نور هدایت
به وبلاگ نور هدایت خوش آمدید
نويسندگان

چهارچیز را پیش از چهار چیز غنیمت شمار:

جوانی پیش از پیری

صحت پیش ازبیماری

توانگری پیش از فقر

و زندگی پیش ازمرگ (حضرت رسول-ص)

در آیات قرآن مجید، ۱۰ بار به «جوان» اشاره شده که در همه آن ها کلمه «فتى» و مشتقات آن (به معنى جوانمرد) به کار رفته است. این تعبیر به نوبه خود درس و تذکر مهمى براى ما است که «جوان» در فرهنگ قرآن «جوانمرد» است و باید اصول جوانمردى یعنى پاکى، گذشت، شهامت و رشادت را رعایت کند. 
کلمه «فتى» و مشتقات آن در قرآن درباره اشخاص و افراد گوناگونى به کار رفته که شامل موارد زیر است: 


۱- حضرت ابراهیم (انبیاء / ۶۰) 
۲ و ۳- دوست و رفیق حضرت موسى (کهف / ۶۰و۶۲) 
۴- حضرت یوسف (یوسف/۳) 
۵-همراهان حضرت یوسف در زندان (یوسف/۳۶) 
۶و۷- اصحاب کهف (کهف /۱۰و ۱۳) 
۸-خدمتگزاران حضرت یوسف در زمان پادشاهى (یوسف /۶۲) 
۹و۱۰- کنیزان مومن (نساء / ۲۵) و (نور/۳۳) 


قرآن درباره حضرت ابراهیم مى فرماید: «قالوا سمعنا فتى یذکر هم یقال له ابراهیم» (۲) (آنان گفتند ما جوانى ابراهیم نام را شنیده ایم که بت ها را به بدى و زشتى یاد مى کرد) 
در شان نزول آیه فوق آمده است که: 
بت پرستان بعد از پایان مراسم جشن بزرگى که در بیرون شهر برگزار شده بود وقتى که به شهر بازگشتند و وارد بتخانه شدند با صحنه اى روبه رو گشتند که هوش از سرشان پرید. به جاى آن بتخانه آباد با تلى از بت هاى دست و پا شکسته و به هم ریخته مواجه گردیدند و فریادشان بلند شد که چه کسى این بلا را بر سر خدایان ما آورده است؟ گروهى که تهدیدهاى ابراهیم رانسبت به بت ها در خاطر داشتند و طرز رفتار اهانت آمیز او را با این معبودهاى ساختگى مى دانستند گفتند: ما شنیدیم جوانى از بت ها به بدى یاد مى کرد که نامش ابراهیم است. 
طبق بعضى از روایات حضرت ابراهیم در آن هنگام ۱۶ سال داشت. با این حال تمام ویژگى هاى جوانمردان یعنى شجاعت، شهامت، صراحت و قاطعیت در وجودش جمع بود.(۳)
قرآن ابراهیم و پیروانش را به عنوان الگو و سرمشق نیکو معرفى مى کند و مى فرماید: 
«قد کانت لکم اسوة حسنة فى ابراهیم و الذین معه» (۴) (همانا در ابراهیم و پیروان او براى شما الگو و سرمشق نیکویى است) همچنان که پیامبر بزرگ اسلام (ص) را الگو و سرمشق مردم مى داند: 
«لقد کان لکم فى رسول الله اسوة حسنه» (۵) ( به تحقیق در پیامبر خدا (ص) براى شما الگو و سرمشق است) 
اصحاب کهف یکى از داستان هاى بسیار جالب و آموزنده قرآن است که در دو مورد، از آن ها به «جوان» تعبیر شده است: «اذاوى افتیة الى الکهف فقالوا ربنا اتنا من لدنک رحمة و هیئ لنامن امرنا رشدا» (۶) 
(آنگاه که جوانان در غار کوه پنهان شدند از درگاه خدا مسألت کردند، پروردگارا در حق ما به لطف خاص خود رحمتى فرما و بر ما وسیله رشد و هدایتى کامل فراهم گردان)
«نحن نقص علیک نبأهم بالحق انهم فتیة امنوا بربهم وزدناهم هدى» (۷) 
(ما داستان اصحاب کهف را به درستى بر تو نقل مى کنیم. آنان جوانمردانى بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم) 
داستان اصحاب کهف بسیار مفصل و جالب است. در اینجا تنها به قسمت کوتاهى از آن از زبان امام صادق (ع) اشاره مى کنیم. آن ها در زمان پادشاه جبار و گردن کشى بودند که اهل کشور خود را به بت پرستى دعوت مى کرد و هرکس دعوت او را اجابت نمى کرد به قتل مى رساند. گروهى از مردم که خداى یکتا را پرستش مى کردند و ایمان خود را پنهان داشته بودند تصمیم به هجرت از شهر خود گرفتند. در مسیر به چوپانى برخورد کردند. او را به پرستش خداى یگانه دعوت نمودند ولى نپذیرفت اما سگ چوپان به دنبال آن ها راه افتاد! و هرگز از آنان جدا نشد. آن ها در پایان روز به غارى رسیدند و تصمیم گرفتند مقدارى در غار استراحت کنند. خداوند خواب را بر آن ها چیره کرد و همان گونه که در قرآن فرموده است آن ها آن قدر خوابیدند که شاه جبار مرد و زمان گذشت. جمعیت دیگرى جاى مردم شهر را گرفتند و ...(۸) 
اصحاب کهف پس از خواب طولانى ۳۰۹ ساله به اراده الهى بیدار شدند تا آیت و نشانه اى باشند بر رستاخیز و حق بودن زنده شدن مردگان در روز قیامت، قرآن مى فرماید: «وکذالک اعترنا علیهم لیعلموا ان وعدالله حق و ان الساعة لاریب فیها (۹) 
(و این چنین مردم را متوجه حال آن ها کردیم تا بدانند وعده خدا حق است و در رستاخیز تردیدى نیست)
قرآن از این افراد به عنوان جوان و جوانمرد یاد نموده است. در روایتى از امام صادق(ع) وارد شده که فرمودند: تمام اصحاب کهف پیر و مسن بودند و خداوند به علت ایمانشان آن ها را «جوان» نامید. کسى که به خدا ایمان آورد و تقوا پیشه نماید (جوان) و (جوانمرد) است. (۱۰)
در پایان بعضى از درس هاى انسان سازى آیات فوق را که براى همه به خصوص جوانان عزیز عبرت آموز است، یادآور مى شویم: 
۱- شکستن سد تقلید و جدا شدن از همرنگى با محیط فاسد و داشتن استقلال فکرى در برابر اکثریت گمراه و توجه به این که اصولاً انسان باید سازنده محیط باشد نه ساخته محیط . 
۲- هجرت از محیط آلوده و تحمل انواع محرومیت و کاستى ها براى حفظ ایمان 
۳- تکیه بر مشیت خدا و استمداد از لطف او و امیدوارى به رحمت و هدایت حق و امداد الهى در دشوارترین شرایط و محیط. 
۴- توجه همیشگى به آخرت و زندگى پس از مرگ (۱۱)

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

۱- انعام / ،۵۹ ۲- انبیاء/،۶۰ ۳- تفسیر نمونه ج ۱۳ ص ۴۳۵و ،۴۳۶ ۴- ممتحنه /،۴ ۵-احزاب /،۲۱ ۶- کهف /،۱۰ ۷- کهف /،۱۳ ۸-تفسیر نمونه ج ۱۵ ص ۳۹۵ و ،۳۹۶ ۹- کهف /،۲۱ ۱۰- میزان الحکمه ج ۵ ص ،۱۰ ۱۱- با استفاده از تفسیر نمونه ج ۱۵ص ۴۰۱ تا ۴۰۳


جوان از دیدگاه قرآن

 دوران نوجوانى و جوانى، دوران حساس و سرنوشت ساز و تعیین کننده ى شخصیت فرد است. .چیزى که مى تواند این احساسات را در مسیر هدایت و هیجان و غرور را در طریق مثبت قرار دهد و شهوت را مشروع نماید، قانون الهى، یعنى قرآن و احادیث معصومین(علیهم السلام) است. 

دوران نوجوانى و جوانى، دوران حساس و سرنوشت ساز و تعیین کننده ى شخصیت فرد است. در این دوران غرور، هیجان، احساسات، شهوت، ناپختگى عقلى و... بر شخص سایه مى افکند.چیزى که مى تواند این احساسات را در مسیر هدایت و هیجان و غرور را در طریق مثبت قرار دهد و شهوت را مشروع نماید، قانون الهى، یعنى قرآن و احادیث معصومین(علیهم السلام) است.در این بخش به برخى راهکارهاى قرآن و روایات در موفقیت و شخصیت جوان اشاره مى گردد.

- قرآن کریم سیماى جوان شایسته را چگونه تبیین مى کند؟

جوانى بهترین و حساس ترین دوره ى عمر هر موجودى به‌ویژه انسان به حساب مى آید. در همین دوره است که انسان مى تواند سرنوشت خویش را رقم بزند و افق آینده‌ى خود را روشن و درخشان و یا آن را تیره و تار سازد.قالب وجودى یک انسان در دوره ى جوانى شکل مى گیرد و آینده ى او هم بر این اساس رقم مى خورد. در هر عصرى جوانان بیشتر مورد توجه اند و در شکل گیرى موضوعات مختلف در جوامع نقش مؤثرى ایفا مى کنند و در این میان برخى افراد، احزاب، قدرت ها و... از احساسات پاک، شور و تحرک و نیروى سازنده ى جوانان در راستاى منافع فردى و گروهى خود سود مى برند. 
قرآن کریم و روایات اسلامى به دوره ى حساس نوجوانى و جوانى عمر انسان اهمیت ویژه اى داده اند. چنان که حضرت امام صادق(علیه السلام) به یکى از یاران خویش مى فرمایند: 
بر تو باد توجه به جوانان; زیرا آنان به هر کار خیر از دیگران پیش تازترند. 
هم چنین مى فرماید: چون جوان مسلمان قرآن بخواند، قرآن با گوشت و خونش آمیخته گردد و خداوند متعال او را در زمره ى پیامبران والامقام نزد خود قرار مى دهد و خداوند خود در قیامت مدافع وى باشد. 
قرآن کریم با طرح الگوهایى از جوانان شایسته، همانند جوانان اصحاب کهف، و برخى از پیامبران جوان الهى و یادآورى برخى از داستان ها و نکات اخلاقى و تربیتى، سیماى جوان شایسته را ترسیم مى کند. گوشه هایى از تبیین سیما و ویژگى هاى یک جوان شایسته از نظر قرآن کریم و نیز روایات اسلامى را در پى مى آوریم. 


1. پرهیزکارى و رعایت تقوا; قرآن کریم مى فرماید: (... وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ); ... و از خدا پروا نمایید و بدانید خدا با پرهیزکاران است. 
و در جایى دیگر مى فرماید: (... إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ ...); ... گرامى ترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست... 
یک جوان شایسته از نظر قرآن، کسى است که تقوا و پرهیزکارى را پیشه مى کند. 
پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: خداوند متعال به وجود جوان عبادت پیشه (و با تقوا) بر فرشتگان مى نازد و مى فرماید: «این بنده ى مرا بنگرید به خاطر من از هواى نفس خود دست کشیده است. 


2. داشتن ایمان و دورى از شرک; قرآن کریم مى فرماید: (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْکِتابِ الَّذِی نَزَّلَ عَلى رَسُولِهِ ...); اى کسانى که ایمان آورده اید به خدا و پیامبرش و کتابى که بر او نازل کرده ایمان بیاورید... 
و در جایى دیگر به نقل از سفارش هاى حضرت لقمان به فرزندش، همه ى انسان ها به ویژه جوانان را از هرگونه شرک برحذر مى دارد و مى فرماید: (یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ); ... پسرم چیزى را همتاى خدا قرار نده که شرک، ظلم بزرگى است. 
و به این ترتیب حضرت لقمان اساسى ترین رکن ایمان و دین دارى (توحید) را به فرزند جوانش یادآورى مى کند. 


3. عدالت طلبى و حمایت از مظلومان; از آن جا که جوان هنوز در نابرابرى هاى محیط غرق نشده و به آن خو نگرفته و آلوده نشده است، صفت عدالت طلبى و حمایت از مظلومان در او بیشتر تجلى دارد.قرآن کریم به نمونه هایى در این باره اشاره مى کند; از جمله ى این جوانان عدالت طلب و حامى مظلوم، حضرت موسى(علیه السلام)است. در سوره ى قصص، آیات 15 و 23 ـ 28، آمده است که حضرت موسى(علیه السلام) جوانى عدالت طلب و حامى مظلومان بود. و به همین جهت در سرزمین مصر به حمایت از شخص مظلومى برخاست و در مدین نیز جوان مردانه به کمک دختران حضرت شعیب رفت و براى گوسفندان آن ها از چاه آب کشید. 


4. کوشش و تلاش; دوره ى جوانى زمان تلاش، کوشش، تحرک و نشاط است. قرآن کریم باز حضرت موسى(علیه السلام) را سمبل و الگوى یک جوان فعال، تلاشگر و پرتحرک معرفى مى کند که بدون سرمایه و ثروت، ولى با تلاش و کوشش، براى حضرت شعیب کار کرد و بعد از انتخاب همسر و تشکیل خانواده، با ثروت فراوان به شهر خود (مصر) بازگشت. بنابراین، یک جوان باید با اراده و پشت کارى قوى و عزمى راسخ بکوشد و از بحران ها و فراز و فرودهاى زندگى به سلامت عبور کند.


5. حق پذیرى; جوانان زودتر به حقایق دل مى بندند و در عمل نیز بى باک و جسورند و اگر چیزى را حق ببینند، در تثبیت آن مقاومت مى کنند. قرآن کریم، برخى از جوانان اصحاب کهف را چنین مى داند و مى فرماید: (نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً); ما داستان آنان را به حق براى تو بازگو مى کنیم، آن ها جوانانى بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم. 
و در جایى دیگر داستان جوانى (حضرت اسماعیل) را که حاضر شد در راه حق حتى جان خود را فدا کند یادآور مى شود و مى فرماید: 
(فَلَمّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قالَ یا بُنَیَّ إِنِّی أَرى فِی الْمَنامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى قالَ یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللّهُ مِنَ الصّابِرِینَ); هنگامى که (حضرت ابراهیم(علیه السلام)) با او (حضرت اسماعیل(علیه السلام)) به مقام سعى رسید، گفت: پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح مى کنم، نظر تو چیست؟ گفت: هر چه دستور دارى اجرا کن; به خواست خدا مرا از صابران خواهى یافت. 
از آیات یاد شده برمى آید که یک جوان مؤمن و شایسته باید در مقابل حقایق سر تعظیم و تسلیم فرود آورد. 


6. شهامت و شجاعت; از دیگر ویژگى هاى یک جوان از نظر قرآن، داشتن شجاعت و شهامت است. این دو از صفات کمال انسان است که بیشتر در جوانان نمود دارد. از جمله ى این جوانان مى توان حضرت داود و حضرت ابراهیم(علیهما السلام)را نام برد. 
حضرت ابراهیم(علیه السلام) با شهامت و شجاعت کامل در مقابل بت پرستان ایستاد و بت ها را شکست. خداوند متعال در این باره مى فرماید: 
(قالُوا سَمِعْنا فَتًى یَذْکُرُهُمْ یُقالُ لَهُ إِبْراهِیمُ); (گروهى) گفتند: شنیدیم جوانى از (مخالفت با) بت ها سخن مى گفت که او را ابراهیم مى گویند. 
حضرت داود(علیه السلام) نیز با شجاعت و شهامت و تکیه بر ایمان به خدا با ظالمى به نام جالود که بسیار قوى بود به مبارزه پرداخت و او را شکست داد. 


7. عفت و پاکدامنى; از دیگر ویژگى هاى یک جوان شایسته از نظر قرآن کریم عفت و پاکدامنى است. قرآن کریم، در جایى درباره ى حیا و عفت دختران شعیب(علیه السلام) مى فرماید: 
(فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیاء...); ناگهان یکى از آن دو (زن) به سراغ او آمد، در حالى که با نهایت حیا گام برمى داشت ... 
در جایى دیگر حضرت یوسف(علیه السلام) را قهرمان پاکى و عفت معرفى مى کند که با وجود مهیا بودن تمام زمینه هاى انجام گناه، با عفت و پاکدامنى، از وسوسه ى شیطان به خدا پناه برد و با سرافرازى در آزمایش الهى پیروز شد. 
بنابراین، یک جوان شایسته از نظر قرآن باید در برابر ناپاکى ها و هواهاى نفسانى عفیف و پاکدامن باشد. 


8. پرهیز از افراط و تفریط; از دیگر ویژگى هاى جوانان شایسته پرهیز از افراط و تفریط و رعایت اعتدال است; چنان که حضرت لقمان به فرزند جوان خود توصیه مى کند: (وَ اقْصِدْ فِی مَشْیِکَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ ...); (پسرم) در راه رفتن، اعتدال را رعایت کن، و از صداى خود بکاه ... 
از آیه ى یاد شده برمى آید که یک جوان شایسته باید در تمام امور اعتدال را رعایت کند. 
حضرت امام موسى کاظم(علیه السلام) مى فرمایند:خیر الامور اوسطها; بهترین کارها معتدل ترین و میانه ترین آن هاست.
جوانان در این مقطع از سن باید احساسات و شور جوانى را در خویش کنترل و هدایت کنند و از افراط و تفریط در امور بپرهیزند. 


9. خوش اخلاقى و تواضع در برابر مردم; حضرت لقمان به فرزند جوانش سفارش مى کند: 
(وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنّاسِ وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتال فَخُور); (پسرم) با بى اعتنایى از مردم روى مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبر مغرورى را دوست ندارد. 


10. عبادت و امر به معروف و نهى از منکر; یک جوان شایسته باید در اقامه و به جا آوردن نماز بکوشد و مردم را از منکرات و زشتى ها نهى و به خوبى ها دعوت کند و در برابر سختى ها و مشکلات صبور باشد: 
(یا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اصْبِرْ عَلى ما أَصابَکَ إِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ); پسرم نماز را به پا دار و امر به معروف و نهى از منکر کن و در برابر مصایبى که به تو مى رسد شکیبا باش که این از کارهاى مهم است. 


11. خداپرستى; یکى از ویژگى هاى جوانان شایسته، خداپرستى است; خداوند متعال مى فرماید: 
(... وَ اعْبُدُوا اللّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً...); و خدا را بپرستید و هیچ چیز را همتاى او قرار ندهید.... 


12. نیکى به پدر و مادر; از ویژگى هاى یک جوان خوب نیکى به پدر و مادر است; خداوند متعال در جاهاى متعدد جوانان را توصیه کرده که به پدر و مادر خویش نیکى کنند; چنان که مى فرماید: 
(بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ بِذِی الْقُرْبى وَ الْیَتامى وَ الْمَساکِینِ وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبى...); ... و به پدر و مادر نیکى کنید; هم چنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و همسایه نزدیک و.... 


13. یادآورى معاد و روز قیامت; یک جوان شایسته از نظر قرآن، هیچ گاه یاد مرگ و روز قیامت و حساب و کتاب اعمال آخرت را فراموش نمى کند; حضرت لقمان به فرزند جوانش مى فرماید: 
(یا بُنَیَّ إِنَّها إِنْ تَکُ مِثْقالَ حَبَّة مِنْ خَرْدَل فَتَکُنْ فِی ...); پسرم اگر به اندازه ى سنگینى دانه ى خردلى (عمل خوب یا بد) باشد و در دل سنگى یا در گوشه اى از آسمان ها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت براى حساب) مى آورد; خداوند دقیق و آگاه است. 


14. تزکیه و تعلیم; یک جوان از نظر قرآن کریم باید با دو بال تزکیه و تعلیم به سوى آینده و کمال پرواز کند و خود را از هر جهت، به تقوا و علم مجهز سازد; قرآن کریم مى فرمایند: 

(کَما أَرْسَلْنا فِیکُمْ رَسُولاً مِنْکُمْ یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیاتِنا وَ یُزَکِّیکُمْ وَ یُعَلِّمُکُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُعَلِّمُکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ); همان گونه ]که با تغییر قبله، نعمت را بر شما کامل کردیم[ رسولى از خودتان در میان شما فرستادیم، تا آیات ما را بر شما بخواند و شما را پاک کند و به شما کتاب و حکمت بیاموزد و آن چه را نمى دانستید، به شما یاد دهد. 
پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى فرمایند: 
... هر که در جوانى، دانش آموزد، علم او هم چون نقشى است که بر سنگ حک شود و هر که در بزرگ سالى بیاموزد، کارش هم چون نوشتن بر روى آب است. 
هم چنین حضرت امام صادق(علیه السلام) مى فرمایند: 
دوست ندارم جوان شما را جز در دو حال ببینم: دانشمند یا دانش آموز; زیرا اگر چنین نباشد، کوتاهى کرده است و چون کوتاهى کند، ضایع گشته و چون ضایع گردد، گنهکار باشد و چون گنهکار باشد، سوگند به آن که محمد را به حق برانگیخت در آتش جاى گیرد. 
در زمان ظهور امام زمان(علیه السلام) و حکومت آن حضرت، جوانان نقش مؤثرى دارند و از جایگاه ویژه اى برخوردار خواهند بود; چنان که حضرت على(علیه السلام) مى فرماید: 
اکثر یاران امام مهدى (عج) جوانان هستند.

- مهم ترین وظیفه ى جوانان و نوجوانان در عصر حاضر از دیدگاه قرآن و روایات چیست؟

دوران جوانى و نوجوانى، حساس و سرنوشت ساز و تعیین کننده ى شخصیت انسان است. براى استفاده ى صحیح از جوانى، باید به یک راه نماى آگاه و آشنا به مسیر و دور از خطا و اشتباه رو آورد و بهترین راه نما قرآن و احادیث صحیح معصومین(علیهم السلام)است. 
قرآن دوران جوانى را دوران قوت و قدرت مى نامد: 
(