیت باد

ضربت خوردن امیرمؤمنان حضرت علی (علیه السلام )

در سال 40 هجری قمریدر محراب مسجد کوفه

در نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 40 هـ .ق. فرق مبارک مولای متقیان امیرمؤمنان حضرت علی (علیه السلام ) در هنگام نماز صبح در محراب مسجد کوفه با شمشیر آغشتة به زهر ابن ملجم مرادی شکافته شد.
گفته  اند: گروهی از فراریان جنگ خوارج، در مکه در مذاکرة محرمانه خود به این نتیجه رسیدند که برای اصلاح امور مسلمانان، سه تن را باید به قتل برسانند: حضرت علی (علیه السلام )، معاویه و عمروعاص. سه نفر از خوارج خود را برای اجرای این کار آماده ساختند: ابن ملجم داوطلب برای کشتن حضرت علی (علیه السلام ) شد. او بی آن  که نیت خود را برای کسی بگوید وارد کوفه شد و در آن شهر با هم مسلکان خود، محرمانه تماس گرفت.
سرانجام زنی به نام قُطام و دو تن دیگر به نام‌های وَردان و شبیب با او هم  دست شدند و تصمیم گرفتند تا در سحرگاه شب نوزدهم رمضان در مسجد کوفه به حضرت علی (علیه السلام ) حمله  ور شوند. قُطام شمشیرهایی را که از قبل زهرآلود کرده بود به دست آن  ها داد. آن  ها جریان را به اشعث بن قیس نیز گفته بودند. او نیز با آن  ها هم رأی شده و برای کمک آن  ها به مسجد آمده بود.
مولای متقیان حضرت علی (علیه السلام ) طبق معمول، سحرگاه به سوی مسجد کوفه آمدند و بالای بام رفتند و هنگام سپیدة سحر اذان گفتند. سپس به محراب مسجد رفتند و مشغول نماز نافلۀ صبح شدند. وقتی در رکعت اول سر از سجده برداشتند. شبیب به طرف آن حضرت حمله ور شد، ولی شمشیرش به خطا رفت؛ بلافاصله ابن ملجم مرادی حمله کرد و شمشیر او بر فرق مبارک حضرت علی (علیه السلام ) فرود آمد و فرق ایشان را تا نزدیک پیشانیشان شکافت و محاسن شریفشان را غرقِ خون کرد. در این هنگام حضرت فرمودند: « بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله فُزتُ و رب الکعبة ؛ به نام خدا و برای خدا و بر دین رسول خدا. به خدای کعبه سوگند که رست  گار شدم!» سپس مقداری از خاک محراب را برداشت و روی زخم سرش پاشیدند و این آیه را تلاوت فرمودند: «مِنها خَلَقناکُُم وَ فیها نُعیدُکُُم وَ مِنها نُخرِجُکُُم تارَةً اُخری؛ ما شما را از خاک آفریدیم و در آن باز می گردانیم و از آن نیز بار دیگر شما را بیرون می آوریم».
سپس اصحاب، یاران و آن حضرت را به خانه بردند و در بستر شهادت قرار دادند.
گفته  اند: هنگامی که ضربت ابن ملجم بر فرق مبارک مولای متقیان علی (علیه السلام ) فرود آمد، زمین لرزید و دریاها طوفانی و آسمان  ها متزلزل گشت و درهای مسجد به هم خورد و خروش از ملایکة آسمان  ها بلند شد و باد سیاهی به سختی وزید که جهان را تاریک ساخت. جبرئیل در میان آسمان و زمین ندا داد، به طوری که مردم هم شنیدند و گفت: «به خدا سوگند که ارکان هدایت در هم شکست و ستاره‌های علم نبوت خاموش شد؛ نشانه‌های پرهیزکاری از بین رفت و ریسمان محکم الهی پاره شد؛ پسر عموی حضرت مصطفی و سید اوصیا، علی مرتضی، شهید شد و بدبخت‌ترین اشقیا او را شهید کرد».

[ ۱۳٩۱/٥/۱٧ ] [ ٩:۳۸ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

الْقَدْر

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ ﴿1﴾

وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ ﴿2﴾

لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ ﴿3﴾

تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن کُلِّ أَمْرٍ ﴿4﴾

سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ ﴿5﴾

به نام خداوند بخشایشگر مهربان

ما آن (قرآن) را در شب قدر نازل کردیم

و تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟

شب قدر بهتر از هزار ماه است

فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان هر امری را نازل می‌کنند 

شبی است سرشار از سلامت تا طلوع سپیده.

(قرآن کریم، سوره قدر)

امام صادق(ع):‌

«قلب ماه رمضان شب قدر است»

«‌شب فاطمه (س) و قدر خداوند است؛ پس هر کس حق شناخت فاطمه (س) را به جا آورد، ‌شب قدر را درک کرده است»

«تقدیرات در شب نوزدهم است و حتمی شدن آن در شب بیست‌ویکم و امضای آن در شب بیست‌وسوم»

 

شب قدردر باور مسلمانان شب قدر (به عربی: لیلة القدر) شبی است در ماه رمضان که قرآن در آن شب (جدا از وحی تدریجی) همچنین به ‌طور کامل بر محمد نازل شده ‌است مسلمانان باور دارند که در این شب هر امر محکمی جدا می‌شودبنابر آموزه‌های اسلامی خوابیدن در شب قدر مذموم و شب زنده‌ داری در آن سفارش شده است و دعا و استغفار در این شب وظیفه دانسته شده ‌است روز قدر هم به اندازه شب آن ارجمند است

بعضی هاشب قدر را به معنی منزلت دانسته‌اند و بعضی دیگر آن را به معنی تنگی و گرفتاری دانسته‌اند. برخی نیز قدر را اندازه‌گیری و تقدیر امور معنی کرده‌اند.

معنای قدر 

اساساً قدر به معنای اندازه‌گذاری است و ظاهراً منظور قرآن کریم از گذاردن نام قدر بر این شب پرعظمت، تعیین و مشخص کردن جزئیات امور مربوط به تمامی مخلوقات در آن می‌باشد. به بیان روشنتر در این شب، حوادث و اتفاقات مانند مرگ و زندگی، سعادت و شقاوت، رزق و روزی و ... برای انسانها و حوادث طبیعی جاری شدن سیل، وقوع زمین لرزه و ... در رابطه با سایر کاینات معین و مشخص می‌گردد.

آیه شریفه سوره دخان هم در توصیف شب قدر، این مطلب را تأیید می‌کند. خداوند متعال در این آیه می‌فرماید: "در آن شبهر حادثه‌ای که باید واقع شود خصوصیاتش مشخص و معین می‌شود.

حم ( 1 )

حم‌

وَالْکِتَابِ الْمُبِینِ ( 2 )

سوگند به این کتاب روشنگر،

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةٍ مُّبَارَکَةٍ ۚ إِنَّا کُنَّا مُنذِرِینَ ( 3 )

که ما آن را در شبی پر برکت نازل کردیم؛ ما همواره انذارکننده بوده‌ایم!

فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ ( 4 )

در آن شب هر امری بر اساس حکمت (الهی) تدبیر و جدا می‌گردد.

أَمْرًا مِّنْ عِندِنَا ۚ إِنَّا کُنَّا مُرْسِلِینَ ( 5 )

(آری، نزول قرآن) فرمانی بود از سوی ما؛ ما (محمد (ص) را) فرستادیم!

رَحْمَةً مِّن رَّبِّکَ ۚ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ( 6 )

اینها همه بخاطر رحمتی است از سوی پروردگارت، که شنونده و داناست

استاد مطهرى در تعریف قدر میفرماید: « ... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت که حدود و اندازه و موقعیت مکانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.» پس در یک کلام، «قدر» به معناى ویژگى‏هاى طبیعى و جسمانى چیزهاست که شامل شکل، حدود، طول، عرض و موقعیت‏هاى مکانى و زمانى آنها مى‏گردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمى‏گیرد.

این معنا از روایات استفاده می‏شود؛ چنان که در روایتى از

امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشى‏ء، طوله و عرضه»؛ «اندازه‏گیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.»  و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»

در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بکذا و کذا و فى امر الناس بکذا و کذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر کارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان

برای بیان روشنتر اهمیت این شب، می‌توان دو دسته آیات قرآنی که درباره این شب نازل شده‌اند را در نظر گرفت. دسته‌ای از این آیات به بیان عظمت و شرافت فوق‌العاده این شب می‌پردازند و دسته دیگر بیانگر اثرات این شب هستند.

از دیدگاه قرآن کریم عظمت و شرافت این شب آن قدر والاست که خداوند می‌گوید: "و تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟

با کمی دقت در آیاتی از قرآن کریم که در آنها نیز این گونه خطاب به کار رفته است، درمی‌یابیم که خداوند هنگام اشاره یا تذکر به امور بسیار پر‌اهمیت به این صورت، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را مورد خطاب قرار داده است. به عنوان مثال وقتی صحبت از قیامت و عظمت این روز به میان آمده و آگاهی و جلب توجه مردم به اتفاقات بسیار بزرگ آن روز مورد نظر بوده، از این نوع خطاب استفاده شده است.در آیه شریفه سوره قدر هم اگر خداوند برترین مخلوق خود و آخرین فرستاده خویش را اینگونه مورد خطاب قرار می‌دهد، به دنبال بیان عظمت فوق‌العاده این شب است.

در آیه‌ای دیگر خداوند این شب را از (حدود) سی هزار شب که شب قدری در آنها وجود ندارد، برتر دانسته است. به وضوح این مقایسه و برتری شگفت‌انگیز، به طور ملموس‌تری عظمت این شب را برایمان روشن می‌کند.

در دسته دوم از آیات قرآن کریم، خداوند به بیان خصوصیات این شب می‌پردازد. دارا بودن چنین خصوصیاتی موجب می‌شود که این شب اثرات خاص و منحصر به فردی را در میان تمامی شبهای سال داشته باشد. به عنوان نمونه این شب شبی «مبارک» خوانده شده است. مبارک به معنای پرخیر و برکت است و به کار بردن این تعبیر در خصوص شب قدر به این مفهوم است که این شب بلند مرتبه، گنجایش و ظرفیت خیر کثیری را دارد. تا حدی که به تصریح آیات قرآن کریم، نزول قرآن در این شب صورت گرفته است.همچنین به سبب خیر و برکت فراوان در این شب رحمت و مغفرت خداوند به سوی بندگان نازل می‌شود.

از دیگر اثرات مهم شب قدر می‌توان به عدم صدور عذاب در این شب و در امان بودن بندگان از عقوبتهای الهی، اشاره کرد. چرا که خداوند صراحتاً سرتاسر این شب، از لحظه آغاز تا سپیده دم آن را سرشار از "سلامت" می‌خواند.

هر انسان با دقت در عظمت و شرافت اینچنین شبی و تأمل در اثرات آن و وقایعی که در آن اتفاق می‌افتد، به طور طبیعی به دنبال شناخت بیشتر و آگاهی از جوانب مختلف شب قدر خواهد بود. ما نیز در این مجال کوتاه، برآنیم تا هر چه بیشتر در حد توان ابعاد مختلف این شب را بررسی کنیم. از این رو در ادامه در خصوص معنای قدر، رویداد‌هایی که در این شب واقع می‌گردد، زمان وقوع چنین شبی و طریقه بهره‌گیری هر چه بیشتر از برکات آن بیشتر تأمل می‌کنیم.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٥/۱٦ ] [ ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

میلاد کریم سبزپوش آل فاطمه، تنهاترین سردار لشکر حیدر

و غریب شهر پیامبر تهنیت باد.

دوش بر گوشم رسید این مژده از جان آفرینم

کاید از ره آن نگار دلنواز و نازنینم

گفتم ای مه از کدامین آسمان باشی؟ بگفتا

شمس ایوان ولایت، عُروَة الوثقای دینم

من همان ماه تمامم، جلوه ی ماه صیامم

شاهد صلح و قیامم، وجه رب العالمینم

مولود خجسته رمضان! ای بدر تمام ماه خدا! تو تنهاترین فرزند رمضانی و آسمان، در پیشگاه کرم و بخشش تو، با این همه ابرهای باران زایش، گمشده ای غریب بیش نیست. رسول رحمت، تو را بر شانه های خویش سوار می کرد و بر تو مباهات مینمود. تو ادامه محمد (ص) و کرانه علی (ع) هستی. تو امام مایی و ما مُرید و دلداده تو.
و اینک در بهار شکفتن تو، در فصل خدا، بر خود از رهبری تو می بالیم و بر نامت که زینت همه خوبی ها و نیکی هاست، افتخار می کنیم.

فرزند گرامی رسول الله و نخستین نوه‏ی او در مقدس‏ترین ماه‏های سال قمری یعنی پانزدهم رمضان سال سوم هجرت چشم به جهان گشود

چون فاطمه(س)فرزندش حسن را به دنیا آورد، به پدرش على(ع)عرض کرد: نامى براى او بگذار، على(ع)فرمود: من چنان نیستم که در مورد نامگذارى او به رسول خدا پیشى گرفته و سبقت جویم.در این وقت رسول خدا(ص)بیامد، و آن کودک را در پارچه زردى پیچیده، به نزد آن حضرت بردند.حضرت فرمود: مگر من به شما نگفته بودم که او را در پارچه زردنپیچید؟سپس آن پارچه را به کنارى افکند و پارچه سفیدى گرفته و کودک را در آن پیچید، آنگاه رو به على(ع)کرده فرمود: آیا او را نامگذارى کرده‏اى؟

عرض کرد: من در نامگذارى وى به شما پیشى نمى‏گرفتم!

رسول خدا(ص)فرمود: من هم در نامگذارى وى بر خدا سبقت نمى‏جویم!

در این وقت‏خداى تبارک و تعالى به جبرئیل وحى فرمود که براى محمد پسرى متولد شده، به نزد وى برو و سلامش برسان و تبریک و تهنیت گوى و به وى بگو: براستى که على نزد تو به منزله هارون است از موسى، پس او را به نام پسر هارون نام بنه!

جبرئیل از آسمان فرود آمد و از سوى خداى تعالى به وى تهنیت گفت و سپس اظهار داشت: خداى تبارک و تعالى تو را مامور کرده که او را به نام پسر هارون نام بگذارى. رسول خدا(ص)پرسید: نام پسر هارون چیست؟عرض کرد: «شبر».فرمود: زبان من عربى است؟ عرض کرد: نامش را«حسن‏»بگذار، و رسول خدا(ص)او را حسن نامید...

و در برابر این روایت، روایات دیگرى هم در کتابهاى علماى شیعه و اهل سنت آمده که چون حسن(ع)به دنیا آمد، على(ع)او را«حرب‏»نامید، و چون رسول خدا(ص)اطلاع یافت‏به على(ع)دستور داد آن نام را به‏«حسن‏»تغییر دهد...

و یا اینکه على(ع)نام این نوزاد را«حمزه‏»گذارد و چون حسین به دنیا آمد نام او را«جعفر»گذارد، و پس از آن رسول خدا(ص)على(ع)راطلبیده و به او فرمود: به من دستور داده شده که نام این فرزند خود را تغییر دهم، سپس به على(ع)دستور داد که نام آن دو را«حسن‏»و«حسین‏»بگذارد، و على(ع)نیز به دستور آن حضرت عمل کرد... (

عمران بن سلیمان گفته:

«الحسن و الحسین اسمان من اسماء اهل الجنة، ما سمیت‏بهما فى الجاهلیة‏»

(حسن و حسین دو نام از نامهاى اهل بهشت است که در زمان جاهلیت‏سابقه نداشته است

انجام مراسم دینى و سنتهاى مذهبى

از جمله سنتهاى اسلامى درباره نوزاد، گفتن اذان و اقامه در گوش راست و چپ اوست که رسول خدا(ص)این سنت را درباره این نوزاد عزیز انجام داد، و پس از اینکه او را به دست آن حضرت دادند، در گوش راستش‏اذان و در گوش چپ او اقامه گفت

و نیز براى نوزاد جدید عقیقه کرد(یعنى گوسفندى براى او قربانى کردو یک ران آن را به قابله داد، و در برخى از روایات است که این کار را در روز هفتم انجام داد

 انا اعطیناک الکوثر فصل لربک و انحر. ان شانئک هو الابتر»

نخستین مظهر و نشانه‏ی کوثر که بر دامان پاک فاطمه‏ی اطهر (سلام الله علیها) پا به عرصه‏ی گیتی نهاد امام حسن علیه السلام بود. نشانه‏ای از تجلی مقدس‏ترین پدیده‏ای که از خجسته‏ترین پیوند برین انسانی، نصیب حضرت محمد صلی الله علیه و آله، علی مرتضی علیه السلام و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) گردید. همان لؤلؤی که از برزخ دو اقیانوس نبوت و امامت‏به ظهور پیوست ومعجزه‏ی بزرگ «مرج البحرین یلتقیان، بینهما برزخ لا یبغیان، یخرج منهما اللؤلوء والمرجان‏» . را تجسم بخشید و کلام خدا در کلمه‏ی وجود چنین ظاهر شد. از نیایی الهام گیر و پدری پیشوا، وارثی برخاکیان و جلوه‏ای برافلاکیان پدید آمد با وراثتی ابراهیمی، مقصدی محمدی، منهجی علوی، زهره‏ای زهرایی که عصای فرعون کوب موسی را در دست صلح آفرین عیسوی داشت و تندیس زنده‏ی اخلاق قرآن بود و رایت جاودانگی اسلامی را در زندگی توام با مجاهده و شکیبایی تضمین کرد و بقاع امن و ایمان را به ابدیت در بقیع شهادت بر افراشت و مکتبش از خاک گرم مدینه به همه سوی جهان جهت‏یافت و با همه‏ی مظلومیتش در برابر سیاهی و تباهی جبهه گرفت و به حقیقت اصالت‏بخشید و مشعلدار گمراهان و زعیم ره یافتگان گردید. حضرتش در بقیع بی بقعه; در جوار جده‏ی پدریش فاطمه بنت اسد، برادر زاده نازنینش امام سجاد علیه السلام و مضجع امام باقر و امام صادق علیهما السلام آرمیده است. 



ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٥/۱٢ ] [ ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

 قرآن به عنوان مهمترین رکن معارف اسلامی و کتاب سعادت دو سرای ، طی چند آیه مساله شیر مادر را مطرح فرموده است و تقریبا می توان دریافت که در هر یک از آیات کریمه به جنبه ی خاصی تاکید شده است.

معمولا در قوانین اساسی و کلی به ذکر موضوع اکتفا می شود و به جزئیات پرداخته نمی شود ، قرآن نیز در حقیقت قانون اساسی اسلام است مع الوصف اهمیت شیر مادر به پایه ای است که قرآن کریم ، گاهی به جزئیات مساله تغذیه با شیر مادر اشاره دارد.

نمونه هایی از آیات قرآن که درباره ی شیر مادر توضیح داده است:

الف) آیه ی 233 سوره البقره

ب) آیه ی 15 سوره الاحقاف

ج) آیه 14 سوره لقمان

د) آیه ی 6 سوره الطلاق

ه) آیات دیگر

الف) آیه ی 233 سوره البقره

وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن یُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَکِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَآرَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِکَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُواْ أَوْلاَدَکُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّآ آتَیْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿233﴾

و مادران فرزندانشان را دو سال کامل شیر دهند، این براى کسى است که بخواهد دوران شیرخوارگى را به حد کمال برساند و خوراک و پوشاک آنان در حد عرف بر عهده پدر فرزند است، هیچ‌کس جز به اندازه توانش مکلف نمى‌شود، هیچ مادرى نباید به خاطر فرزندش رنجه شود و نیز نباید پدر به خاطر فرزندش رنجه شود، وارث [و قیم‌] نیز همین حکم را دارد، و اگر به توافق و مشورت، قصد از شیر گرفتن فرزند را کردند، گناهى بر آنان نیست، و اگر خواستید براى فرزندانتان دایه بگیرید، چون به درستى دستمزد آنان را بپردازید، گناهى بر شما نیست، و از خداوند پروا کنید و بدانید که خدا از کار و کردار شما آگاه است‌.

ب) آیه ی 15 سوره الاحقاف

وَوَصَّیْنَا الإنْسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَوَضَعَتْهُ کُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَى وَالِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَإِنِّی مِنَ الْمُسْلِمِینَ ﴿١۵﴾

و به انسان سفارش کرده‌ایم که در حق پدر و مادرش نیکى کند [چرا که‌] مادرش به دشوارى او را آبستن بوده و به دشوارى او را زاده است، و [دوران‌[  بارگرفتن و از شیر گرفتن او سى‌ماه است، تا آنکه به کمال رشدش برسد و به چهل‌سالگى برسد گوید پروردگارا مرا توفیق ده که نعمتى را که بر من و بر پدر و مادرم ارزانى داشتى سپاس بگزارم، و کارهاى شایسته‌اى کنم که آن را بپسندى، و زاد و رود مرا نیز به صلاح‌آور، من به درگاه تو توبه کرده‌ام و من از مسلمانانم‌.

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٥/۱۱ ] [ ۱:۳٦ ‎ب.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]

بسم الله الرحمن الرحیم

بنام خداوند بخشنده مهربان


یاعَلیُّ یا عَظیمُ

ای والا ! ای بزرگ !

یا غَفُورُ یا رَحیمُ

ای آمرزنده! ای مهربان !

أنتَ الرَّبُّ العَظیم

تویی پروردگار بزرگ.

الَّذی لَیسَ کَمِثلِِهِِ شَیءٌ

که همانندی ندارد .

و هوَ السَّمیعُ البصیرُ

و هم او شنوای بیناست .

و هَذا شَهرٌ

این ماهی است

عَظَّمتَهُ و کَرَّمتَهُ

که بزرگش داشتی ، گرامیش کردی

و شَرَّفتَهُ و فَضَّلتَهُ

شرافتش بخشیدی و برترش ساختی

عَلَی الشُّهُورِ

برهمه ی ماه ها

و هوَ الشُّهرُ الَّذی

آن ماهی است که

فَرَضتَ صِیَامَهُ عَلَیَّ

روزه اش را بر من واجب کردی .

و هوَ شَهرُ رَمَضَانَ

آن ماهِ رمضان است .

الَّذی أَ نزَلتَ فِیهِ القُرانَ

که در آن قرآن را نازل کردی ،

هُدیً لِلنَاسِ

راهبری برای مردم ،

وَ بَیِّنَاتٍ مِنَ الهُدَی

و برهان هایی از هدایت ،

و الفرقَانَ

و معیارِ حق از باطل .

وَ جَعَلتَ فِیهِ لَیلَهَ القَدرِ

در این ماه ، شبِ قدر قرار دادی

وَ جَعَلتَهَا خَیرًا مِن أَلفِ شَهرٍ

بهتر از هزار ماه .

فَیَاذَا المَنِّ

پس ای نیکی بخش

وَ لا یُمَنُّ عَلَیکَ

که بر تو منتی نیست ،

مُنَّ عَلَیَّ

بر من منت گذار

بِفَکَاکِ رَقَبَتِی مِنَ النَّار

به رهاییِ از آتش

فِیمَن تَمُنُّ عَلَیهِ

در میانِ منت یافتِگانت .

وَ أَدخِلنِی الجَنَّهَ

و مرا به بهشت وارد نما .

بِرَحمَتِکَ یَا أَرحَمَ الرَّ احِمِینَ .

با مهربانی خود ای مهربان ترین مهربانان.


[ ۱۳٩۱/٥/٤ ] [ ٩:٢٥ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم «اِنَّ هَـذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ و َیُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کَبِیرًا» همانا این قرآن‏، به راهى که استوارترین راه‏هاست‏، هدایت میکند؛ و به مؤمنانى که اعمال صالح انجام می‏دهند، بشارت مى‏دهد که براى آنها پاداش بزرگى است‏. (اسراء /9) هدف از ایجاد این وبلاگ قرآنی، که قرآن کتاب الهی و سخن «دوست» است و در پوست وخون مسلمانان ریشه دوانیده و پاسخ همه سوالات بشری را در طول تاریخ با صراحت و آشکارا داده شده و همیشه راهنما و هدایتگر دوستداران راه حقیقت و آرامبخش زندگی انسانها بوده و هست . پس شایسته است که ما از این نور هدایت روشنی جوییم و به آن رو آوریم و امیدوارم مطالب خوبی در این وبلاگ کسب نموده و دعای گوی این بنده حقیر باشید.
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب