نور هدایت
به وبلاگ نور هدایت خوش آمدید
نويسندگان

خطبه حضرت رسول اکرم)ص( در غدیرخم

فهرست مطالب

مقدمه

بخش اول: ترسیمی از صحنه غدیر

قسمت اول: برنامه های قبل از خطبه

قسمت دوم: کیفیت خطابه و جزئیات خطبه

قسمت سوم: مراسم بعد از خطبه

بخش دوم: سند خطبه غدیریه

قسمت اول: منابع شیعه در مورد خطبه غدیریه

قسمت دوم: منابع اهل سنت در مورد خطبه غدیریه

بخش سوم: متن خطبه غدیریه

قسمت اول: حمد و ثنای الهی

قسمت دوم: فرمان الهی برای مطلبی مهم

قسمت سوم: اعلان رسمی ولایت و امامت 12 امام

قسمت چهارم: معرفی علی ابن ابیطالب)ع(

قسمت پنجم: اهمیت مسئله امامت

قسمت ششم: خطر انحراف و کارشکنی

قسمت هفتم: معرفی دوستان و دشمنان

قسمت هشتم:معرفی حضرت مهدی )عج(

قسمت نهم: طرح مسئله بیعت

قسمت دهم: حج

قسمت یازدهم: احکام الهی

قسمت دوازدهم: بیعت گرفتن

خطبه حضرت رسول اکرم)ص( در غدیر خم

3مقدمه

بانگ آسمانی «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ » رحمهٌ للعالمین،

حضرت محمّد بن عبدالله )ص( را بر آن داشت که در پی ابلاغ دستور الهی با

زبانی که «ما یَنطقُ عَنِ الهَوی انِ هُوَ إ یُوحی » برآید، و با ایراد خطبه غدیریه در

غدیرخم، نزدیکی وادی تفتیده جُحفه منشور جاوید مکتب اسلام را بیان فرماید

و جرعه جرعه کوثر زلال ولایت را برکام تشنگان حقیقت فرو ریزد.

آن وجود مبارک با عطر جانفزای کلامش که سرشار از معانی ژرف و نکاتی

صریح و روشن بود، مردم آن روز تا ابدیت را خبر از طلوع خورشید تابناک

امامت و جانشینی یازده ماه منیر از مشرق ولایت آن حضرت )ع( داد. تا جانهای

مشتاق و قلب های سلیم را با روح و ریحان قرآن و عترت صفا داده و با ترسیم

صراط مستقیم الهی بشریت را از کویر حیرت و هامون ضلالت رهائی بخشد و

به سر منزل مقصود، یعنی مراتب عالی انسانیت رهنمون شود.


با اینکه علماء شیعه و سنی از قرون اول هجری تاکنون در کتابهای متعددی

به اختصار یا به تفصیل واقعه، و خطابه غدیر را ذکر کرده اند، اما با کمال تأسف

بسیاری از مسلمین جهان با متن کامل و مضامین عالی و مستحکم و حقائق نهفته

آن آشنائی لازم را ندارند! و بعضاً گمان می کنند که در مورد چنین مطلب مهم و

سرنوشت سازی با تمام آن مقدمات طولانی پیامبر اکرم )ص( تنها به جمله «من

کنت مولاه فهذا علیٌ مولاه » کفایت فرموده است!.

عده ای هم با توجیهات غلط خواستند چنین جلوه دهند که سخن درباره

دوستی با علی )ع( بوده و در مورد خلافت و جانشینی کلامی گفته نشده! .

راستی کدام انسان عاقل و با انصافی می تواند بپذیرد که عقل کل و خاتم

رُسُل، اسلام و مسلمین و حاصل بیست و سه سال زحمت شبانه روزی و طاقت

فرسای خود را در اقیانوس بیکران حوادث چونان کشتی بی ناخدا رها کند. و

این امر عظیم را به مردمی واگذار نماید که در ساده ترین مسئله دچار انواع

اختلافات می شدند!؟

چنانچه تاریخ گواهی می دهد، پیامبر گرامی اسالم )ص( از اولین جلسات

ابلاغ رسالت تا آخرین لحظات عمر شریفش مسئله خلافت و جانشینی بلافصل

علی بن ابیطالب )ع( را به امر الهی بیان فرمودند و در روز هجدهم ذی الحجه

سال یازدهم هجرت در غدیرخم به امر خداوند جای هیچگونه عذر و بهانه ای

را برای احدی در این مسئله باقی نگذاشتند.5

جمع بندی برای ترسیم واقعۀ غدیر

جزئیات وقایع  که در صحرای غدیر خم و قبل و بعد از آن اتفاق افتاده،

بطور کیجا از کینفر نقل نشده است. هر یک از حاضران گوش ههایی از آن مراسم

با شکوه را بازگو کرده اند، و قسمتهایی از قضایا را هم ائمه معصومین )ع( نقل

فرموده اند. بعضی اقدامات سرّی منافقین را هم که پیامبر )ص( با وحی و علم

الهی از آن اطلاع پیدا کرده فقط به عدة معدودی چون سلمان و ابوذر و مقداد

و حذیفه و عمار فرموده است و آنان نقل کرده اند.

با یک بررسی و مطالعه در اخبار و احادیث و تاریخ، تصویری از جریان غدیر

ترسیم گردیده که در سه قسمت این بخش تقدیم م یشود:

ابتدا برنام ههایی که قبل از خطبه به عنوان زمینه سازی برای خطبة غدیر انجام

گرفته ذکر می شود. سپس به یکفیت سخنرانی پیامبر )ص( و اقدامات عملی که

بر فراز منبر انجام دادند اشاره میک‌نیم. در قسمت سوّم این بخش، مراسمی که

بعد از خطبة غدیر انجام گرفته ذکر می گردد.

قسمت اول

برنامه های قبل از خطبه

اهمیت حجّه الوداع) 1(

هجرت پیامبر اکرم )ص( وخروج آن حضرت از مکّة معظّمه، نقطة عطفی

در تاریخ اسالم به شمار می آید و بعد از این هجرت، حضرت سه بار به مکه

سفر کرده اند.

بار اوّل در سال هشتم پس از صلح حدیبیّه به عنوان «عمره » وارد مکه شدند

و طبق قرار دادی که با مشر یکن بسته بودند فوراً بازگشتند.

بار دوم در سال نهم به عنوان «فتح مکه » وارد این شهر شدند، و پس از پایان

برنام هها و برچیدن بساط کفر و شرک و بت پرستی به طائف رفتند و هنگام

بازگشت به مکه آمده و عمره به جا آوردند و سپس به مدینه بازگشتند.

سومین و آخرین بار بعد از هجرت که پیامبر )ص( وارد مکه شدند در سال

دهم هجری به عنوان «حجّ هالوداع » بود که حضرت برای اوّلین بار بطور رسمی

اعلان حج دادند تا همة مردم در حدّ امکان حاضر شوند.

در این سفر دو مقصد اساسی در نظر بود، و آن عبارت بود از دو حکم مهم

از قوانین اسلام که هنوز برای مردم به طور کامل و رسمی تب یین نشده بود: کیی

حج، و دیگری مسئلة خلافت و ولایت و جانشینی بعد از پیامبر )ص(.

آغاز سفر حج) 2(

پس از اعلان عمومی، مهاجرین و انصار و قبایل اطراف مدینه و مکه و حتّی

بلاد یمن و غیر آن به سوی مکه سرازیر شدند تا جزئیات احکام حج را شخصاً

از پیامبرشان بیاموزند و در این اولین سفر رسمی آن حضرت به عنوان حج

شرکت داشته باشند. اضافه بر آن که حضرت اشاراتی فرموده بودند که امسال

سال آخر عمر من است و این م یتوانست باعث شرکت همه جانبة مردم باشد.

جمعیتی حدود کیصد و بیست هزار نفر )گاهی بیشتر از آن را هم نقل

کرده اند( در مراسم حج شرکت کردند که فقط هفتاد هزار نفر آنان از مدینه

بهمراه حضرت حرکت کرده بودند، طوری که لبیک گویان از مدینه تا مکه

متصل بودند.

حضرت چند روز به ماه ذ یالحجه مانده از مدینه خارج شدند، و پس از

احرام از «مسج دشجره »- که در نزد کیی مدینه است- راهی مکه شدند و بعد از

ده روز طی مسافت در روز سه شنبه پنجم ذ یالحجّه وارد مکه شدند.

امی رالمؤمنین )ع( هم که قبلاً از طرف حضرت به یمن و نجران برای دعوت

به اسالم و جمع آوری خمس و زکات و جزیه رفته بودند بهمراه عد های در

حدود دوازده هزار نفر از اهل یمن برای حج به مکه رسیدند.

با رسیدن ایام حج در روز نه مذ یالحجه حضرت به موقف «عرفات » رفتند و

بعد از آن اعمال حج را کیی پس از دیگری انجام دادند، و در هر مورد واجبات

و مستحبات آن را برای مردم بیان فرمودند.

خطابة اوّل در منی) 3(

در عرفات دستور الهی نازل شد که علم و ودایع انبیاء )ع( را به علی بن

ابی طالب )ع( منتقل کند و او را به عنوان خلیفه و جانشین خود معرفی کند.

در منی پیامبر )ص( اولین خطابة خود را ایراد فرمودند که در واقع یک

زمینه سازی برای خطبة غدیر بود. در این خطبه ابتدا اشاره به امنیت اجتماعی

مسلمین از نظر جان و مال و آبروی مردم نمودند، و سپس خون های بناحق

ریخته شده و اموال بناحق گرفته شده در جاهلیت را رسماً مورد عفو قرار دادند

تا یکنه توزیها از میان برداشته شود و جوّ اجتماع برای تأمین امنیت آماده شود.

سپس مردم را بر حذر داشتند که مبادا بعد از او اختلاف کنند و بر روی کیدیگر

شمشیر بکشند. در اینجا تصریح فرمودند که:اگر من نباشم علی بن اب یطالب در

مقابل متخلفین خواهد ایستاد.

سپس حدیث ثقلین بر لسان مبارک حضرت جاری شد و فرمودند:

«من دو چیز گرانبها در میان شما باقی می گذارم که اگر به این دو تمسّک کنید

هرگز گمراه نمی شوید: کتاب خدا و عترتم یعنی اهل بیتم .»

اشاره ای هم داشتند به اینکه عده ای از همین اصحاب من روز قیامت به جهنم

برده می شوند.

نکتة جالب توجه اینکه در خطابه، امیر المؤمنین )ع( سخنان حضرت را برای

مردم تکرار میک‌ردند تا آنان که دورتر بودند بشنوند.

خطابة دوم در مسجد خیف در منی) 4(

در روز سوم از توقف در منی، بار دیگر حضرت فرمان دادند تا مردم در

مسجد «خیف » اجتماع کنند. در آنجا نیز خطابه ای ایراد فرمودند که ضمن آن

صریحاً از مردم خواستند که گفت ههای او را خوب بخاطر بسپارند و به غائبان

برسانند.7

در این خطبه به اخلاص عمل و دلسوزی برای امام مسلمین و تفرقه نینداختن

سفارش فرمودند و تساوی همة مسلمانان در برابر حقوق و قوانین الهی را اعلام

کردند. بعد از آن بار دیگر متعرّض مسئله خلافت شدند و حدیث ثقلین بر لسان

حضرت جاری شد، و بار دیگر برای غدیر زمینه را آماده کردند.

در این مقطع، منافقین کاملاً احساس خطر کردند و قضیّه را جدی گرفتند و

برنامه های خود را آغاز کردند و پیمان نامه نوشتند و هم قسم شدند.

لقب «امی رالمؤمنین 5(» (

در مکه، جبرئیل، لقب «امی رالمؤمنین » را به عنوان اختصاص آن به علی بن اب یطالب

)ع( از جانب الهی آورد، اگر چه این لقب قبلاً نیز برای آن حضرت تع یین شده بود.

پیامبر )ص( هم دستور دادند تا یک یک اصحابش نزد علی )ع( بروند و به عنوان

«امی رالمؤمنین » بر او سلام کنند و «السلام علیک یا امی رالمؤمنین » بگویند، و بدینوسیله

در زمان حیات خود، ا ز آنان اقرار بر امیر بودن علی )ع( گرفت.

در اینجا ابوبکر و عمر به عنوان اعتراض به پیامبر )ص( گفتند: آیا این حقی

از طرف خدا و رسولش است؟ حضرت غضبناک شد و فرمود: «حقی از طرف

خدا و رسولش است، خداوند این دستور را به من داده است. »

اعلان رسمی برای حضور در غدیر) 6(

با اینکه انتظار می رفت پیامبر خدا در این اولین و آخرین سفر حج خود مدتی

در مکه بمانند، ولی بلافاصله پس از اتمام حج حضرت به منادی خود بلال

دستور دادند تا به مردم اعلان کند: فردا کسی جز معلولان نباید باقی بماند، و

همه باید حرکت کنند تا در وقت معین در «غدیر خم » حاضر باشند.

«غدیر » کمی قبل از «جحفه » که محلّ افتراق اهل مدینه و اهل مصر و اهل

عراق و اهل نجد بود به امر خاص الهی انتخاب شد. در این مکان، آبگیر و

درختان کهنسالی وجود داشت. هم اکنون نیز، «غدیر » محل شناخته شد های در

دویست و بیست یکلومتری مکه و بفاصلة دو میل قبل از «جحفه » بطرف مکه

قرار دارد، و مسجد غدیر و محل نصب امیر المؤمنین )ع( محل عبادت و زیارت

زائران است.

برای مردم بسیار جالب توجه بود که پیامبرشان- پس از ده سال دوری از

مکه- بدون آنکه مدتی اقامت کنند تا مسلمانان بدیدارش بیایند و مسائل خود

را مطرح کنند بعد از اتمام مراسم حج فوراً از مکه خارج شدند و مردم را نیز به

خروج از مکه و حضور در «غدیر » امر نمودند.

صبح آن روز که پیامبر )ص( از مکه حرکت کردند، سیل جمعیت که بیش از صد

و بیست هزار نفر )و بقولی صد و چهل هزار، و بقول دیگر صد و هشتاد هزار نفر(

تخمین زده م یشدند به همراه حضرت حرکت کردند. حتّی عد های حدود دوازده

هزار نفر از اهل یمن که مسیرشان به سمت شمال نبود همراه حضرت تا غدیر

آمدند.

قسمت دوم

کیفیّت خطابه و جزئیات خطبه

اجتماع مردم در غدیر) 7(

همین که به منطقة «کراع الغمیم »- که «غدیر خم » در آن واقع شده- رسیدند،

حضرت مسیر حرکت خود را به طرف راست جاده و به سمت غدیر تغ ییر دادند

و فرمودند:ایّها النّاس، أجیبوا داعی الله، انا رسول الله.

ای مردم، دعوت کنندة خدا را اجابت کنید که من پیام آور خدایم.

و این کنایه از آن بود که هنگام ابلاغ پیامی مهم فرا رسیده است.

سپس فرمان دادند تا منادی ندا کند: «همة مردم متوقف شوند و آنان که پیش

رفته اند بازگردند و آنان که پشت سر هستند توقف کنند » تا آهسته آهسته همة

جمعیت در محل از پیش تع یین شده جمع گردند. و نیز دستور دادند: کسی زیر

درختان کهنسالی که در آنجا بود نرود و آن موضع خالی بماند.پس از این دستور

همة مرکبها متوقف شدند، و کسانی که پیشتر رفته بودند بازگشتند و همة مردم

در منطقة غدیر پیاده شدند و هر یک برای خود جایی پیدا کردند، و کم کم

آرام گرفتند.شدت گرما در اثر حرارت آفتاب و داغی زمین، سوزنده و بحدی

ناراحت کننده بود که مردم و حتّی خود حضرت گوشهای از لباس خود را به

سر انداخته و گوشه ای از آن را زیر پای خود قرار داده بودند، و عد های از شدت

گرما عبای خود را به پایشان پیچیده بودند.

از سوی دیگر، پیامبر )ص( مقداد و سلمان و ابوذر و عمار را فراخواندند

و به آنان دستور دادند تا به محل درختان کهنسال بروند و آنجا را آماده کنند.

آنها خارهای زیر درختان را کندند و سنگهای ناهموار را جمع کردند و زیر

درختان را جارو کردند و آب پاشیدند. در فاصلة بین دو درخت روی شاخ هها

پارچه ای انداختند تا سایبانی از آفتاب باشد، و آن محل برای برنامة سه روز های

که حضرت در نظر داشتند کاملاً مساعد شود.

سپس در زیر سایبان، سنگها را روی هم چیدند و از رواندازهای شتران و

سایر مرکبها هم کمک گرفتند و منبری به بلندی قامت حضرت ساختند و روی

آن پارچه ای انداختند، و آن را طوری بر پا کردند که نسبت به دو طرف جمعیت

در وسط قرار بگیرد و پیامبر )ص( هنگام سخنرانی مشرف بر مردم باشد تا

صدای حضرت به همه برسد و همه او را ببینند.

البته ربیعه بن امیه بن خلف کلام حضرت را برای مردم تکرار می کرد تا

افرادی که دورتر قرار داشتند مطالب را بهتر بشنوند.

پیامبر و امی رالمؤمنین )ع( بر فراز منبر) 8(

انتظار مردم به پایان رسید. ابتدا منادی حضرت ندای نماز جماعت داد، و

سپس نماز ظهر را به جماعت خواندند.

بعد از آن مردم ناظر بودند که پیامبر )ص( بر فراز آن منبر ایستادند و امیر

المؤمنین )ع( را فرا خواندند و به او دستور دادند بالای منبر بیاید و در سمت

راستش بایستد. قبل از شروع خطبه، امی رالمومنین )ع( یک پله پائین تر بر فراز

منبر در طرف راست حضرت ایستاده بودند.سپس آن حضرت نگاهی به راست

و چپ جمعیت نمودند و منتظر شدند تا مردم کاملاً جمع شوند. پس از آماده

شدن مردم، پیامبر اکرم )ص( سخنرانی تاریخی و آخرین خطابة رسمی خود را

برای جهانیان آغاز کردند.با در نظر گرفتن این شکل خاص از منبر و سخنرانی،

که دو نفر بر فراز منبر در حالت قیام دیده شوند، به استقبال سخنان حضرت

خواهیم رفت که در بخش سوم ذکر می شود.

دو اقدام عملی بر فراز منبر

در اثناء خطبه، پیامبر )ص( دو اقدام عملی بر فراز منبر انجام دادند که بسیار

جالب توجه بود:

1. علی بن ابی طالب )ع( بر فراز دست پیامبر )ص() 9(

پیامبر )ص( پس از مقدمه چینی و ذکر مقام خلافت و ولایت امی رالمؤمنین

)ع(، برای آن که تا آخر روزگار راه هر گونه شک و شبهه بسته باشد و هر

تلاشی در این راه در نطفه خنثی شود، ابتدا مطلب را بطور لسانی اشاره کردند،

و سپس بصورت عملی برای مردم بیان کردند. بدین ترتیب که ابتدا فرمودند:

«باطن قرآن و تفسیر آن را برای شما بیان نمیک‌ند مگر این کسی که من دست

او را می گیرم و او را بلند میک‌نم و بازویش را گرفته او را بالا می برم .»

بعد از آن حضرت گفتة خود را عملی کردند، و بازوی علی بن ابیطالب

)ع( را گرفتند. در این هنگام امیر المؤمنین )ع( دست خود را به سمت صورت

حضرت باز کردند تا آنکه دستهای هر دوشان بسوی آسمان قرار گرفت. سپس

پیامبر )ص( امی رالمؤمنین )ع( را از جا بلند کردند تا حدّی که پاهای آن حضرت

محاذی زانو های پیامبر )ص( قرار گرفت و مردم سفیدی زیر بغل آن دو را

دیدند، که تا آن روز دیده نشده بود. در این حال فرمودند: «هر کس من مولی و

صاحب اختیار اویم این علی مولی و صاحب اختیار اوست. »

2. بیعت با قلبها و زبانها) 10 (

اقدام دیگر حضرت آن بود که چون بیعت گرفتن از فرد فرد آن جمعیت انبوه،

از طرفی غیر ممکن بود و از سوی دیگر امکان داشت افراد به بهانه های مختلف از

بیعت شانه خالی کنند و حضور نیابند، و در نتیجه نتوان التزام عملی و گواهی قانونی

از آنان گرفت، لذا حضرت در اواخر سخنانشان فرمودند: ای مردم، چون با یک کف

دست و با این وقت کم و با این سیل جمعیت، امکان بیعت برای همه وجود ندارد،

پس شما همگی این سخنی را که من م یگویم تکرار کنید و بگوئید: «ما فرمان تو

را که از جانب خداوند دربار ةعلی ب ناب یطالب و امامان از فرزندانش بما رساندی

اطاعت میک‌نیم و به آن راضی هستیم، و با قلب و جان و زبان و دستمان با تو بر

این مدّعا بیعت میک‌نیم... عهد و پیمان در این باره برای ایشان از ما، از قلبها و جانها

و زبانها و ضمایر و دستانمان گرفته شد. هر کس بدستش توانست وگرنه با زبانش

بدان اقرار کرده است .»

پیداست که حضرت، عین کلامی را که م یبایست مردم تکرار کنند به آنان القا

فرمودند و عبارات آن را مشخّص کردند تا هر کس بشکل خاصّی برای خود اقرار

نکند، بلکه همه ب هآنچه حضرت از آنان م یخواهد التزام دهند و بر سر آن بیعت

نمایند.وقتی کلام پیامبر )ص( پایان یافت هم ة مردم سخن او را تکرار کردند و بدین

وسیله بیعت عمومی گرفته شد.

قسمت سوم

مراسم بعد از خطبه

بیعت مردان) 11 (

پس از پایان خطبه، مردم به سوی پیامبر و امی رالمؤمنین صلوا تالله علیهما و

آلهما هجوم آوردند، و با ایشان به عنوان بیعت دست می دادند، و هم به پیامبر و

هم به امیر المؤمنین )ع( تبریک و تهنیت می گفتند، و پیامبر )ص( هم می فرمود:

«الحمد الله الّذی فضّلنا علی جمیع العالمین .»

عبارت تاریخ چنین است: پس از اتمام خطبه، صدای مردم بلند شد که: «آری،

شنیدیم و طبق فرمان خدا و رسول با قلب و جان و زبان و دستمان اطاعت

میک‌نیم. » بعد بسوی پیامبر و امی رالمؤمنین صلوا تالله علیهما و آلهما ازدحام

کردند و برای بیعت سبقت می گرفتند و با ایشان دست بیعت می دادند.

برای آنکه رسمیت مسئله محک متر شود، و آن جمعیت انبوه بتوانند مراسم بیعت

را بطور منظم و برنام هریزی شد های انجام دهند، پیامبر )ص( دستور دادند تا دو

خیمه برپا شود. کیی را مخصوص خود قرار دادند و در آن جلوس فرمودند، و به

امی رالمؤمنین )ع( دستور دادند تا در خمیة دیگر جلوس نماید، و امر کردند تا مردم

جمع شوند.

پس از آن مردم دسته دسته در خیم ةپیامبر )ص( حضور میی‌افتند و با

آن حضرت بیعت نموده و به او تبریک و تهنیت می گفتند. سپس در خیمة

مخصوص امی رالمومنین )ع( حاضر می شدند و به عنوان امام و خلیفة بعد از

پیامبرشان با او بیعت میک‌ردند و به عنوان «امی رالمؤمنین » بر او سلام میک‌ردند،

و این مقام والا را به آن حضرت تبریک و تهنیت می گفتند.

نکتة قابل توجهی که در هیچ یک از پیروزی های پیامبر )ص(- چه در جنگها

و چه سایر مناسبتها و حتّی فتح مکه- سراغ نداریم، این است که حضرت در

روز غدیر مکرر می فرمود: «به من تبریک بگوئید، به من تهنیت بگوئید، زیرا

خداوند مرا به نبوت و اهل بیتم را به امامت اختصاص داده است .»

و این نشانة فتح بزرگ و در هم شکستن کامل سنگرهای کفر و نفاق است.

برنامة بیعت و تهنیت تا سه روز ادامه داشت، و این مدت را حضرت در

غدیر اقامت داشتند.

بسیار بجاست که در این مقطع به قطعة جالبی از تاریخ این بیعت اشاره

کنیم:

اولین کسانی که در غدیر با امی رالمؤمنین )ع( بیعت نمودند و خود را از دیگران

جلو انداختند همانهایی بودند که زودتر از همه آن را شکستند و پیش از همه پیمان

خود را زیر پا گذاشتند. آنان عبارت بودند از: ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه و زبیر، که

بعد از پیامبر )ص( کیی پس از دیگری رو در روی امیر المؤمنین )ع( ایستادند.

جالب تر اینکه عمر بعد از بیعت این کلمات را بر زبان می راند: «افتخار برایت

باد، گوارایت باد ای پسر اب یطالب، خوشا به حالت ای ابا الحسن، اکنون مولای

من و مولای هر مرد و زن مؤمنی شده ای !»

نکتة دیگر این بود که پس از امر پیامبر )ص( هم ة مردم بدون چون و چرا با

امیر المؤمنین )ع( بیعت میک‌ردند، ولی ابوبکر و عمر با آنکه پیش از همه خود را

برای بیعت به میان انداخته بودند قبل از بیعت بصورت اعتراض گفتند: آیا این

امر از طرف خداوند است یا از طرف رسولش )یعنی: از جانب خود م یگویی(؟

حضرت فرمود: «از طرف خدا و رسولش است »، و نیز فرمود: «آری حق است

از طرف خدا و رسولش که علی امیر المؤمنین است .»

بیعت زنان

پیامبر )ص( دستور دادند تا ظرف آبی آوردند، و پرد ه ای زدند که نیمی از

ظرف آب در یک سوی پرده و نیم دیگر آن در سوی دیگر قرار بگیرد، تا زنان

با قرار دادن دست خود در یک سوی آب، و قرار دادن امیر المؤمنین )ع( دست

خود را در سوی دیگر با حضرت بیعت کنند؛ و به این صورت بیعت زنان هم

انجام گرفت.

همچنین دستور دادند تا زنان هم به حضرتش تبریک و تهنیت بگویند، و این

دستور را دربارة همسران خویش مؤکّد داشتند.

یادآور م یشود که بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمة زهرا)ع( از حاضرین در

غدیر بودند. همچنین کلیّة همسران پیامبر )ص( در آن مراسم حضور داشتند.

عمامة «سحاب 12(» (

پیامبر )ص( در این مراسم عمامة خود را که «سحاب » نام داشت، به عنوان

تاج افتخار بر سر امی رالمؤمنین )ع( قرار دادند و انتهای عمامه را بر دوش آن

حضرت آویزان نمودند و فرمودند: «عمامه تاج عرب است .»

خود امی رالمؤمنین )ع( در این باره چنین فرمود هاند: «پیامبر در روز غدیر خم عمام های

بر سرم بستند و یک طرفش را بر دوشم آویختند و فرمودند: «خداوند در روز بدر و

حنین، مرا بوسیلة ملائک های که چنین عمام های به سر داشتند یاری نمود .»

شعر غدیر) 13 (

بخش دیگری از مراسم پرشور غدیر، درخواست حسّان بن ثابت بود. او به

حضرت عرض کرد: یا رسول الله، اجازه می فرمائید شعری را که دربارة علی

بن ابی طالب )بمناسبت این واقعة عظیم( سرود هام بخوانم؟

حضرت فرمودند: بخوان به برکت خداوند.

حسّان گفت: «ای بزرگان قریش، سخن مرا به گواهی و امضای پیامبر گوش

کنید. »

و سپس اشعاری را که در همانجا سروده بود خواند که به عنوان یک سند

تاریخی از غدیر ثبت شد وبه یادگار ماند. ذیلاً متن عربی شعر حسّان و سپس

ترجمة آن را م یآوریم:

الم تعلموا أنّ النّبیّ محمّد اً لدی دوح خمّ حین قام منادیاً

و قد جاءه جبریل من عند ربّه بأنّک معصومٌ فلا تک وانیاً

و بلّغهم ما أنز لالله ربّهم و إن انت لم تفعل و حاذرت باغیاً

علیک فما بلْغتهم عن إلههم رسالته إن کنت تخشی الأعادیا

فقام به إذ ذاک رافع کفّه بیمنی یدیه معلن الصّوت عالیاً

فقال لهم: من کنت مولاه منکم و کان لقولی حافظاً لیس ناسیاً

فمولاه من بعدی علیٌّ و انّنی به لکم دون البریّه راضیاً

فیاربّ من والی علیّاً فواله و کن للّذی عادی علیّاً معادیاً

و یا ربّ فانصر ناصریه لنصرهم إمام الهدی کالبدر یجلو الدّیاجیا

و یا ربّ فاخذل خاذلیه و کن لهم إذا وقفوا یوم الحساب مکافیاً

آیا نمی دانید که محمّد پیامبر خدا )ص( کنار درختان غدیر خم با حالت ندا

ایستاد، و این در حالی بود که جبرئیل از طرف خداوند پیام آورده بود که در این

امر سستی مکن که تو محفوظ خواهی بود ، و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل

شده به مردم برسان، و اگر نرسانی و از ظالمان بترسی و از دشمنان حذر کنی

رسالت پروردگارشان را نرسانده ای.

در اینجا بود که پیامبر )ص( دست عل ی)ع( را با دست راست بلند کرد و

با صدای بلند فرمود: «هر کس از شما که من مولای او هستم و سخن مرا بیاد

م یسپارد و فراموش نمیک‌‌ند، مولای او بعد از من علی است، و من فقط به او

نه به دیگری- به عنوان جانشین خود برای شما راضی هستم. پروردگارا هر

کس علی را دوست بدارد او را دوست بدار، و هر کس با علی دشمنی کند

او را دشمن بدار. پروردگارا یاری کنندگان او را یاری فرما بخاطر نصرتشان،

امام هدایت کنند های را که در تار یکیها مانند ماه شب چهارده روشنی م یبخشد.

پروردگارا خوار کننده گان او را خوار کن و روز قیامت که برای حساب م یایستند

خودت جزا بده .»

ظهور جبرئیل در غدیر) 14 (

مسئله دیگری که پس از خطبة پیامبر )ص( پیش آمد و بار دیگر حجّت را بر

همگان تمام کرد، این بود که مردی زیبا صورت و خوشبوی را دیدند که در کنار

مردم ایستاده بود و م یگفت: «بخدا قسم، روزی مانند امروز هرگز ندیدم. چقدر

کار پسر عمویش را مؤکّد نمود، و برای او پیمانی بست که جز کافر به خداوند

ورسولش آن را بر هم نم یزند. وای برکسی که پیمان او را بشکند .»

در اینجا عمر نزد پیامبر )ص( آمد و گفت: شنیدی این مرد چه گفت؟!

حضرت فرمود: آیا او را شناختی؟ گفت : نه. حضرت فرمود: «او روح الأمین

جبرئیل بود. تو مواظب باش این پیمان را نشکنی، که اگر چنین کنی خدا و

رسول و ملائکه و مؤمنان از تو بیزار خواهند بود !»

معجزة غدیر، امضای الهی) 15 (

واقعة عجیبی که به عنوان یک معجزه، امضای الهی را بر خط پایان غدیر ثبت

کرد جریان «حارث فهری » بود. در آخرین ساعات از روز سوّم، او به همراه

دوازده نفر از یارانش نزد پیامبر )ص( آمد و گفت: «ای محمد! سه سؤال از تو

دارم: آیا شهادت به یگانگی خداوند و پیامبری خودت را از جانب پروردگارت

آورد های یا از پیش خود گفتی؟ آیا نماز و زکات و حج و جهاد را از جانب

پروردگار آورد های یا از پیش خود گفتی؟ آیا این علی بن اب یطالب که گفتی «من

کنت مولاه فعلی مولاه... » از جانب پروردگار گفتی یا از پیش خود گفتی ؟»

حضرت در جواب هر سه سوال فرمودند: «خداوند به من وحی کرده است و

واسطه بین من و خدا جبرئیل است و من اعلان کننده پیام خدا هستم و بدون

اجازه پروردگارم خبری را اعلان نمیک‌نم. »

حارث گفت: «خدایا ، اگر آنچه محمد م یگوید حق و از جانب توست سنگی

از آسمان بر ما ببار یا عذاب دردناکی بر ما بفرست. »

و در روایت دیگر چنین است: «خدایا ، اگر محمد در آنچه م یگوید صادق و

راستگو است شعل های از آتش بر ما بفرست. »

همینکه سخن حارث تمام شد و به راه افتاد خداوند سنگی را از آسمان بر

او فرستاد که از مغزش وارد شد و از دبرش خارج گردید و همانجا او را هلاک

کرد. در روایت دیگر: ابر غلیظی ظاهر شد و رعد و برقی بوجود آمد و صاعق های

رخ داد و آتشی فرود آمد و همه آن دوازده نفر را سوزانید.

بعد از این جریان، آیه «سَأَلَ سَائِلٌ بعَِذَابٍ وَاقِعٍ ، لِّلْکَافِرینَ لَیْسَ لَهُ دَافِعٌ ... 16(» (

نازل شد. پیامبر )ص( به اصحابشان فرمودند: آیا دیدید و شنیدید؟ گفتند:

آری.

و با این معجزه، بر همگان مسلم شد که «غدیر » از منبع وحی سرچشمه گرفته

و یک فرمان الهی است.

پایان مراسم غدیر) 17 (

بدین ترتیب پس از سه روز، مراسم پایان پذیرفت و آن روزها بعنوان «ایّام

الولایه » در ذهنها نقش بست) 18 (. گروهها و قبائل عرب ، هر یک با دنیایی از

معارف اسلام، پس از وداع با پیامبرشان و معرفت کامل به جانشین او راهی شهر

و دیار خود شدند، و پیامبر )ص( عازم مدینه گردید.

خبر واقعه «غدیر » در شهرها منتشر شد و به سرعت شایع گردید و به گوش

همگان رسید، و بدینگونه خداوند حجّتش را بر مردم تمام کرد.15

سند خطبه

جا داشت واقعه غدیرخم با خطبه ارزشمند پیامبر اکرم)ص( با داشتن بیش از

یکصد و بیست هزار شنونده و راوی مستقیم همیشه بر سر زبان ها گفتگو شود

و سینه به سینه رایج باشد، متأسفانه با جو حاکم بر اجتماع مسلمین و حوادث

هولناک، پس از رحلت پیامبر)ص( و اعلام ممنوعیِت نقل حدیث از طرف

هیئت حاکمه، سخنان سرنوشت ساز پیامبر خدا )ص( مدتی از دسترس مردم و

نسل های بعدی تا حدودی خارج شد.

اما از سوی دیگر چون هیچ حدیثی به اندازه حدیث غدیر راوی نداشته این

وضعیت نتوانست از انتشار آن در بین آحاد مسلمین جلوگیری کند و در نتیجه

حدیث غدیر از قول 110 صحابی و 84 نفر از تابعین رسول الله )ص( و نقل

360 محدث و مورخ ثبت شده است و از نظر سند و راویان و شواهد، بسیار

عالی و روشن در کتب شیعه و سنی آمده و یا لااقل قسمت های مهمی از آن

نقل شده است.

قسمت هایی که به هیچ وجه قابل توجیه و تحریف نیست و کاملاً مسئله ولایت و

امامت بلافصل علی ابن ابیطالب )ع( از آن استفاده می شود مانند این قسمت از خطبه

که پیامبر اکرم )ص( خطاب به مردم فرمودند: «اَلستُ اَوْلی بکُِمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ؟قالوا:

بَلی. » آن گاه دست علی )ع( را گرفت، بلند کرد و فرمود: «فَمَن کُنتُ مولاهُ فَهذا علی

مولا اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ وَ عادِ مَن عاداهُ وَانصُر مَن نَصَرَهُ وَاخذُل مَن خَذَلَهُ ... » که

ضمن نقل اصل واقعه غدیرخم در اکثر قریب به اتفاق کتب حدیثی و تاریخی اهل

سنت، آمده است، و ابعاد این واقعه همراه با قرائن و شواهد موجود در آن استدلال

ما را به وسیله همین قسمت از خطبه بسیار محکم می کند.

قسمت اول

منابع شیعه در مورد خطبه غدیریه

1.حافظ و واعظ شهید محمد بن فنال نیشابوری ،معروف به }ابن الفارسی{ متوفای

سال 508 ه.ق. در کتاب }روضة الواعظین{ صفحه 91 – 101 چاپ نجف اشرف

1353 ه.ق. تمام خطبه را به نقل از امام محمد باقر علیه السلام آورده است.

2.عالم ثقه و محدث فقیه احمد بن علی بن ابی طالب در کتاب }الاحتجاج علی

اهل اللجاج{ جلد 1 :صفحه 58 – 67 چاپ بیروت 1401 ه.ق.

3.جمال الدین مرتضی ابی عبدالله محمد بن حسین بن حسن رازی در }نزهة

الکرام و بستان العوام{ جلد 1: صفحه 188 – 200 . چاپ تهران 1402 ه.ق.

4.علی بن یوسف بن المطهر – برادر علامه حلی متولد سال 635 ه.ق متوفای 710

ه.ق. در کتاب }العدد القویه لدفع المخاوف الیومیهج )خ(.

5.رضی الدین ابوالقاسم علی بن موسی بن جعفربن طاووس حسینی متوفای 664 /

668 ه.ق در کتاب }الیقین فی امرة امیرالمؤمنین{ صفحه 113 – 125 چاپ نجف

اشرف 1369 ه.ق.

6.زین الدین ابو محمد علی بن یونس عاملی نباطی بیاضی. متوفای 877 ه.ق. در

کتاب }الصراط المستقیم الی مستحقی التقدیم{ جلد 1: صفحه 301 – 304 چاپ

قسمت دوم

منابع اهل سنت در مورد خطبه غدیریه

1.ابن حجر از طبرانی، در کتاب الصواعق المحرقه، فصل 5، باب

اول،ص 25 .

2.هیثمی شافعی، کتاب مجمع الزوائد، ج 9،ص 164 .

3.ابن عساکر شافعی، ترجمه الامام علی بن ابی طالب از تاریخ دمشق،

ج 2،ص 45 ، حدیث 545 .

4.متقی هندی، کنز العمال، ج 1،ص 168 ،حدیث 959 .

)این چهار عالم خطبه غدیریه را از حذیفه بن اسید غفاری )صحابی بزرگ(

نقل نموده اند(.

5. حاکم نیشابوری، المستدرک، ج 3، ص 109 و ص 533 .

6.شمس الدینی ذهبی، تلخیص المستدرک.

7. سنایی، خصائص امیرالمؤمنین، ص 93

8.کتاب مسند احمل بن حنبل، ج 4، ص 372 و ص 281 .

9.طبری شافعی، ذخائر العقبی، ص 67 .

10 .ابن صباغ مالکی، الفصول المهمه، ص 24 .

11 . جلال الدین سیوطی شافعی، الحاوی للفتاوی، ج 1،ص 122 .

علمای اهل سنت که اعتراف به «تواتر حدیث غدیر » نموده اند.

1.ملاعلی قاری حنفی، المرقاه، شرح المشکاه، ج 5، ص 568 .

2.جمال الدین عطاء الله بن فضل الله شیرازی، الاربعین.

3. ابن کثیر دمشقی، البدایه و النهایه

4. تستری، احقاق الحق، ج 2،ص 423 .

تهران 1384 ه.ق.

7.ملامحسن فیض کاشانی متوفای سال 1091 ه.ق. در کتاب }علم الیقین {جلد 2:

صفحه 640 – 648 ، چاپ تهران 1400 ه.ق.

8.و در کتاب }نفسیر صافی{ جلد 1: صفحه 460 – 471 چاپ تهران 1374 ه.ق.

9.سید هاشم بن سلیمان بی اسماعیل حسینی بحرانی، متوفای سال 1107 یا 1109

ه.ق. در کتاب }غایة المرام{ صفحه 98 – 99 ، چاپ تهران 1271 ه.ق.

10 .و در کتاب }البرهان فی تفسیر القرآن { جلد 1: صفحه 436 – 443 چاپ تهران

1375 ه.ق.

11 .مولی محمد باقر مجلسی متوفای 1111 ه.ق. در کتاب }بحار الانوار{ جلد 37 :

صفحه 201 تا 217 چاپ تهران 1380 ه.ق.

12 .علامه شیخ مهدی سماوی در کتاب }الامامة فی ضوء الکتاب و السنة{ جلد 3:

صفحه 174 – 191 ، چاپ کویت 1399 ه.ق.

13 .علم الهدی علی بن الحسین حسینی خراسانی در کتاب }نهج الخطابه{ صفحه

104- 155 ، چاپ تهران

اَلْحَمْدُلَِّهِل الَّذی عَلا فی تَوَحُّدِهِ وَدَنا فی تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ فی سُلْطانِهِ وَعَظُمَ فی اَرْکانِهِ،

وَاَحاطَ بِکُلِّ شَیءٍ عِلْماً وَ هُوَ فی مَکانِهِ وَ قَهَرَ جَمیعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ،حَمیداً

لَمْ یَزَلْ، مَحْموداً لایَزالُ )وَ مَجیداً لایَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعیداً وَ کُلُّ أَمْرٍ إِلَیْهِ یَعُودُ(.

بارِئُ الْمَسْمُوکاتِ وَداحِی الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُ الْأَرَضینَ وَ السّماواتِ، قُدُّوسٌ

سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائکَةِ وَالرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلی جَمیعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلی جَمیعِ مَنْ

أَنْشَأَهُ.

یَلْحَظُ کُلَّ عَیْنٍ وَالْعُیُونُ لاتَراهُ.

***

کَریمٌ حَلیمٌ ذُوأَناتٍ، قَدْ وَسِعَ کُلَّ شَیءٍ رَحْمَتُهُ وَ مَنَّ عَلَیْهِمْ بِنِعْمَتِهِ. لا یَعْجَلُ

بِانْتِقامِهِ، وَلایُبادِرُ إِلَیْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ. قَدْفَهِمَ السَّرائِرَ وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، وَلَمْ

تَخْفَ عَلَیْهِ اَلْمَکْنوناتُ ولا اشْتَبَهَتْ عَلَیْهِ الْخَفِیّاتُ. لَهُ الْإِحاطَةُ بِکُلِّ شَیءٍ، والغَلَبَةُ

علی کُلِّ شَیءٍ والقُوَّةُ فی کُلِّ شَئٍ والقُدْرَةُ عَلی کُلِّ شَئٍ وَلَیْسَ مِثْلَهُ شَیءٌ. وَ هُوَ

مُنْشِئُ الشَّیءِ حینَ لاشَیءَ دائمٌ حَیٌّ وَقائمٌ بِالْقِسْطِ، لاإِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزیزُالْحَکیمُ.

جَلَّ عَنْ أَنْ تُدْرِکَهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ هُوَاللَّطیفُ الْخَبیرُ. لایَلْحَقُ أَحَدٌ

وَصْفَهُ مِنْ مُعایَنَةٍ، وَلایَجِدُ أَحَدٌ کَیْفَ هُوَمِنْ سِرٍ وَ عَلانِیَةٍ إِلاّ بِمادَلَّ عَزَّوَجَلَّ عَلی نَفْسِهِ.

***

وَأَشْهَدُ أَنَّهُ الله ألَّذی مَلَأَ الدَّهْرَ قُدْسُهُ، وَالَّذی یَغْشَی الْأَبَدَ نُورُهُ، وَالَّذی یُنْفِذُ أَمْرَهُ

بِلامُشاوَرَةِ مُشیرٍ وَلامَعَهُ شَریکٌ فی تَقْدیرِهِ وَلایُعاوَنُ فی تَدْبیرِهِ. صَوَّرَ مَا ابْتَدَعَ

عَلی غَیْرِ مِثالٍ، وَ خَلَقَ ما خَلَقَ بِلامَعُونَةٍ مِنْ أَحَدٍ وَلا تَکَلُّفٍ وَلاَ احْتِیالٍ. أَنْشَأَها

فَکانَتْ وَ بَرَأَها فَبانَتْ.

فَهُوَالله الَّذی لا إِلهَ إِلاَّ هُوالمُتْقِنُ الصَّنْعَةِ، اَلْحَسَنُ الصَّنیعَةِ، الْعَدْلُ الَّذی لایَجُوُر،

وَالْأَکْرَمُ الَّذی تَرْجِعُ إِلَیْهِ الْأُمُورُ.

قسمت اول: حمد و ثنای الهی

ستایش خدای را سزاست که در یگانگی اش بلند مرتبه و در تنهایی اش

به آفریدگان نزدیک است؛ سلطنتش پرجلال و در ارکان آفرینش اش بزرگ

است. بى آنکه مکان گیرد و جابه جا شود، بر همه چیز احاطه دارد و بر

تمامی آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است.

همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگی او را پایانی نیست.

آغاز و انجام از او و برگشت تمامی امور به سوی اوست.

اوست آفریننده آسمان ها و گستراننده زمین ها و حکمران آن ها. دور و

منزه از خصایص آفریده هاست و در منزه بودن خود نیز از تقدیس همگان

برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزونی بخش آفریده ها و

نعمت ده ایجاد شده هاست.

به یک نیم نگاه دیده ها را ببیند و دیده ها هرگز او را نبینند.

***

کریم و بردبار و ش یکباست. رحمتش جهان شمول و عطایش منّت گذار.

در انتقام بی شتاب و در یکفر سزاواران عذاب، صبور و ش یکباست. بر نهان

ها آگاه و بر درون ها دانا. پوشیده ها بر او آشکار و پنهان ها بر او روشن

است. او راست فراگیری و چیرگی بر هر هستی. نیروی آفریدگان از او و

توانایی بر هر پدیده ویژه اوست. او را همانندی نیست و هموست ایجادگر

هر موجود آن هنگام که هیچ چیز وجود نداشت. جاودانه و زنده و عدل

گستر. جز او خداوندی نباشد و اوست ارجمند و ح یکم.

دیده ها را بر او راهی نیست و اوست دریابنده دیده ها. بر پنهانی ها آگاه و

بر کارها داناست. کسی از دیدن به وصف او نرسد و بر چگونگی او از نهان و

آشکار دست نیابد مگر او - عزّوجلّ - خود، راه نماید و بشناساند.

***

و گواهی می دهم که او «الله » است. همو که قداستش سراسر روزگاران

را فراگیر و نورش ابدیت را شامل است. بی مشاور، فرمانش را اجرا، بی

شریک تقدیرش را امضا و بی یاور سامان دهی فرماید. صورت آفرینش

او را الگویی نبوده و آفریدگان را بدون یاور و رنج و چاره جویی، هستی

بخشیده است. جهان با ایجاد او موجود و با آفرینش او پدیدار شده است.

وَأَشْهَدُ أَنَّهُ الله الَّذی تَواضَعَ کُلُّ شَیءٍ لِعَظَمَتِهِ، وَذَلَّ کُلُّ شَیءٍ لِعِزَّتِهِ، وَاسْتَسْلَمَ

کُلُّ شَیءٍ لِقُدْرَتِهِ، وَخَضَعَ کُلُّ شَیءٍ لِهَیْبَتِهِ. مَلِکُ ا مْالَْلاکِ وَ مُفَلِّکُ الْأَفْلاکِ

وَمُسَخِّرُالشَّمْسِ وَالْقَمَرِ، کُلٌّ یَجْری لاَِجَلٍ مُسَمّی. یُکَوِّرُالَّلیْلَ عَلَی النَّهارِ وَیُکَوِّرُالنَّهارَ

عَلَی الَّلیْلِ یَطْلُبُهُ حَثیثاً. قاصِمُ کُلِّ جَبّارٍ عَنیدٍ وَ مُهْلِکُ کُلِّ شَیْطانٍ مَریدٍ.

***

لَمْ یَکُنْ لَهُ ضِدٌّ وَلا مَعَهُ نِدٌّ أَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفْواً أَحَدٌ. إلاهٌ

واحِدٌ وَرَبٌّ ماجِدٌ یَشاءُ فَیُمْضی، وَیُریدُ فَیَقْضی، وَیَعْلَمُ فَیُحْصی، وَیُمیتُ وَیُحْیی،

وَیُفْقِرُ وَیُغْنی، وَیُضْحِکُ وَیُبْکی، )وَیُدْنی وَ یُقْصی( وَیَمْنَعُ وَ یُعْطی، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ

الْحَمْدُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ.

یُولِجُ الَّلیْلَ فِی النَّهارِ وَیُولِجُ النَّهارَ فی الَّلیْلِ، لاإِلهَ إِلاّهُوَالْعَزیزُ الْغَفّارُ. مُسْتَجیبُ

الدُّعاءِ وَمُجْزِلُ الْعَطاءِ، مُحْصِی الْأَنْفاسِ وَ رَبُّ الْجِنَّةِ وَالنّاسِ، الَّذی لایُشْکِلُ عَلَیْهِ

شَیءٌ، وَ لایَضجُرُهُ صُراخُ الْمُسْتَصْرِخینَ وَلایُبْرِمُهُ إِلْحاحُ الْمُلِحّینَ.

اَلْعاصِمُ لِلصّالِحینَ، وَالْمُوَفِّقُ لِلْمُفْلِحینَ، وَ مَوْلَی الْمُؤْمِنینَ وَرَبُّ الْعالَمینَ. الَّذِی

اسْتَحَقَّ مِنْ کُلِّ مَنْ خَلَقَ أَنْ یَشْکُرَهُ وَیَحْمَدَهُ )عَلی کُلِّ حالٍ(.

***

أَحْمَدُهُ کَثیراً وَأَشْکُرُهُ دائماً عَلَی السَّرّاءِ والضَّرّاءِ وَالشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ، وَأُومِنُ بِهِ

و بِمَلائکَتِهِ وکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ. أَسْمَعُ لاَِمْرِهِ وَاُطیعُ وَأُبادِرُ إِلی کُلِّ مایَرْضاهُ وَأَسْتَسْلِمُ

لِماقَضاهُ، رَغْبَةً فی طاعَتِهِ وَ خَوْفاً مِنْ عُقُوبَتِهِ، لاَِنَّهُ الله الَّذی لایُؤْمَنُ مَکْرُهُ وَلایُخافُ

جَورُهُ.

پس اوست «الله » که معبودی به جز او نیست. آفرینش او محکم و آفریده ی

او زیباست. دادگری است که ستم روا نمی دارد و کریمی که کارهابه او

بازمی گردد.

و گواهی می دهم که او «الله » است که آفریدگان در برابر بزرگی اش

فروتن و در مقابل عزّتش رام و به توانایی اش تسلیم و به هیبت و بزرگی

اش فروتن اند. پادشاه هستی ها و چرخاننده افلاک و رام کننده آفتاب و ماه

که هریک تا اَجَل معین جریان یابند. او پردۀ شب را به روز و پردۀ روز را

- که شتابان در پی شب است - به شب پیچد. اوست شکنندۀ هر ستمگر

سرکش و نابودکنندۀ هر شیطان رانده شده.

***

نه او را ضدی باشد و نه برایش نظیر و مانندی. کیتا و بی نیاز، نه زاده

و نه زا ییده شده، او را همتایی نبوده، خداوند یگانه و پروردگار بزرگوار

است. بخواهد و به انجام رساند. اراده کند و حکم نماید. بداند و بشمارد.

بمیراند و زنده کند. نیازمند و بی نیاز گرداند. بخنداند و بگریاند. نزدیک

آورد و دور برد. بازدارد و عطا کند. او راست پادشاهی و ستایش. به دست

توانای اوست تمام ن کیی. و هموست بر هر چیز توانا.

شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودی جز او نیست؛ گران

مایه و آمرزنده؛ اجابت کنندۀ دعا و افزایندۀ عطا، بر شمارندۀ نفَس ها؛

پروردگار پری و انسان. چیزی بر او مشکل ننماید، فریاد فریادکنندگان او

را آزرده نکند و اصرارِ اصرارکنندگان او را به ستوه نیاورد.

 نکوکاران را نگاهدار، رستگاران را یار، مؤمنان را صاحب اختیار و

جهانیان را پروردگار است؛ آن که در همه احوال سزاوار سپاس و ستایش

آفریدگان است.

***

او را ستایش فراوان و سپاس جاودانه می گویم بر شادی و رنج و بر

آسایش و سختی و به او و فرشتگان و کتاب ها و فرستاده هایش ایمان

داشته، فرمان او را گردن می گذارم و اطاعت می کنم؛ و به سوی خشنودی

او می شتابم و به حکم او تسلیمم؛ چرا که به فرمانبری او شائق و از یکفر

او ترسانم. زیرا او خدایی است که کسی از مکرش در امان نبوده و از بی

عدالتیش ترسان نباشد )زیرا او را ستمی نیست(.

وَأَقِرُّلَهُ عَلی نَفْسی بِالْعُبُودِیَّةِ وَ أَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ، وَأُؤَدّی ما أَوْحَی بِهِ إِلَیّ حَذَراً مِنْ

أَنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بی مِنْهُ قارِعَةٌ لایَدْفَعُها عَنّی أَحَدٌ وَإِنْ عَظُمَتْ حیلَتُهُ وَصَفَتْ خُلَّتُهُ

- لاإِلاهَ إِلاَّهُوَ - لاَِنَّهُ قَدْأَعْلَمَنی أَنِّی إِنْ لَمْ أُبَلِّغْ ما أَنْزَلَ إِلَیّ )فی حَقِّ عَلِیٍّ( فَما بَلَّغْتُ

رِسالَتَهُ، وَقَدْ ضَمِنَل ی تَبارَکَ وَتَعالَی الْعِصْمَةَ )مِنَ النّاسِ( وَ هُوَالله الْکافِی الْکَریمُ.

***

فَأَوْحی إِلَیّ: )بِسْمِ الله الرَّحْمانِ الرَّحیمِ، یا أَیُهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ

رَبِّکَ - فی عَلِیٍّ یَعْنی فِی الْخِلاَفَةِ لِعَلِی بْنِ أَبی طالِبٍ - وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ

رِسالَتَهُ وَالله یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ() 19 (.

مَعاشِرَالنّاسِ، ما قَصَّرْتُ فی تَبْلیغِ ما أَنْزَلَ الله تَعالی إِلَیّ، وَ أَنَا أُبَیِّنُ لَکُمْ سَبَبَ

هذِهِ الْآیَةِ: إِنَّ جَبْرئیلَ هَبَطَ إِلَی مِراراً ثَلاثاً یَأْمُرُنی عَنِ السَّلامِ رَبّی - وَ هُوالسَّلامُ

- أَنْ أَقُومَ فی هذَا الْمَشْهَدِ فَأُعْلِمَ کُلَّ أَبْیَضَ وَأَسْوَدَ: أَنَّ عَلِی بْنَ أَبی طالِبٍ أَخی

وَ وَصِیّی وَ خَلیفَتی )عَلی أُمَّتی( وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدی، الَّذی مَحَلُّهُ مِنّی مَحَلُّ هارُونَ

مِنْ مُوسی إِلاَّ أَنَّهُ لانَبِیَّ بَعْدی وَهُوَ وَلِیُّکُمْ بَعْدَاللهِ وَ رَسُولِهِ.

وَقَدْ أَنْزَلَ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالی عَلَیّ بِذالِکَ آیَةً مِنْ کِتابِهِ )هِی(: )إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ

رَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُواالَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ() 20 (، وَ عَلِیُّ بْنُ

أَبی طالِبٍ الَّذی أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَی الزَّکاةَ وَهُوَ راکِعٌ یُریدُالله عَزَّوَجَلَّ فی کُلِّ حالٍ.

وَسَأَلْتُ جَبْرَئیلَ أَنْ یَسْتَعْفِیَ لِی )السَّلامَ( عَنْ تَبْلیغِ ذالِکَ إِلیْکُمْ - أَیُّهَاالنّاسُ -

لِعِلْمی بِقِلَّةِ الْمُتَّقینَ وَکَثْرَةِ الْمُنافِقینَ وَإِدغالِ ال ئّالمینَ وَ حِیَلِ الْمُسْتَهْزِئینَ بِالْإِسْلامِ،

الَّذینَ وَصَفَهُمُ الله فی کِتابِهِ بِأَنَّهُمْ )یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مالَیْسَ فی قُلوبِهِمْ() 21 (،

وَیَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَالله عَظیمٌ.

وَکَثْرَةِ أَذاهُمْ لی غَیْرَ مَرَّةٍ حَتّی سَمَّونی أُذُناً وَ زَعَمُوا أَنِّی کَذالِکَ لِکَثْرَةِ مُلازَمَتِهِ

إِیّای وَ إِقْبالی عَلَیْهِ )وَ هَواهُ وَ قَبُولِهِ مِنِّی( حَتّی أَنْزَلَ الله عَزَّوَجَلَّ فی ذالِکَ )وَ

مِنْهُمُ الَّذینَ یُؤْذونَ النَّبِی وَ یَقولونَ هُوَ أُذُنٌ، قُلْ أُذُنُ - )عَلَی الَّذینَ یَزْعُمونَ أَنَّهُ

أُذُنٌ( - خَیْرٍ لَکُمْ، یُؤْمِنُ بِالله وَ یُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنینَ() 22 ( الآیَةُ.

قسمت دوم: فرمان الهی برای مطلبی مهم

و اکنون به عبودیت خویش و پروردگاری او گواهی می دهم. و وظیفه خود

را در آن چه وحی شده انجام می دهم مبادا که از سوی او عذابی فرود آید که

کسی یاری دورساختن آن از من نباشد. هر چند توانش بسیار و دوستی اش )با

من( خالص باشد.

- معبودی جز او نیست - چرا که اعلام فرموده که اگر آن چه )درباره ی

علی)ع(( نازل کرده به مردم نرسانم، وظیفه رسالتش را انجام نداده ام؛ و خداوند

تبارک و تعالی امنیت از ]آزار[ مردم را برایم تضمین کرده و البته که او کفایت

کننده و بخشنده است.

***

پس آنگاه خداوند چنین وحی ام فرستاد: «به نام خداوند بخشنده مهربان. ای

فرستادۀ ما! آن چه از سوی پروردگارت )دربارۀ علی و خلافت او( بر تو فرود آمده

بر مردم ابلاغ کن، وگرنه رسالت خداوندی را به انجام نرسانده ای؛ و او تو را از

آسیب مردمان نگاه می دارد. »

هان مردمان! آنچه بر من فرود آمده، در تبلیغ آن کوتاهی نکرده ام و حال

برایتان سبب نزول آیه را بیان می کنم: همانا جبرئیل سه مرتبه بر من فرود آمد از

سوی سلام، پروردگارم - که تنها او سلام است - فرمانی آورد که در این مکان

به پا خیزم و به هر سفید و سیاهی اعلام کنم که علی بن ابی طالب علیه السلام

برادر، وصی و جانشین من در میان امّت و امام پس از من بوده. جایگاه او نسبت

به من به سان هارون نسبت به موسی است، ل کین پیامبری پس از من نخواهد

بود. او )علی)ع((، صاحب اختیارتان پس از خدا و رسول است؛ و پروردگارم

آیه ای بر من نازل فرموده که: «همانا ولی، صاحب اختیار و سرپرست شما، خدا

و پیامبر او و کسانی از اهل ایمان هستند که نماز به پا می دارند و در حال رکوع

زکات می پردازند. » و هر آینه علی بن ابی طالب علیه السلام نماز به پا داشته و

در رکوع زکات پرداخته و پیوسته خداخواه است.

و من از جبرئیل درخواستم که از )خداوند( سلام اجازه کند و مرا از این مأموریت

معاف فرماید. زیرا کمی پرهیزگاران و فزونی منافقان و دسیسۀ ملامت گران و مکر

مسخره کنندگان اسلام را می دانم؛ همانان که خداوند در کتاب خود در وصفشان

فرموده: «به زبان آن را می گویند که در دل هایشان نیست و آن را اندک و آسان می شمارند

حال آن که نزد خداوند بس بزرگ است. »

و نیز از آن روی که منافقان بارها مرا آزار رسانیده تا بدانجا که مرا اُذُن ]سخن شنو و

زودباور [نامیده اند، به خاطر همراهی افزون علی)ع( با من و رو کیرد من به او و تمایل

و پذیرش او از من، تا بدانجا که خداوند در این موضوع آیه ای فرو فرستاده: « و از آنانند

کسانی که پیامبر خدا را می آزارند و می گویند: او سخن شنو و زودباور است. بگو: آری

سخن شنو است. - بر علیه آنان که گمان می کنند او تنها سخن می شنود - ل کین به خیر

شماست، او )پیامبر صلی الله علیه و آله( به خدا ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق می کند و

راستگو می انگارد. »

وَلَوْشِئْتُ أَنْ أُسَمِّیَ الْقائلینَ بِذالِکَ بِأَسْمائهِمْ لَسَمَّیْتُ وَأَنْ أُوْمِئَ إِلَیْهِمْ بِأَعْیانِهِمْ

لَأَوْمَأْتُ وَأَنْ أَدُلَّ عَلَیْهِم لَدَلَلْتُ، وَلکِنِّی وَالله فی أُموُرِهمْ قَدْ تَکَرَّمْتُ. وَکُلُّ ذالِکَ

لایَرْضَی اللهُ مِنّی إِلاّ أَنْ أُبَلِّغَ ما أَنْزَلَ اللهُ إِلَیّ )فی حَقِّ عَلِیٍ(، ثُمَّ تلا: )یا أَیُّهَاالرَّسُولُ

بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ - فی حَقِّ عَلِیٍ - وَ انْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ

وَاللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ() 23 (.

فَاعْلَمُوا مَعاشِرَ النّاسِ )ذالِکَ فیهِ وَافْهَمُوهُ وَاعْلَمُوا( أَنَّ اللهَ قَدْ نَصَبَهُ لَکُمْ وَلِیّاً

وَإِماماً فَرَضَ طاعَتَهُ عَلَی الْمُهاجِرینَ وَالْأَنْصارِ وَ عَلَی التّابِعینَ لَهُمْ بِإِحْسانٍ، وَ

عَلَی الْبادی وَالْحاضِرِ، وَ عَلَی الْعَجَمِیِّ وَالْعَرَبیِّ، وَالْحُرِّ وَالْمَمْلُوکِ وَالصَّغِیِرِ وَالْکَبِیرِ،

وَ عَلَی الْأَبْیَضِ وَالأَسْوَدِ، وَ عَلی کُلِّ مُوَحِّدٍ، ماضٍ حُکْمُهُ، جازٍ قَوْلُهُ، نافِذٌ أَمْرُهُ،

مَلْعونٌ مَنْ خالَفَهُ، مَرْحومٌ مَنْ تَبِعَهُ وَ صَدَّقَهُ، فَقَدْ غَفَرَاللهُ لَهُ وَلِمَنْ سَمِعَ مِنْهُ وَ أَطاعَ

لَهُ. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ آخِرُ مَقامٍ أَقُومُهُ فی هذا الْمَشْهَدِ، فَاسْمَعوا وَ أَطِیعُوا وَانْقادوُا

لاَِمْرِ)الله( رَبِّکُمْ، فَإِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ هُوَ مَوْلاکُمْ وَإِلهُکُمْ، ثُمَّ مِنْ دونِهِ رَسولُهُ وَنَبِیُهُ

الُْمخاطِبُ لَکُمْ، ثُمَّ مِنْ بَعْدی عَلیٌّ وَلِیُّکُمْ وَ إِمامُکُمْ بِأَمْرِالله رَبِّکُمْ، ثُمَّ الْإِمامَةُ فی

ذُرِّیَّتی مِنْ وُلْدِهِ إِلی یَوْمٍ تَلْقَوْنَ الله وَرَسولَهُ.

***

لاحَلالَ إِلاّ ما أَحَلَّهُ الله وَ رَسُولُهُ وَهُمْ، وَلاحَرامَ إِلاّ ما حَرَّمَهُ اللهُ)عَلَیْکُمْ( وَ

رَسُولُهُ وَ هُمْ، وَاللهُ عَزَّوَجَلَّ عَرَّفَنِی الْحَلالَ وَالْحَرامَ وَأَنَا أَفْضَیْتُ بِما عَلَّمَنِی رَبِّی مِنْ

کِتابِهِ وَحَلالِهِ وَ حَرامِهِ إِلَیْهِ. مَعاشِرَالنّاسِ، )علیّ فَضِّلُوهُ(. مامِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَقَدْ أَحْصاهُ

الله فِیَّ، وَ کُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ أَحْصَیْتُهُ فی إِمامِ الْمُتَّقینَ، وَما مِنْ عِلْمٍ إِلاّ وَقَدْ عَلَّمْتُهُ

عَلِیّاً، وَ هُوَ الْإِمامُ الْمُبینُ )الَّذی ذَکَرَهُ الله فی سُورَةِ یس: )وَ کُلَّ شَیءٍ أَحْصَیْناهُ فی

إِمامٍ مُبینٍ() 24 (. مَعاشِرَالنَّاسِ، لاتَضِلُّوا عَنْهُ وَلاتَنْفِرُوا مِنْهُ، وَلاتَسْتَنْکِفُوا مِنْ وِلایَتِهِ،

فَهُوَالَّذی یَهدی إِلَی الْحَقِّ وَیَعْمَلُ بِهِ، وَیُزْهِقُ الْباطِلَ وَیَنْهی عَنْهُ، وَلاتَأْخُذُهُ فِی الله

قسمت سوم:

اعلان رسمی ولایت و امامت دوازده امام علیهم السلام

و اگر می خواستم نام گویندگان چنین سخنی را بر زبان آورم و یا به آنان

اشارت کنم و یا مردمان را به سویشان هدایت کنم ]که آنان را شناسایی کنند[

می توانستم. ل کین سوگند به خدا در کارشان کرامت نموده لب فروبستم. با این

حال خداوند از من خشنود نخواهد گشت مگر این که آن چه در حق علی علیه

السّلام فرو فرستاده به گوش شما برسانم. سپس پیامبر صلّی الله علیه و آله چنین

خواند: «ای پیامبر ما! آن چه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده - در حقّ علی

علیه السلام - ابلاغ کن؛ وگرنه کار رسالتش را انجام نداده ای. و البته خداوند

تو را از آسیب مردمان نگاه می دارد. »

هان مردمان! بدانید این آیه درباره ی اوست. ژرفی آن را فهم کنید و بدانید که

خداوند او را برایتان صاحب اختیار و امام قرار داده، پیروی او را بر مهاجران و

انصار و آنان که به ن کیی از ایشان پیروی می کنند و بر صحرانشینان و شهروندان

و بر عجم و عرب و آزاد و برده و بر کوچک و بزرگ و سفید و سیاه و بر هر

کیتاپرست لازم شمرده است. ]هشدار که [ اجرای فرمان و گفتار او لازم و امرش

نافذ است. ناسازگارش رانده، پیرو و باورکننده اش در مهر و شفقت است. هر

آینه خداوند، او و شنوایان سخن او و پیروان راهش را آمرزیده است.

هان مردمان! آخرین بار است که در این اجتماع به پا ایستاده ام. پس بشنوید

و فرمان حق را گردن گذارید؛ چرا که خداوند عزّوجلّ صاحب اختیار و ولی و

معبود شماست و پس از خداوند ولی شما، فرستاده و پیامبر اوست که اکنون در

برابر شماست و با شما سخن می گوید. و پس از من به فرمان پروردگار، علی

علیه السلام ولی و صاحب اختیار و امام شماست. آن گاه امامت در فرزندان من

از نسل علی)ع(خواهد بود. این قانون تا برپایی رستاخیز که خدا و رسول او را

دیدار کنید دوام دارد.

***

روا نیست مگر آن چه خدا و رسول او و امامان روا دانند. و ناروا نیست مگر

آن چه آنان ناروا دانند. خداوند عزوجل هم روا و هم ناروا را برای من بیان

فرموده و آن چه پروردگارم از کتاب خویش و حلال و حرامش به من آموخته

در اختیار علی علیه السلام نهاده ام.

هان مردمان! او را برتر بدانید. چرا که هیچ دانشی نیست مگر این که خداوند آن را در

جان من نبشته و من نیز آن را در جان پیشوای پرهیزکاران، علی علیه السلام، ضبط کرده

ام. او )علی)ع(( پیشوای روشنگر است که خداوند او را در سوره ی یاسین یاد کرده که:

«و دانش هر چیز را در امام روشن گر برشمرده ایم... »

هان مردمان! از علی)ع( رو برنتابید. و از امامتش نگریزید. و از سرپرستی اش

رو برنگردانید. او ]شما را[ به درستی و راستی خوانده و ]خود نیز[ بدان عمل

نماید. او نادرستی را نابود کند و از آن بازدارد. در راه خدا نکوهش نکوهش

لَوْمَةُ لائِمٍ. أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِالله وَ رَسُولِهِ )لَمْ یَسْبِقْهُ إِلَی ا یْالمانِ بی أَحَدٌ(، وَالَّذِی

فَدَی رَسُولَ اللهِ بِنَفْسِهِ، وَالَّذی کانَ مَعَ رَسُولِ الله وَلا أَحَدَ یَعْبُدُاللهَ مَعَ رَسُولِهِ مِنَ

الرِّجالِ غَیْرُهُ.

***

)أَوَّلُ النّاسِ صَلاةً وَ أَوَّلُ مَنْ عَبَدَاللهَ مَعی. أَمَرْتُهُ عَنِ اللهِ أَنْ یَنامَ فی مَضْجَعِی،

فَفَعَلَ فادِیاً لِی بِنَفْسِهِ(. مَعاشِرَالنّاسِ، فَضِّلُوهُ فَقَدْ فَضَّلَهُ اللهُ، وَاقْبَلُوهُ فَقَدْ نَصَبَهُ اللهُ.

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ إِمامٌ مِنَ الله، وَلَنْ یَتُوبَ الله عَلی أَحَدٍ أَنْکَرَ وِلایَتَهُ وَلَنْ یَغْفِرَ لَهُ،

حَتْماً عَلَی اللهِ أَنْ یَفْعَلَ ذالِکَ بِمَنْ خالَفَ أَمْرَهُ وَأَنْ یُعَذِّبَهُ عَذاباً نُکْراً أَبَدَا الْآبادِ وَ

دَهْرَ الدُّهُورِ. فَاحْذَرُوا أَنْ تُخالِفُوهُ. فَتَصْلُوا ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ أُعِدَّتْ

لِلْکافِرینَ.

***

مَعاشِرَالنّاسِ، بی - وَاللهِ - بَشَّرَالْأَوَّلُونَ مِنَ النَّبِیِّینَ وَالْمُرْسَلینَ، وَأَنَا - )وَاللهِ(

- خاتَمُ الْأَنْبِیاءِ وَالْمُرْسَلینَ والْحُجَّةُ عَلی جَمیعِ الَْمخْلوقینَ مِنْ أَهْلِ السَّماواتِ

وَالْأَرَضینَ. فَمَنْ شَکَّ فی ذالِکَ فَقَدْ کَفَرَ کُفْرَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولی وَ مَنْ شَکَّ فی

شَیءٍ مِنْ قَوْلی هذا فَقَدْ شَکَّ فی کُلِّ ما أُنْزِلَ إِلَیّ، وَمَنْ شَکَّ فی واحِدٍ مِنَ الْأَئمَّةِ

فَقَدْ شَکَّ فِی الْکُلِّ مِنْهُمْ، وَالشَاکُّ فینا فِی النّارِ. مَعاشِرَالنّاسِ، حَبانِی الله عَزَّوَجَلَّ

بِهذِهِ الْفَضیلَةِ مَنّاً مِنْهُ عَلَیَّ وَ إِحْساناً مِنْهُ إِلَیّ وَلا إِلهَ إِلاّهُوَ، أَلا لَهُ الْحَمْدُ مِنِّی أَبَدَ

الْآبِدینَ وَدَهْرَالدّاهِرینَ وَ عَلی کُلِّ حالٍ.

***

مَعاشِرَالنّاسِ، فَضِّلُوا عَلِیّاً فَإِنَّهُ أَفْضَلُ النَّاسِ بَعْدی مِنْ ذَکَرٍ و أُنْثی ما أَنْزَلَ اللهُ

الرِّزْقَ وَبَقِی الْخَلْقُ. مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ، مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ عَلَیَّ قَوْلی هذا وَلَمْ

یُوافِقْهُ. أَلا إِنَّ جَبْرئیلَ خَبَّرَنِی عَنِ اللهِ تَعالی بِذالِکَ وَیَقُولُ: «مَنْ عادی عَلِیّاً وَلَمْ

یَتَوَلَّهُ فَعَلَیْهِ لَعْنَتِی وَ غَضَبِی »، )وَلْتَنْظُرْنَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوالله - أَنْ تُخالِفُوهُ

فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها - إِنَّ الله خَبیرٌ بِما یَعْمَلُونَ() 25 (. مَعاشِرَ النَّاسِ، إِنَّهُ جَنْبُ اللهِ

گران او را از کار بازندارد. او نخستین مؤمن به خدا و رسول اوست و کسی در

ایمان، به او سبقت نجسته. و همو جان خود را فدای رسول الله نموده و با او

همراه بوده است تنها اوست که همراه رسول خدا عبادتِ خداوند می کرد و جز

او کسی چنین نبود.

***

اولین نمازگزار و پرستشگر خدا به همراه من است. از سوی خداوند به او

فرمان دادم تا ]در شب هجرت [ در بستر من بیارامد و او نیز فرمان برده، پذیرفت

که جان خود را فدای من کند.

هان مردمان! او رابرتر دانید؛ که خداوند او را برگزیده و پیشوایی او را

بپذیرید؛ که خداوند او را برپا کرده است.

هان مردمان! او از سوی خدا امام است و هرگز خداوند توبه منکر او را نپذیرد

و او را نیامرزد. این است روش قطعی خداوند درباره ضدِ علی علیه السلام و

هرآینه او را به عذاب دردناک پایدار یکفر کند. از مخالفت او بهراسید و گرنه در

آتشی درخواهید شد که آتش گیره ی آن مردمانند و سنگ، که برای حق ستیزان

آماده شده است.

***

هان مردمان! به خدا سوگند که پیامبران پیشین به ظهورم مژده داده اند و

اکنون من فرجام پیامبران و برهان بر آفریدگانِ آسمانیان و زمینیانم. آن کس که

راستی و درستی مرا باور نکند به کفر جاهلی درآمده و تردید در سخنان امروزم

همسنگ تردید در تمامی محتوای رسالت من است، و شک و ناباوری در امامت

کیی از امامان به سان شک و ناباوری در تمامی آنان است. و هرآینه جایگاه

ناباوران ما آتش دوزخ خواهد بود.

هان مردمان! خداوند عزّوجلّ از روی منت و احسان خویش این برتری را به

من پیشکش کرد و البته که خدایی جز او نیست. آگاه باشید: تمامی ستایش ها

در همه روزگاران و در هر حال و مقام ویژه اوست.

***

هان مردمان! علی علیه السلام را برتر دانید؛ که او برترینِ مردمان از مرد و زن

پس از من است تا آن هنگام که آفریدگان پایدارند و روزی شان فرود آید.

دورِ دورباد از درگاه مهر خداوند و خشمِ خشم باد بر آن که این گفته را

نپذیرد و با من سازگار نباشد!

هان! بدانید جبرئیل از سوی خداوند خبرم داد: هر آن که با علی علیه السلام

بستیزد و بر ولایت او گردن نگذارد، نفرین و خشم من بر او باد! البته بایست

که هر کس بنگرد که برای فردای رستاخیز خود چه پیش فرستاده. ]هان![ تقوا

پیشه کنید و از ناسازگاری با علی علیه السلام بپرهیزید؛ مبادا که گام هایتان پس

از استواری درلغزد. که خداوند بر کردارتان آگاه است.

 

الَّذی ذَکَرَ فی کِتابِهِ العَزیزِ، فَقالَ تعالی )مُخْبِراً عَمَّنْ یُخالِفُهُ(: )أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا

حَسْرَتا عَلی ما فَرَّطْتُ فی جَنْبِ اللهِ() 26 (.

***

مَعاشِرَالنّاسِ، تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ وَ افْهَمُوا آیاتِهِ وَانْظُرُوا إِلی مُحْکَماتِهِ وَلاتَتَّبِعُوا

مُتَشابِهَهُ، فَوَاللهِ لَنْ یُبَیِّنَ لَکُمْ زواجِرَهُ وَلَنْ یُوضِحَ لَکُمْ تَفْسِیرَهُ إِلاَّ الَّذی أَنَا آخِذٌ

بِیَدِهِ وَمُصْعِدُهُ إِلیَّ وَشائِلٌ بِعَضُدِهِ )وَ رافِعُهُ بِیَدَیَّ( وَ مُعْلِمُکُمْ: أَنَّ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ

فَهذا عَلِیٌّ مَوْلاهُ، وَ هُوَ عَلِیُّ بْنُ أَبی طالِبٍ أَخی وَ وَصِیّی، وَ مُوالاتُهُ مِنَ اللهِ

عَزَّوَجَلَّ أَنْزَلَها عَلَیَّ.

***

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ عَلِیّاً وَالطَّیِّبینَ مِنْ وُلْدی )مِنْ صُلْبِهِ( هُمُ الثِّقْلُ الْأَصْغَرُ، وَالْقُرْآنُ

الثِّقْلُ الْأَکْبَرُ، فَکُلُّ واحِدٍ مِنْهُما مُنْبِئٌ عَنْ صاحِبِهِ وَ مُوافِقٌ لَهُ، لَنْ یَفْتَرِقا حَتّی یَرِدا

عَلَیَّ الْحَوْضَ. أَلا إِنَّهُمْ أُمَناءُ اللهِ فی خَلْقِهِ وَ حُکّامُهُ فی أَرْضِهِ. أَلاوَقَدْ أَدَّیْتُ،

أَلاوَقَدْ بَلَّغْتُ، أَلاوَقَدْ أَسْمَعْتُ، أَلاوَقَدْ أَوْضَحْتُ، أَلا وَ إِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ قالَ وَ أَنَا

قُلْتُ عَنِ اللهَ عَزَّوَجَلَّ، أَلاإِنَّهُ لا «أَمیرَالْمُؤْمِنینَ » غَیْرَ أَخی هذا، أَلا لاتَحِلُّ إِمْرَةُ

الْمُؤْمِنینَ بَعْدی لاَِحَدٍ غَیْرِهِ.

)ثُمَّ ضَرَبَ بِیَدِهِ اِلَی عضد عَلِّیُ عَلَیهِ السَّلَامِ فَرَفَعَهُ وَ کَانَ اَمِیرَالمُؤمِنِینَ عَلَیهِ

السَّلَام منذ اوَّل ما صعه رَسُولَ الله صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه مِنبَرَهُ علی درجه دون

مقاصد متیامناً عن وجه رسول الله صلی الله علیه و آله کانّهما فی مقام واحد

فرفعه رسول الله صلی الله علیه و آله بیده و سبطها الی السّماء و شال علیّاً صلی

الله علیه و آله حتی صارت رجله مع رکبة رسول الله صلی الله علیه و آله(.

هان مردمان! همانا او هم جوار و همسایه ی خداوند است که در نبشته ی

عزیز خود او را یاد کرده و درباره ی ستیزندگان با او فرموده: «تا آن که مبادا

کسی در روز رستاخیز بگوید: افسوس که درباره ی هم جوار و همسایه ی خدا

کوتاهی کردم... »

***

هان مردمان! در قرآن اندیشه کنید و ژرفی آیات آن را دریابید و بر محکماتش

نظر کنید و از متشابهاتش پیروی ننما یید. پس به خدا سوگند که باطن ها و تفسیر

آن را آشکار نمی کند مگر همین که دست و بازوی او را گرفته و بالا آورده ام و

اعلام می دارم که: هر آن که من سرپرست اویم، این علی علیه السلام سرپرست

اوست. و او علی بن ابی طالب علیه السلام است؛ برادر و وصی من که سرپرستی

و ولایت او حکمی است از سوی خدا که بر من فرستاده شده است.

***

هان مردمان! همانا علی علیه السلام و پاکان از فرزندانم از نسل او، یادگار

گران سنگ کوچک ترند و قرآن یادگار گران سنگ بزرگ تر. هر یک از این دو

از دیگر همراه خود خبر می دهد و با آن سازگار است. آن دو هرگز از هم جدا

نخواهند شد تا در حوض کوثر بر من وارد شوند.

هان! بدانید که آنان امانتداران خداوند در میان آفریدگان و حاکمان او در

زمین اویند.

هشدار که من وظیفه ی خود را ادا کردم. هشدار که من آن چه بر عهده ام

بود ابلاغ کردم و به گوشتان رساندم و روشن نمودم. بدانید که این سخن خدا

بود و من از سوی او سخن گفتم. هشدار که هرگز به جز این برادرم کسی نباید

امیرالمؤمنین خوانده شود. هشدار که پس از من امارت مؤمنان برای کسی جز

او روا نباشد.

)در این هنگام رسول خ دا)ص( بازوی علی )ع( را گرفته او را

بالا برد، و این در حالی بود که امیرالمؤمنین )ع( از زمانی که

پیامبر )ص( بر منبر برآمد پایین تر از مکان حضرت ایستاده و

از جانب راست به سمت رسول خدا )ص( متمایل بود گویی که

هر دو در یک مکان ایستاده بودند آنگاه پیامبر )ص( آن حضرت

را بلند کرده و دستانش را به سوی آسمان گشود(

ثم قال: «ایهاالنَّاسُ، مَنْ اَوْلی بِکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ؟ قالوا: الله و رَسُولُهُ. فَقالَ: اَلا

من کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلیٌّ مَوْلاهُ، اللهمَّ والِ مَنْ والاهُ و عادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْمَنْ

نَصَرَهُ واخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ.

***

مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِیٌّ أخی وَ وَصیِّی وَ واعِی عِلْمی، وَ خَلیفَتی فی اُمَّتی

عَلی مَنْ آمَنَ بی وَعَلی تَفْسیرِ کِتابِ الله عَزَّوَجَلَّ وَالدّاعی إِلَیْهِ وَالْعامِلُ بِمایَرْضاهُ

وَالُْمُحارِبُ لاَِعْدائهِ وَالْمُوالِی عَلی طاعَتِهِ وَالنّاهی عَنْ مَعْصِیَتِهِ. إِنَّهُ خَلیفَةُ رَسُولِ

الله وَ أَمیرُالْمُؤْمِنینَ وَالْإمامُ الْهادی مِنَ الله، وَ قاتِلُ النّاکِثینَ وَالْقاسِطینَ وَالْمارِقینَ

بِأَمْرِالله. یَقُولُ اللهُ: )مایُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَیَّ() 27 (. بِأَمْرِکَ یارَبِّ أَقُولُ: اَلَّلهُمَّ والِ مَنْ والاهُ

وَعادِ مَنْ عاداهُ )وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ( وَالْعَنْ مَنْ أَنْکَرَهُ وَاغْضِبْ

عَلی مَنْ جَحَدَ حَقَّهُ.

***

اللهمَّ إِنَّکَ أَنْزَلْتَ الْآیَةَ فی عَلِیٍّ وَلِیِّکَ عِنْدَتَبْیینِ ذالِکَ وَنَصْبِکَ إِیّاهُ لِهذَا الْیَوْمِ:

)الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً() 28 (،

)وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَالْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ() 29 (.

اللهمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی قَدْ بَلَّغْتُ.

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّما أَکْمَلَ الله عَزَّوَجَلَّ دینَکُمْ بِإِمامَتِهِ. فَمَنْ لَمْ یَأْتَمَّ بِهِ وَبِمَنْ یَقُومُ

مَقامَهُ مِنْ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ وَالْعَرْضِ عَلَی الله عَزَّوَجَلَّ)فَأُولئِکَ

الَّذینَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ() 30 ( )وَ فِی النّارِهُمْ خالِدُونَ) 31 (، لایُخَفَّفُ

عَنْهُمُ الْعَذابُ وَلاهُمْ یُنْظَرونَ() 32 (.

***

مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِیٌّ، أَنْصَرُکُمْ لی وَأَحَقُّکُمْ بی وَأَقْرَبُکُمْ إِلَی وَأَعَزُّکُمْ عَلَیَّ،

قسمت پنجم: اهمیت مسئله امامت

قسمت چهارم: معرفی علی ابن ابیطالب )ع(

سپس فرمود: مردمان! یکست سزاوارتر از شما به شما؟ گفتند خداوند و پیامبر

او! سپس فرمود آگاه باشید آن که من سرپرست اویم پس این علی علیه السلام

سرپرست اوست! خداوندا دوست بدار آن را که سرپرستی او را بپذیرد و دشمن

بدار هر آن که او را دشمن دارد و یاری کن یار او را و تنها گذار آن را که او

را تنها بگذارد.

***

هان مردمان! این علی علیه السلام است برادر و وصی و نگاهبان دانش من. و

هموست جانشین من در میان امت و بر گروندگان به من و بر تفسیر کتاب خدا که

مردمان را به سوی او بخواند و به آن چه موجب خشنودی اوست عمل کند و با

دشمنانش ستیز نماید. او پشتیبان فرمانبرداری خداوند و بازدارنده از نافرمانی او باشد.

همانا اوست جانشین رسول الله و فرمانروای ایمانیان و پیشوای هدایتگر از سوی

خدا و کسی که به فرمان خدا با پیمان شکنان، رویگردانان از راستی و درستی و به

دررفتگان از دین پ کیار کند. خداوندفرماید: «فرمان من دگرگون نخواهدشد. »

پروردگارا! اکنون به فرمان تو چنین می گویم: خداوندا! دوستداران او را دوست

دار. و دشمنان او را دشمن دار. پشتیبانان او را پشتیبانی کن. یارانش را یاری نما.

خودداری کنندگان از یاری اش را به خود رها کن. ناباورانش را از مهرت برِان و بر

آنان خشم خود را فرود آور.

***

معبودا! تو خود در هنگام برپاداشتن او و بیان ولایتش نازل فرمودی که: «امروز

آ یین شما را به کمال، و نعمت خود را بر شما به اتمام رساندم، و اسلام را به عنوان

دین شما پس ندیدم. « » و آن که به جز اسلام دینی را بجوید، از او پذیرفته نبوده، در

جهان دیگر در شمار زیانکاران خواهد بود. » خداوندا، تو را گواه می گیرم که پیام تو

را به مردمان رساندم.

هان مردمان! خداوند عزّوجلّ دین را با امامت علی علیه السلام تکمیل فرمود. اینک

آنان که از او و جانشینانش از فرزندان من و از نسل او - تا برپایی رستاخیز و عرضه

ی بر خدا - پیروی نکنند، در دو جهان کرده هایشان بیهوده بوده در آتش دوزخ ابدی

خواهند بود، به گونه ای که نه از عذابشان کاسته و نه برایشان فرصتی خواهد بود.

***

هان مردمان! این علی یاورترین، سزاوارترین و نزدیک ترین و عزیزترین شما

نسبت به من است. خداوند عزّوجلّ و من از او خشنودیم. آیه رضایتی در قرآن

وَالله عَزَّوَجَلَّ وَأَنَاعَنْهُ راضِیانِ. وَ مانَزَلَتْ آیَةُ رِضاً )فی الْقُرْآنِ( إِلاّ فیهِ، وَلا خاطَبَ

اللهُ الَّذینَ آمَنُوا إِلاّبَدَأ بِهِ، وَلانَزَلَتْ آیَةُ مَدْحٍ فِی الْقُرْآنِ إِلاّ فیهِ، وَلاشَهِدَ الله بِالْجَنَّةِ

فی )هَلْ أَتی عَلَی ا نْالِْسانِ( إِلاّلَهُ، وَلا أَنْزَلَها فی سِواهُ وَلامَدَحَ بِها غَیْرَهُ.

***

مَعاشِرَالنّاسِ، هُوَ ناصِرُ دینِ اللهِ وَالُْمُجادِلُ عَنْ رَسُولِ الله، وَ هُوَالتَّقِیُّ النَّقِیُّ الْهادِی

الْمَهْدِیُّ. نَبِیُّکُمْ خَیْرُ نَبیٍّ وَ وَصِیُّکُمْ خَیْرُ وَصِیٍّ )وَبَنُوهُ خَیْرُالْأَوْصِیاءِ(. مَعاشِرَالنّاسِ،

ذُرِّیَّةُ کُلِّ نَبِی مِنْ صُلْبِهِ، وَ ذُرِّیَّتی مِنْ صُلْبِ )أَمیرِالْمُؤْمِنینَ( عَلِیٍّ. مَعاشِرَ النّاسِ، إِنَّ

إِبْلیسَ أَخْرَجَ آدَمَ مِنَ الْجَنَّةِ بِالْحَسَدِ، فَلاتَحْسُدُوهُ فَتَحْبِطَ أَعْمالُکُمْ وَتَزِلَّ أَقْدامُکُمْ،

فَإِنَّ آدَمَ أُهْبِطَ إِلَی الْأَرضِ بِخَطیئَةٍ واحِدَةٍ، وَهُوَ صَفْوَةُاللهِ عَزَّوَجَلَّ، وَکَیْفَ بِکُمْ

وَأَنْتُمْ أَنْتُمْ وَ مِنْکُمْ أَعْداءُالله، أَلاوَإِنَّهُ لایُبْغِضُ عَلِیّاً إِلاّشَقِیٌّ، وَلا یُوالِی عَلِیّاً إِلاَّ تَقِیٌّ،

وَلایُؤْمِنُ بِهِ إِلاّمُؤْمِنٌ مُخْلِصٌ. ***

وَ فی عَلِیٍّ - وَالله - نَزَلَتْ سُورَةُ الْعَصْر: )بِسْمِ الله الرَّحْمانِ الرَّحیمِ، وَالْعَصْرِ، إِنَّ

الْإِنْسانَ لَفی خُسْرٍ( )إِلاّ عَلیّاً الّذی آمَنَ وَ رَضِی بِالْحَقِّ وَالصَّبْرِ(. مَعاشِرَالنّاسِ، قَدِ

اسْتَشْهَدْتُ اللهَ وَبَلَّغْتُکُمْ رِسالَتِی وَ ما عَلَی الرَّسُولِ إِلاَّالْبَلاغُ الْمُبینُ. مَعاشِرَالنّاسِ،

)إتَّقُوالله حَقَّ تُقاتِهِ وَلاتَموتُنَّ إِلاّ وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ() 33 (.

مَعاشِرَالنّاسِ، )آمِنُوا بِالله وَ رَسُولِهِ وَالنَّورِ الَّذی أُنْزِلَ مَعَهُ ) 34 (مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ

وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلی أَدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ کَما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ() 35 (. )بالله ما

عَنی بِهذِهِ الْآیَةِ إِلاَّ قَوْماً مِنْ أَصْحابی أَعْرِفُهُمْ بِأَسْمائِهِمْ وَأَنْسابِهِمْ، وَقَدْ أُمِرْتُ

بِالصَّفْحِ عَنْهُمْ فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِئٍ عَلی مایَجِدُ لِعَلِیٍّ فی قَلْبِهِ مِنَ الْحُبِّ وَالْبُغْضِ(.

مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ الله عَزَّوَجَلَّ مَسْلوکٌ فیَّ ثُمَّ فیَّ عَلِی بْنِ أَبی طالِبٍ، ثُمَّ

فِی النَّسْلِ مِنْهُ إِلَی الْقائِمِ الْمَهْدِیِّ الَّذی یَأْخُذُ بِحَقِّ الله وَ بِکُلِّ حَقّ هُوَ لَنا، لاَِنَّ

الله عَزَّوَجَلَّ قَدْ جَعَلَنا حُجَّةً عَلَی الْمُقَصِّرینَ وَالْمعُانِدینَ وَالُْمخالِفینَ وَالْخائِنینَ

وَالْآثِمینَ وَالّظَالِمینَ وَالْغاصِبینَ مِنْ جَمیعِ الْعالَمینَ.

قسمت ششم: خطر انحراف و کارشکنی

نیست مگر این که درباره ی اوست. و خدا هرگاه ایمان آوردگان را خطابی نموده

به او آغاز کرده ]و او اولین شخص مورد نظر خدای متعال بوده است [ . و آیه ی

ستایشی نازل نگشته مگر درباره ی او. و خداوند در سوره ی «هل أتی علی الإنسان »

گواهی بر بهشت ]رفتن [ نداده مگر برای او، و آن را در حق غیر او نازل نکرده و به

آن جز او را نستوده است.

***

هان مردمان! او یاور دین خدا و دفاع کننده ی از رسول اوست. او پرهیزکار پا یکزه

و راهنمای ارشاد شده ]به دست خود خدا[ است. پیامبرتان برترین پیامبر، وصی او

برترین وصی و فرزندان او برترین اوصیایند.

هان مردمان! فرزندان هرپیامبر از نسل اویند و فرزندان من از صلب و نسل امیرالمؤمنین

علی علیه السلام است.

هان مردمان! به راستی که شیطانِ اغواگر، آدم را با رشک از بهشت رانده مبادا

شما به علی رشک ورزید که کرده هایتان نابود و گام هایتان لغزان خواهدشد. آدم به

خاطر یک اشتباه به زمین هبوط کرد و حال آن که برگزیده ی خدای عزّوجلّ بود.

پس چگونه خواهید بود شما و حال آن که شما شما یید و دشمنان خدا نیز از میان

شمایند.

آگاه باشید! که با علی نمی ستیزد مگر بی سعادت. و سرپرستی او را نمی پذیرد

مگر رستگار پرهیزگار. و به او نمی گرود مگر ایمان دار بی آلایش.

***

و سوگند به خدا که سوره ی والعصر درباره ی اوست: «به نام خداوند بخشنده

مهربان. قسم به زمان که انسان در زیان است. » مگر علی که ایمان آورده و به درستی

و ش یکبایی آراسته است.

هان مردمان! خدا را گواه گرفتم و پیام او را به شما رسانیدم. و بر فرستاده وظیفه ا ی جز

بیان و ابلاغ روشن نباشد!

هان مردمان! تقوا پیشه کنید همان گونه که بایسته است. و نمیرید جز با اسلام

هان مردمان! «به خدا و رسول و نور همراهش ایمان آورید پیش از آن که چهره

ها را تباه و وارونه کنیم یا چونان اصحاب روز شنبه ]یهودیانی که بر خدا نیرنگ

آوردند[ رانده شوید. » به خدا سوگند که مقصود خداوند از این آیه گروهی از صحابه

اند که آنان را با نام و نَسَب می شناسم ل کین به پرده پوشی کارشان مأمورم. آنک هر

کس پایه کار خویش را مهر و یا خشم علی علیه السلام در دل قرار دهد ]و بداند که

ارزش عمل او وابسته به آن است.[ .

مردمان! نور از سوی خداوند عزّوجل در جان من، سپس در جان علی بن ابی

طالب، آن گاه در نسل او تا قائم مهدی - که حق خدا و ما را می ستاند - جای

گرفته. چرا که خداوند عزّوجل ما را بر کوتاهی کنندگان، ستیزه گران، ناسازگاران،

خائنان و گنهکاران و ستمکاران و غاصبان از تمامی جهانیان دلیل و راهنما و حجت

آورده است.

مَعاشِرَالنّاسِ، أُنْذِرُکُمْ أَنّی رَسُولُ الله قَدْخَلَتْ مِنْ قَبْلِی الرُّسُلُ، أَفَإِنْ مِتُّ أَوْقُتِلْتُ

)انْقَلَبْتُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ؟ وَمَنْ یَنْقَلِبْ عَلی عَقِبَیْهِ فَلَنْ هان یَضُرَّالله شَیْئاً وَسَیَجْزِی

اللهُ الشّاکِرینَ )الصّابِرینَ() 36 (. أَلاوَإِنَّ عَلِیّاً هُوَالْمَوْصُوفُ بِالصَّبْرِ وَالشُّکْرِ، ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ

وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ. مَعاشِرَالنّاسِ، لاتَمُنُّوا عَلَیَّ بِإِسْلامِکُمْ، بَلْ لاتَمُنُّوا عَلَی الله فَیُحْبِطَ

عَمَلَکُمْ وَیَسْخَطَ عَلَیْکُمْ وَ یَبْتَلِیَکُمْ بِشُواظٍ مِنْ نارٍ وَنُحاسٍ، إِنَّ رَبَّکُمْ لَبِالْمِرْصادِ.

***

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ سَیَکُونُ مِنْ بَعْدی أَئمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی النّارِ وَیَوْمَ الْقِیامَةِ

لایُنْصَرونَ. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ الله وَأَنَا بَریئانِ مِنْهُمْ. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُمْ وَأَنْصارَهُمْ

وَأَتْباعَهُمْ وَأَشْیاعَهُمْ فِی الدَّرَکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النّارِ وَلَبِئْسَ مَثْوَی الْمُتَکَبِّرِینَ. أَلا إِنَّهُمْ

أَصْحابُ الصَّحیفَةِ، فَلْیَنْظُرْ أَحَدُکُمْ فی صَحیفَتِهِ!! مَعاشِرَالنّاسِ، إِنِّی أَدَعُها إِمامَةً

وَ وِراثَةً )فی عَقِبی إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ(، وَقَدْ بَلَّغْتُ ما أُمِرتُ بِتَبْلیغِهِ. هان حُجَّةً عَلی

کُلِّ حاضِرٍ وَغائبٍ وَ عَلی کُلِّ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْلَمْ یَشْهَدْ، وُلِدَ أَوْلَمْ یُولَدْ، فَلْیُبَلِّغِ

الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ. وَسَیَجْعَلُونَ الْإِمامَةَ بَعْدی مُلْکاً وَ

اغْتِصاباً، )أَلا لَعَنَ الله الْغاصِبینَ الْمُغْتَصبینَ(، وَعِنْدَها سَیَفْرُغُ لَکُمْ أَیُّهَا الثَّقَلانِ) 37 (

)مَنْ یَفْرَغُ( «وَیُرْسِلُ عَلَیْکُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَنُحاسٌ فَلاتَنْتَصِرانِ 38(» (.

***

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ لَمْ یَکُنْ لِیَذَرَکُمْ عَلی ما أَنْتُمْ عَلَیْهِ «حَتّی

یَمیزَالْخَبیثَ مِنَ الطَّیِّبِ، وَ ما کانَ الله لِیُطْلِعَکُمْ عَلَی الْغَیْبِ 39(» (. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ

ما مِنْ قَرْیَةٍ إِلاّ وَالله مُهْلِکُها بِتَکْذیبِها قَبْلَ یَوْمِ الْقِیامَةِ وَ مُمَلِّکُهَا الْإِمامَ الْمَهْدِیَّ وَاللهُ

مُصَدِّقٌ وَعْدَهُ. مَعاشِرَالنّاسِ، قَدْ ضَلَّ قَبْلَکُمْ أَکْثَرُالْأَوَّلینَ، وَالله لَقَدْ أَهْلَکَ الْأَوَّلینَ،

وَهُوَ مُهْلِکُ الْآخِرینَ. ***

قالَ الله تَعالی: )أَلَمْ نُهْلِکِ الْأَوَّلینَ، ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِینَ، کذالِکَ نَفْعَلُ بِالُْمجْرِمینَ،

وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبینَ() 40 (. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ الله قَدْ أَمَرَنی وَنَهانی، وَقَدْ أَمَرْتُ عَلِیّاً وَنَهَیْتُهُ

)بِأَمْرِهِ(. فَعِلْمُ الْأَمْرِ وَالنَّهُی لَدَیْهِ، فَاسْمَعُوا لاَِمْرِهِ تَسْلَمُوا، وَأَطیعُوهُ تَهْتَدُوا، وَانْتَهُوا لِنَهْیِهِ

تَرشُدُوا، )وَصیرُوا إِلی مُرادِهِ( وَلا تَتَفَرَّقْ بِکُمُ السُّبُلُ عَنْ سَبیلِهِ.

هان مردمان! هشدارتان می دهم: همانا من رسول خدایم. پیش از من نیز رسولانی

آمده و سپری گشته اند. آیا اگر من بمیرم یا کشته شوم، به جاهلیت عقب گرد

می کنید؟ آن که به قهقرا برگردد، هرگز خدا را زیانی نخواهد رسانید و خداوند

سپاسگزاران ش یکباگر را پاداش خواهد داد. بدانید که علی علیه السلام و پس از او

فرزندان من از نسل او، دارای کمال ش یکبایی و سپاسگزاری اند.

هان مردمان! اسلامتان را بر من منت نگذارید؛ که اعمال شما را بیهوده و تباه خواهد کرد

و خداوند بر شما خشم خواهد گرفت و سپس شما را به شعله ای از آتش و مس گداخته

گرفتار خواهد نمود. همانا پروردگار شما در کمین گاه است.

***

مردمان! به زودی پس از من پیشوایانی خواهند بود که شما را به سوی آتش

می خوانند و در روز رستاخیز تنها وبدون یاور خواهند ماند.

هان مردمان! خداوند و من از آنان بیزاریم.

هان مردمان! آنان و یاران و پیروانشان در بدترین جای جهنم، جایگاه متکبّران خواهند

بود. بدانید آنان اصحاب صحیفه اند. اکنون هر کس در صحیفه ی خود نظر کند.

هان مردمان! اینک جانشینی خود را به عنوان امامت و وراثت به امانت به جای

می گذارم در نسل خود تا برپایی روز رستاخیز. و حال، مأموریت تبلیغی خود را

انجام می دهم تا برهان بر هر شاهد و غایب و بر آنان که زاده شده یا نشده اند و

بر تمامی مردمان باشد. پس بایسته است این سخن را حاضران به غایبان و پدران

به فرزندان تا برپایی رستاخیز برسانند.آگاه باشید! به زودی پس از من امامت را

با پادشاهی جابه جا نموده. آن را غصب کرده و به تصرف خویش درآورند.

هان! نفرین و خشم خدا بر غاصبان و چپاول گران! و البته در آن هنگام

خداوند آتش عذاب - شعله های آتش و مس گداخته - بر سر شما جن و انس

خواهد ریخت. آن جاست که دیگر یاری نخواهید شد.

***

هان مردمان! هر آینه خداوند عزوجل شما را به حالتان رها نخواهد کرد تا

ناپاک را ازپاک جدا کند. و خداوند نمی خواهد شما را بر غیب آگاه گرداند.

هان مردمان! هیچ سرزمینی نیست مگر این که خداوند به خاطر تکذیب اهل آن

]حق را[ ، آنان را پیش از روز رستاخیز نابود خواهد فرمود و به امام مهدی)عج(

خواهد سپرد. و هر آینه خداوند وعده ی خود را انجام خواهد داد.هان مردمان!

پیش از شما، شمار فزونی از گذشتگان گمراه شدند و خداوند آنان را نابود کرد.

و همو نابودکننده ی آیندگان است.

***

او خود در کتابش آورده: «آیا پیشینیان را تباه نکردیم و به دنبال آنان آیندگان

را گرفتار نساختیم؟ با مجرمان این چنین کنیم. وای بر ناباوران! »

هان مردمان! همانا خداوند امر و نهی خود را به من فرموده و من نیز به دستور

او دانش آن را نزد علی علیه السلام نهادم. پس فرمان او را بشنوید و گردن نهید

و پیرویش نما یید و از آنچه بازتان دارد خودداری کنید تا راه یابید. به سوی

هدف او حرکت کنید. راههای گونه گون شما را از راه او بازندارد!

مَعاشِرَالنّاسِ، أَنَا صِراطُ اللهِ الْمُسْتَقیمُ الَّذی أَمَرَکُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِیٌّ مِنْ بَعْدی. ثُمَّ

وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةُ )الْهُدی(، یَهْدونَ إِلَی الْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلونَ.

ثُمَّ قَرَأَ: «بِسْمِ الله الرَّحْمانِ الرَّحیمِ الْحَمْدُلَِّهِل رَبِ الْعالَمینَ... 41(» ( إِلی آخِرِها،

***

وَقالَ: فِیَّ نَزَلَتْ وَفیهِمْ )وَاللهِ( نَزَلَتْ، وَلَهُمْ عَمَّتْ وَإِیَّاهُمْ خَصَّتْ، أُولئِکَ أَوْلِیاءُاللهِ

اِلَّذینَ لاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاهُمْ یَحْزَنونَ) 42 (، أَلا إِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْغالِبُونَ. أَلا إِنَّ

أَعْدائَهُمْ هُمُ السُّفَهاءُالْغاوُونَ إِخْوانُ الشَّیاطینِ یوحِی بَعْضُهُمْ إِلی بَعْضٍ زُخْرُفَ

الْقَوْلِ غُروُراً. أَلا إِنَّ أَوْلِیائَهُمُ الَّذینَ ذَکَرَهُمُ الله فی کِتابِهِ، فَقالَ عَزَّوَجَلَّ: )لاتَجِدُ قَوْماً

یُؤمِنُونَ بِالله وَالْیَوْمِ الْآخِرِ یُوادُّونَ مَنْ حادَّ اللهِ وَ رَسُولَهُ وَلَوْکانُوا آبائَهُمْ أَوْأَبْنائَهُمْ

أَوْإِخْوانَهُمْ أَوْعَشیرَتَهُمْ، أُولئِکَ کَتَبَ فی قُلوبِهِمُ الْإیمانَ() 43 ( إِلی آخِرالآیَةِ.

***

أَلا إِنَّ أَوْلِیائَهُمُ الْمُؤْمِنونَ الَّذینَ وَصَفَهُمُ الله عَزَّوَجَلَّ فَقالَ: )الَّذینَ آمَنُوا وَلَمْ

یَلْبِسُوا إیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدونَ() 44 (. )أَلا إِنَّ أَوْلِیائَهُمُ الَّذینَ

آمَنُوا وَلَمْ یَرْتابوا(. أَلا إِنَّ أَوْلِیائَهُمُ الَّذینَ یدْخُلونَ الْجَنَّةَ بِسَلامٍ آمِنینَ) 45 (، تَتَلَقّاهُمُ

الْمَلائِکَةُ بِالتَّسْلیمِ یَقُولونَ: «سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلوها خالِدینَ 46(» (. أَلا إِنَّ

أَوْلِیائَهُمْ، لَهُمُ الْجَنَّةُ یُرْزَقونَ فیها بِغَیْرِ حِسابٍ) 47 (. أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمُ الَّذینَ یَصْلَونَ

سَعیراً) 48 (. أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمُ الَّذینَ یَسْمَعونَ لِجَهَنَّمَ شَهیقاً وَ هِی تَفُورُ وَ یَرَوْنَ

لَهازَفیراً) 49 (. أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمُ الَّذینَ قالَ اللهُ فیهِمْ: )کُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها() 50 (

الآیة. أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمُ الَّذینَ قالَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ: )کُلَّما أُلْقِی فیها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها

أَلَمْ یَأتِکُمْ نَذیرٌ، قالوا بَلی قَدْ جاءَنا نَذیرٌ فَکَذَّبْنا وَ قُلنا مانَزَّلَ الله مِنْ شَیءٍ إِنْ أَنْتُمْ

إِلاّ فی ضَلالٍ کَبیرٍ( إِلی قَوله: )أَلافَسُحْقاً لاَِصْحابِ السَّعیرِ() 51 (. أَلا إِنَّ أَوْلِیائَهُمُ

«الَّذینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَیْبِ، لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ کَبیرٌ 52(» (.

قسمت هفتم: معرفی دوستان و دشمنان

هان مردمان! صراط مستقیم خداوند منم که شما را به پیروی آن امر فرموده.

و پس از من علی علیه اسلام است و آن گاه فرزندانم از نسل او، پیشوایان راه

راستند که به درستی و راستی راهنمایند و به آن حکم و دعوت کنند.

سپس پیامبر صلّی الله علیه و آله قرائت فرمود: «بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمد ربّ العالمین الرّحمن الرّحیم » - تا آخر سوره.

***

هان! به خدا سوگند این سوره درباره ی من نازل شده و شامل امامان می باشد و

به آنان اختصاص دارد. آنان اولیای خدایند که ترس و اندوهی برایشان نیست، آگاه

باشید: البته حزب خدا چیره و غالب خواهد بود. هشدار که: ستیزندگان با امامان،

گمراه و همکاران شیاطین اند. برای گمراهی مردمان، سخنان بیهوده و پوچ را به

کیدیگر می رسانند. بدانید که خداوند از دوستان امامان در کتاب خود چنین یاد کرده:

«]ای پیامبر ما[ نمی یابی ایمانیان به خدا و روز بازپسین، که ستیزه گران خدا و رسول

را دوست ندارند، گرچه آنان پدران، برادران و خویشانشان باشند. آنان ]که چنین اند[

خداوند ایمان را در دل هایشان نبشته اس*ت. *» *- تا آخر آیه.

هان! دوستداران امامان مؤمنانی اند که قرآن چنان توصیف فرموده: «آنان

که ایمان آورده و باور خود را به شرک نیالوده اند، در امان و در راه راست

هستند. »هشدار! یاران پیشوایان کسانی هستند که به باور رسیده و از تردید و انکار

دور خواهند بود.هشدار! اولیای امامان آنانند که با آرامش و سالم به بهشت

درخواهند شد و فرشتگان با سلام آنان را پذیرفته، خواهند گفت: «درود بر شما

که پاک شده اید. اینک داخل شوید که در بهشت، جاودانه خواهید بود. »هان!

بهشت پاداش اولیای آنان است و در آن بی حساب روزی داده خواهند شد.هان!

دشمنان آنان آن کسانی اند که در آتش درآیند. و همانا ناله ی افروزش جهنم

را می شنوند در حالی که شعله های آتش زبانه می کشد و زفیر )صدای بازدم(

جهنم را نیز درمی یابند.

هان! خداوند درباره ی ستیزگران با آنان فرموده: «هرگاه امتی داخل جهنم

شود همتای خود را نفرین کند. »هشدار! که دشمنان امامان همانانند که خداوند

درباره ی آنان فرموده: «هر گروهی از آنان داخل جهنم شود نگاهبانان می پرسند:

مگر برایتان ترساننده ای نیامد؟! می گویند: چرا ترساننده آمد ل کین تکذیب کردیم

و گفتیم: خداوند وحی نفرستاده و شما نیستید مگر در گمراهی بزرگ! » تا آن جا که

فرماید: «هان! نابود باد دوزخیان! »

هان! یاران امامان در نهان، از پروردگار خویش ترسانند، آمرزش و پاداش

بزرگ برای آنان خواهد بود.

هان مردمان! چه بسیارراه است میان آتش و پاداش بزرگ!

هان مردمان! خداوند ستیزه جویان ما را ناستوده و نفرین فرموده و دوستان ما را ستوده و

دوست دارد.

مَعاشِرَالنَاسِ، شَتّانَ مابَیْنَ السَّعیرِ وَالْأَجْرِ الْکَبیرِ. )مَعاشِرَالنّاسِ(، عَدُوُّنا مَنْ ذَمَّهُ

الله وَلَعَنَهُ، وَ وَلِیُّنا )کُلُّ( مَنْ مَدَحَهُ اللهُ وَ أَحَبَّهُ. مَعاشِرَ النّاسِ، أَلاوَإِنّی )أَنَا( النَّذیرُ و

عَلِیٌّ الْبَشیرُ. )مَعاشِرَالنّاسِ(، وَ إِنِّی مُنْذِرٌ وَ عَلِیٌّ هادٍ) 53 (. مَعاشِرَ النّاس وَ إِنّی نَبیٌّ

وَ عَلِیٌّ وَصِیّی. )مَعاشِرَالنّاسِ، أَلاوَإِنِّی رَسولٌ وَ عَلِیٌّ الْإِمامُ وَالْوَصِیُّ مِنْ بَعْدی،

وَالْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ. أَلاوَإِنّی والِدُهُمْ وَهُمْ یَخْرُجونَ مِنْ صُلْبِهِ(.

أَلا إِنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمُ الْمَهْدِیُّ. أَلا إِنَّهُ الظّاهِرُ عَلَی الدِّینِ. أَلا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ

مِنَ الظّالِمینَ. أَلا إِنَّهُ فاتِحُ الْحُصُونِ وَهادِمُها. أَلا إِنَّهُ غالِبُ کُلِّ قَبیلَةٍ مِنْ أَهْلِ

الشِّرْکِ وَهادیها.أَلاإِنَّهُ الْمُدْرِکُ بِکُلِّ ثارٍ لاَِوْلِیاءِاللهِ. أَلا إِنَّهُ النّاصِرُ لِدینِ اللهِ. أَلا إِنَّهُ

الْغَرّافُ مِنْ بَحْرٍ عَمیقٍ. أَلا إِنَّهُ یَسِمُ کُلَّ ذی فَضْلٍ بِفَضْلِهِ وَ کُلَّ ذی جَهْلٍ بِجَهْلِهِ.

أَلا إِنَّهُ خِیَرَةُاللهِ وَ مُخْتارُهُ. أَلا إِنَّهُ وارِثُ کُلِّ عِلْمٍ وَالُْمحیطُ بِکُلِّ فَهْمٍ. أَلا إِنَّهُ الُْمخْبِرُ

عَنْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ الْمُشَیِّدُ لاَِمْرِ آیاتِهِ. أَلا إِنَّهُ الرَّشیدُ السَّدیدُ. أَلا إِنَّهُ الْمُفَوَّضُ إِلَیْهِ.

أَلا إِنَّهُ قَدْ بَشَّرَ بِهِ مَنْ سَلَفَ مِنَ الْقُرونِ بَیْنَ یَدَیْهِ. أَلا إِنَّهُ الْباقی حُجَّةً وَلاحُجَّةَ بَعْدَهُ

وَلا حَقَّ إِلاّ مَعَهُ وَلانُورَ إِلاّعِنْدَهُ. أَلا إِنَّهُ لاغالِبَ لَهُ وَلامَنْصورَ عَلَیْهِ. أَلاوَإِنَّهُ وَلِیُّ

الله فی أَرْضِهِ، وَحَکَمُهُ فی خَلْقِهِ، وَأَمینُهُ فی سِرِّهِ وَ علانِیَتِهِ.

قسمت هشتم: معرفی حضرت مهدی)عج(

هان مردمان! بدانید که همانا من انذارگرم و علی علیه السلام مژده

دهنده.

هان! که من بیم دهنده ام و علی علیه السلام راهنما.

هان مردمان! بدانید که من پیامبرم و علی علیه السلام وصی من است.

هان مردمان! بدانید که همانا من فرستاده و علی علیه السلام امام و

وصی پس از من است. و امامان پس از او فرزندان اویند.

آگاه باشید! من والد آنانم ولی ایشان از نسل علی علیه السلام خواهند

بود.

آگاه باشید! همانا آخرین امام، قائم مهدی )عج( از ماست. هان! او بر تمامی ادیان

چیره خواهد بود.

هشدار! که اوست انتقام گیرنده از ستمکاران.

هشدار! که اوست فاتح دژها و منهدم کننده ی آنها.

هشدار! که اوست چیره بر تمامی قبایل مشرکان و راهنمای آنان.

هشدار! که او خونخواه تمام اولیای خداست.

آگاه باشید! اوست یاور دین خدا.

هشدار! که از دریایی ژرف پیمانه هایی افزون گیرد.

هشدار! که او به هر ارزشمندی به اندازه ی ارزش او، و به هر نادان و بی ارزشی

به اندازه ی نادانی اش ن کیی کند.

هشدار! که او ن کیو و برگزیده ی خداوند است.

هشدار! که او وارث دانش ها و حاکم بر ادراک هاست.

هان! بدانید که او از سوی پروردگارش سخن می گوید و آیات و نشانه های او

را برپا کند. بدانید همانا اوست بالیده و استوار.

بیدار باشید! هموست که ]اختیار امور جهانیان و آ یین آنان [ به او واگذار

شده است.

آگاه باشید! که تمامی گذشتگان ظهور او را پیشگویی کرده اند.

آگاه باشید! که اوست حجّت پایدار و پس از او حجّتی نخواهد بود.) 1( درستی

و راستی و نور و روشنایی تنها نزد اوست.

هان! کسی بر او پیروز نخواهد شد و در ستیز با او، یاری نخواهد گشت.

آگاه باشید که او ولی خدا در زمین، داور او در میان مردم و امانتدار امور آشکار

و نهان است.

1( این تعبیر به عنوان حجّت و امامت است و نظرى به رجعت دیگر امامان ندارد زیرا آنان حجّت هاى پیشین

اند که دوباره رجعت خواهند نمود.40

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنّی قَدْبَیَّنْتُ لَکُمْ وَأَفْهَمْتُکُمْ، وَ هذا عَلِیٌّ یُفْهِمُکُمْ بَعْدی. أَلاوَإِنِّی

عِنْدَ انْقِضاءِ خُطْبَتی أَدْعُوکُمْ إِلی مُصافَقَتی عَلی بَیْعَتِهِ وَ الإِقْرارِبِهِ، ثُمَّ مُصافَقَتِهِ

بَعْدی. أَلاوَإِنَّی قَدْ بایَعْتُ اللهَ وَ عَلِیٌّ قَدْ بایَعَنِی. وَأَنَا آخِذُکُمْ بِالْبَیْعَةِ لَهُ عَنِ الله

عَزَّوَجَلَّ. )إِنَّ الَّذینَ یُبایِعُونَکَ إِنَّما یُبایِعُونَ الله، یَدُاللهِ فَوْقَ أَیْدیهِمْ. فَمَنْ نَکَثَ

فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلی نَفْسِهِ، وَ مَنْ أَوْفی بِما عاهَدَ عَلَیْهُ اللهَ فَسَیُؤْتیهِ أَجْراً عَظیماً() 54 (.

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ مِنْ شَعائرِالله، )فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِاعْتَمَرَ فَلاجُناحَ

عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما() 55 ( الآیَة. مَعاشِرَالنّاسِ، حِجُّواالْبَیْتَ، فَماوَرَدَهُ أَهْلُ بَیْتٍ

إِلاَّ اسْتَغْنَوْا وَ أُبْشِرُوا، وَلاتَخَلَّفوا عَنْهُ إِلاّبَتَرُوا وَ افْتَقَرُوا. مَعاشِرَالنّاسِ، ماوَقَفَ

بِالْمَوْقِفِ مُؤْمِنٌ إِلاَّغَفَرَالله لَهُ ماسَلَفَ مِنْ ذَنْبِهِ إِلی وَقْتِهِ ذالِکَ، فَإِذا انْقَضَتْ حَجَّتُهُ

اسْتَأْنَفَ عَمَلَهُ. مَعاشِرَالنَّاسِ، الْحُجّاجُ مُعانُونَ وَ نَفَقاتُهُمْ مُخَلَّفَةٌ عَلَیْهِمْ وَالله لایُضیعُ

أَجْرَالُْمحْسِنینَ. مَعاشِرَالنّاسِ، حُجُّوا الْبَیْتَ بِکَمالِ الدّینِ وَالتَّفَقُّهِ، وَلاتَنْصَرِفُوا عَنِ

الْمشَاهِدِإِلاّ بِتَوْبَةٍ وَ إِقْلاعٍ. مَعاشِرَالنّاسِ، أَقِیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ کَما أَمَرَکُمُ الله

عَزَّوَجَلَّ، فَإِنْ طالَ عَلَیْکُمُ الْأَمَدُ فَقَصَّرْتُمْ أَوْنَسِیتُمْ فَعَلِیٌّ وَلِیُّکُمْ وَمُبَیِّنٌ لَکُمْ، الَّذی

نَصَبَهُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ لَکُمْ بَعْدی أَمِینَ خَلْقِهِ. إِنَّهُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْهُ، وَ هُوَ وَ مَنْ تَخْلُفُ مِنْ

ذُرِّیَّتی یُخْبِروُنَکُمْ بِماتَسْأَلوُنَ عَنْهُ وَیُبَیِّنُونَ لَکُمْ ما لاتَعْلَمُونَ.

قسمت نهم: طرح مسئله بیعت

قسمت دهم: حج

هان مردمان! من پیام خدا را برایتان آشکار کرده تفهیم نمودم. و این علی علیه السلام است که پس از من شما را آگاه می کند. اینک شما را می خوانم که پس از

پایان خطبه با من و سپس با علی دست دهید تا با او بیعت کرده به امامت او اقرار

نما یید. آگاه باشید من با خداوند و علی علیه السلام با من پیمان بسته و من اکنون از

سوی خدای عزّوجل برای امامت او پیمان می گیرم. «]ای پیامبر [آنان که با تو بیعت

کنند هر آینه با خدا بیعت کرده اند. دست خدا بالای دستان آنان است. و هر کس

بیعت شکند، بر زیان خود شکسته، و آن کس که بر پیمان خداوند استوار و باوفا باشد،

خداوند به او پاداش بزرگی خواهد داد. »

هان مردمان! همانا حج و عمره از شعائر و آداب و رسوم خدایی است. پس

زائران خانه ی خدا و عمره کنندگان بر صفا و مروه بسیار طواف کنند.

هان مردمان! در خانه ی خدا حج گزارید؛ که هیچ خاندانی داخل آن نشد

مگر بی نیاز شد و مژده گرفت، و کسی از آن روی برنگردانید مگر بی بهره و

نیازمند گردید.

هان مردمان! مؤمنی در موقف )عرفات، مشعر، منا( نمانَد مگر این که خدا

گناهان گذشته ی او را بیامرزد و بایسته است که پس از پایان اعمال حج ]با

پرونده ی پاک [ کار خود را از سر گیرد.

هان مردمان! حاجیان دستگیری شده اند و هزینه های سفرشان جبران می شود و

جایگزین آن به آنان خواهد رسید. و البته خداوند پاداش ن کیوکاران را تباه نخواهد

کرد.

هان مردمان! خانه ی خدا را با دین کامل و دانش ژرفای آن دیدار کنید و از

زیارتگاهها جز با توبه و بازایستادن ]از گناهان [ برنگردید.

هان مردمان! نماز را به پا دارید و زکات بپردازید همان سان که خداوند

عزّوجل امر فرموده. پس اگر زمان بر شما دراز شد و کوتاهی کردید یا از یاد

بردید، علی علیه السلام صاحب اختیار و تب یین کننده ی بر شماست. خداوند

عزّوجل او راپس از من امانتدار خویش در میان آفریدگانش نهاده. همانا او از

من و من از اویم. و او و فرزندان من از جانشینان او، پرسش های شما راپاسخ

دهند و آن چه را نمی دانید به شما می آموزند.

أَلا إِنَّ الْحَلالَ وَالْحَرامَ أَکْثَرُمِنْ أَنْ أُحصِیَهُما وَأُعَرِّفَهُما فَآمُرَ بِالْحَلالِ وَ اَنهَی عَنِ

الْحَرامِ فی مَقامٍ واحِدٍ، فَأُمِرْتُ أَنْ آخُذَ الْبَیْعَةَ مِنْکُمْ وَالصَّفْقَةَ لَکُمْ بِقَبُولِ ماجِئْتُ

بِهِ عَنِ الله عَزَّوَجَلَّ فی عَلِیٍّ أمیرِالْمُؤْمِنینَ وَالأَوْصِیاءِ مِنْ بَعْدِهِ الَّذینَ هُمْ مِنِّی

وَمِنْهُ إمامَةٌ فیهِمْ قائِمَةٌ، خاتِمُها الْمَهْدیُّ إِلی یَوْمِ یَلْقَی اللهُ الَّذی یُقَدِّرُ وَ یَقْضی.

مَعاشِرَالنّاسِ، وَ کُلُّ حَلالٍ دَلَلْتُکُمْ عَلَیْهِ وَکُلُّ حَرامٍ نَهَیْتُکُمْ عَنْهُ فَإِنِّی لَمْ أَرْجِعْ عَنْ

ذالِکَ وَ لَمْ أُبَدِّلْ. أَلا فَاذْکُرُوا ذالِکَ وَاحْفَظُوهُ وَ تَواصَوْابِهِ، وَلا تُبَدِّلُوهُ وَلاتُغَیِّرُوهُ.

أَلا وَ إِنِّی اُجَدِّدُالْقَوْلَ: أَلا فَأَقیمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّکاةَ وَأْمُرُوا بِالْمَعْروفِ وَانْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ.

***

أَلاوَإِنَّ رَأْسَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ أَنْ تَنْتَهُوا إِلی قَوْلی وَتُبَلِّغُوهُ مَنْ لَمْ یَحْضُرْ وَ تَأْمُروُهُ

بِقَبُولِهِ عَنِّی وَتَنْهَوْهُ عَنْ مُخالَفَتِهِ، فَإِنَّهُ أَمْرٌ مِنَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَمِنِّی. وَلا أَمْرَ بِمَعْروفٍ

وَلا نَهْیَ عَنْ مُنْکَرٍ إِلاَّمَعَ إِمامٍ مَعْصومٍ. مَعاشِرَالنّاسِ، الْقُرْآنُ یُعَرِّفُکُمْ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ

بَعْدِهِ وُلْدُهُ، وَعَرَّفْتُکُمْ إِنَّهُمْ مِنِّی وَمِنْهُ، حَیْثُ یَقُولُ الله فی کِتابِهِ: )وَ جَعَلَها کَلِمَةً باقِیَةً

فی عَقِبِهِ() 56 (. وَقُلْتُ: «لَنْ تَضِلُّوا ما إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِما ». مَعاشِرَالنّاسِ، التَّقْوی، التَّقْوی،

وَاحْذَرُوا السّاعَةَ کَما قالَ الله عَزَّوَجَلَّ: )إِنَّ زَلْزَلَةَ السّاعَةِ شَیءٌ عَظیمٌ() 57 (. اُذْکُرُوا الْمَماتَ

)وَالْمَعادَ( وَالْحِسابَ وَالْمَوازینَ وَالُْمحاسَبَةَ بَیْنَ یَدَی رَبِّ الْعالَمینَ وَالثَّوابَ وَالْعِقابَ.

فَمَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ أُثِیبَ عَلَیْها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلَیْسَ لَهُ فِی الجِنانِ نَصیبٌ.

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّکُمْ أَکْثَرُ مِنْ أَنْ تُصافِقُونی بِکَفٍّ واحِدٍ فی وَقْتٍ واحِدٍ، وَقَدْ

أَمَرَنِیَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ أَنْ آخُذَ مِنْ أَلْسِنَتِکُمُ الْإِقْرارَ بِما عَقَّدْتٌ لِعَلِیّ أَمیرِالْمُؤْمنینَ،

وَلِمَنْ جاءَ بَعْدَهُ مِنَ الْأَئِمَّةِ مِنّی وَ مِنْهُ، عَلیٍّ ما أَعْلَمْتُکُمْ أَنَّ ذُرِّیَّتی مِنْ صُلْبِهِ.

فَقُولُوا بِأَجْمَعِکُمْ: «إِنّا سامِعُونَ مُطیعُونَ راضُونَ مُنْقادُونَ لِما بَلَّغْتَ عَنْ رَبِّنا وَ رَبِّکَ

فی أَمْر إِمامِنا عَلِی أَمیرِالْمُؤْمِنینَ و مَن وُلِدَت مِنْ صُلْبِهِ مِنَ الْأَئِمَّةِ. نُبایِعُکَ

عَلی ذالِکَ بِقُلوُبِنا

قسمت یازدهم: احکام الهی

قسمت دوازدهم: بیعت گرفتن

هان! روا و ناروا بیش از آن است که من شمارش کنم و بشناسانم و در این

جا کیباره به روا فرمان دهم و از ناروا بازدارم. از این روی مأمورم از شما بیعت

بگیرم که دست دردست من نهید در مورد پذیرش آن چه از سوی خداوند

آورده ام درباره ی علی علیه السلام امیرالمؤمنین و اوصیای پس از او که آنان از

من و اویند. و این امامت به وراثت پایدار است و فرجام امامان، مهدی است و

استواری امامت تا روزی است که اوبا خداوندِ قدر و قضا دیدار کند.

هان مردمان! شما را به هرگونه روا و ناروا راهنمایی کردم و از آن هرگز

برنمی گردم. بدانید و آگاه باشید! آن ها را یاد کنید و نگه دارید و کیدیگر را به

آن توصیه نما یید و در آن ]احکام خدا [دگرگونی راه ندهید. هشدار که دوباره

می گویم: بیدار باشید! نماز را به پا دارید. و زکات بپردازید. و امر به معروف

کنید و از منکر بازدارید.

***

و بدانید که ریشه ی امر به معروف این است که به گفته ی من ]درباره ی

امامت [ برسید و سخن مرا به دیگران برسانید و غایبان را به پذیرش فرمان من

توصیه کنید و آنان را از ناسازگاری سخنان من بازدارید؛ همانا سخن من فرمان

خدا و من است و هیچ امر به معروف و نهی از منکری جز با امام معصوم تحقق

و کمال نمی یابد.هان مردمان! قرآن بر شما روشن می کند که امامان پس از علی

فرزندان اویند و من به شما شناساندم که آنان از او و از من اند. چرا که خداوند

در کتاب خود می گوید: «امامت را فرمانی پایدار در نسل او قرار داد... » و من نیز

گفته ام که: «مادام که به قرآن و امامان تمسک کنید، گمراه نخواهید شد. »

هان مردمان! تقوا را، تقوا را رعایت کرده از سختی رستاخیز بهراسید همان

گونه که خداوند عزّوجل فرمود: «البته زمین لرزه ی روز رستاخیز حادثه ی

بزرگ است... »

مرگ، قیامت، و حساب و میزان و محاسبه ی در برابر پروردگار جهانیان و

پاداش یکفر را یاد کنید. آن که ن کیی آورد، پاداش گیرد. و آن که بدی کرد، بهره

ای از بهشت نخواهد برد.

هان مردمان! شما بیش از آنید که در یک زمان با یک دست من بیعت نما یید. از این

روی خداوند عزّوجل به من دستور داده که از زبان شما اقرار بگیرم و پیمان ولایت

علی امیرالمؤمنین علیه السلام را محکم کنم و نیز بر امامان پس از او که از نسل من

و اویند؛ همان گونه که اعلام کردم که ذرّیّه من از نسل اوست.

پس همگان بگو یید: «البتّه که سخنان تو را شنیده پیروی می کنیم و از آن

ها خشنودیم و بر آن گردن گذار و بر آن چه از سوی پروردگارمان در امامت

اماممان علی امیرالمؤمنین علیه السلام و امامان دیگر - از صلب او - به ما ابلاغ

کردی، با تو پیمان می بندیم با دل و جان و زبان و دست هایمان. با این پیمان

زنده ایم و با آن خواهیم مرد و با آن اعتقاد برانگیخته می شویم.

وَأَنْفُسِنا وَأَلْسِنَتِنا وَأَیْدینا. علی ذالِکَ نَحْیَی وَ عَلَیْهِ نَمُوتُ وَ عَلَیْهِ نُبْعَثُ. وَلانُغَیِّرُ

وَلانُبَدِّلُ، وَلا نَشُکُّ )وَلانَجْحَدُ( وَلانَرْتابُ، وَلا نَرْجِعُ عَنِ الْعَهْدِ وَلا نَنْقُضُ الْمیثاقَ.

***

وَعَظْتَنا بِوَعْظِ اللهِ فی عَلِیٍّ أَمیرِالْمؤْمِنینَ وَالْأَئِمَّةِ الَّذینَ ذَکَرْتَ مِنْ ذُرِّیتِکَ مِنْ

وُلْدِهِ بَعْدَهُ، الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ وَ مَنْ نَصَبَهُ الله بَعْدَهُما. فَالْعَهْدُ وَالْمیثاقُ لَهُمْ مَأْخُوذٌ مِنَّا،

مِنْ قُلُوبِنا وَأَنْفُسِنا وَأَلْسِنَتِنا وَضَمائِرِنا وَأَیْدینا. مَنْ أَدْرَکَها بِیَدِهِ وَ إِلاَّ فَقَدْ أَقَرَّ بِلِسانِهِ،

وَلا نَبْتَغی بِذالِکَ بَدَلاً وَلایَرَی اللهُ مِنْ أَنْفُسِنا حِوَلاً. نَحْنُ نُؤَدِّی ذالِکَ عَنْکَ الّدانِیَ

والقاصِیَ مِنْ اَوْلادِنا واَهالِینا، وَ نُشْهِدُالله بِذالِکَ وَ کَفی بِاللهَ شَهیداً وَأَنْتَ عَلَیْنا بِهِ

شَهیدٌ ». مَعاشِرَالنّاسِ، ماتَقُولُونَ؟ فَإِنَّ الله یَعْلَمُ کُلَّ صَوْتٍ وَ خافِیَةَ کُلِّ نَفْسٍ، )فَمَنِ

اهْتَدی فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما یَضِلُّ عَلَیْها() 58 (، وَمَنْ بایَعَ فَإِنَّما یُبایِعُ الله، )یَدُاللهِ

فَوْقَ أَیْدیهِمْ() 59 (. مَعاشِرَالنّاسِ، فَبایِعُوا اللهَ وَ بایِعُونی وَبایِعُوا عَلِیّاً أَمیرَالْمُؤْمِنینَ وَالْحَسَنَ

وَالْحُسَیْنَ وَالْأَئِمَّةَ )مِنْهُمْ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ( کَلِمَةً باقِیَةً.

***

یُهْلِکُ اللهُ مَنْ غَدَرَ وَ یَرْحَمُ مَنْ وَ فی ، )وَ مَنْ نَکَثَ فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلی نَفْسِهِ وَ

مَنْ أَوْفی بِما عاهَدَ عَلَیْهُ الله فَسَیُؤْتیهِ أَجْراً عَظیماً() 60 (. مَعاشِرَالنّاسِ، قُولُوا الَّذی قُلْتُ

لَکُمْ وَسَلِّمُوا عَلی عَلیٍّ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنینَ، وَقُولُوا: )سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَکَ رَبَّنا وَ إِلَیْکَ

الْمَصیرُ() 61 (، وَ قُولوا: )اَلْحَمْدُ لَِّهِل الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنّا لِنَهْتَدِیَ لَوْلا أَنْ هَدانَا اللهُ( الآیة.

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ فَضائِلَ عَلی بْنِ أَبی طالِبٍ عِنْدَاللهِ عَزَّوَجَلَّ - وَ قَدْ أَنْزَلَهافِی الْقُرْآنِ

- أَکْثَرُ مِنْ أَنْ أُحْصِیَها فی مَقامٍ واحِدٍ، فَمَنْ أَنْبَاَکُمْ بِها وَ عَرَفَها فَصَدِّقُوهُ. مَعاشِرَالنّاسِ،

مَنْ یُطِعِ الله وَ رَسُولَهُ وَ عَلِیّاً وَ الْأَئِمَةَ الَّذینَ ذَکرْتُهُمْ فَقَدْ فازَفَوْزاً عَظیماً.

***

مَعاشِرَالنَّاسِ، السّابِقُونَ إِلی مُبایَعَتِهِ وَ مُوالاتِهِ وَ التَّسْلیمِ عَلَیْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنینَ

أُولئِکَ هُمُ الْفائزُونَ فی جَنّاتِ النَّعیمِ. مَعاشِرَالنّاسِ، قُولُوا ما یَرْضَی اللهُ بِهِ عَنْکُمْ

مِنَ الْقَوْلِ، فَإِنْ تَکْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمیعاً فَلَنْ یَضُرَّاللهَ شَیْئاً. اللهمَّ اغْفِرْ

لِلْمُؤْمِنینَ )بِما أَدَّیْتُ وَأَمَرْتُ( وَاغْضِبْ عَلَی )الْجاحِدینَ( الْکافِرینَ، وَالْحَمْدُ لَِّهِل

رَبِّ الْعالَمینَ.

و هرگز آن را دگرگون نکرده شکّ و انکار نخواهیم داشت و از عهد و پیمان خود

برنمی گردیم. ***

]ای رسول خدا[ ما را به فرمان خدا پند دادی درباره ی علی امیرالمؤمنین و

امامان از نسل خود و او، )یعنی( حسن و حسین علیهم السلام و آنان که خداوند

پس از آنان برپا کرده است. پس عهد و پیمان از ما گرفته شد از دل و جان و

زبان و روح و دستانمان. هر کس توانست با دست وگرنه با زبان پیمان بست.

و هرگز پیمانمان را دگرگون نخواهیم کرد و خداوند از ما شکست عهد نبیند. و

نیز فرمان تو را به نزدیک و دور از فرزندان و خویشان خود خواهیم رسانید و

خداوند را بر آن گواه خواهیم گرفت. و هر آینه خداوند بر گواهی کافی است

و تو نیز بر ما گواه باش. »

هان مردمان! چه می گو یید؟ همانا خداوند هر صدایی را می شنود و آن را که از

دل ها می گذرد می داند. «هر آن کس هدایت پذیرفت، به خیر خویش پذیرفته. و

آن که گمراه شد، به زیان خود رفته. » و هر کس بیعت کند، هر آینه با خداوند پیمان

بسته؛ که «دست خدا بالای دستان آن هاست. »

هان مردمان! اینک با خداوند بیعت کنید و با من پیمان بندید و با علی

امیرالمؤمنین علیه السلام و حسن و حسین علیهم السلام و امامان پس از آنان

از نسل آنان که نشانه ی پایدارند در دنیا و آخرت.

***

خداوند مکّاران را تباه می کند و به باوفایان مهر می ورزد.

«هر که پیمان شکند جز این نیست که به زیان خود گام برداشته، و هر که بر

عهدی که با خدا بسته پابرجا ماند، به زودی خدا او را پاداش بزرگی خواهد

داد. »

هان مردمان! آن چه بر شما برگفتم بگو یید و به علی علیه السلام با لقب

امیرالمؤمنین سلام کنید و بگو یید: «شنیدیم و فرمان می بریم پروردگارا، آمرزشت

خواهیم و بازگشت به سوی تو است. » و نیز بگو یید: «تمام سپاس و ستایش

خدایی راست که ما را به این راهنمایی فرمود وگرنه راه نمی یافتیم » - تا آخر

آیه.

هان مردمان! هر آینه برتری های علی بن ابی طالب علیه السلام نزد خداوند

عزّوجل - که در قرآن نازل فرموده - بیش از آن است که من کیباره برشمارم.

پس هر کس از مقامات او خبر داد و آن ها را شناخت او را تصدیق و تأ یید

کنید.

هان مردمان! آن کس که از خدا و رسولش و علی علیه السلام و امامانی که

نام بردم پیروی کند، به رستگاری بزرگی دست یافته است.

***

هان مردمان! سبقت جویان به بیعت و پیمان و سرپرستی او و سلام بر او با

لقب امیرالمؤمنین، رستگارانند و در بهشت های پربهره خواهند بود.

هان مردمان! آن چه خدا را خشنود کند بگو یید. پس اگر شما و تمامی زمینیان

کفران ورزند، خدا را زیانی نخواهد رس انید. پروردگارا، آنان را که به خاطر آن چه

ادا کردم و فرمان دادم ایمان آوردند، بیامرز. و بر منکران کافر خشم گیر! و الحمد ربّ العالمین.46

برگرفته از:

1. اسرارغدیر، محمدباقر انصاری، نشرمولود کعبه

2. غدیر زلال وحی، گردآوری بخش فرهنگی مجمع عاشقان بقیع قم

[ ۱۳٩٠/۸/٢٢ ] [ ٤:٤٤ ‎ب.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم «اِنَّ هَـذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ و َیُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کَبِیرًا» همانا این قرآن‏، به راهى که استوارترین راه‏هاست‏، هدایت میکند؛ و به مؤمنانى که اعمال صالح انجام می‏دهند، بشارت مى‏دهد که براى آنها پاداش بزرگى است‏. (اسراء /9) هدف از ایجاد این وبلاگ قرآنی، که قرآن کتاب الهی و سخن «دوست» است و در پوست وخون مسلمانان ریشه دوانیده و پاسخ همه سوالات بشری را در طول تاریخ با صراحت و آشکارا داده شده و همیشه راهنما و هدایتگر دوستداران راه حقیقت و آرامبخش زندگی انسانها بوده و هست . پس شایسته است که ما از این نور هدایت روشنی جوییم و به آن رو آوریم و امیدوارم مطالب خوبی در این وبلاگ کسب نموده و دعای گوی این بنده حقیر باشید.
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب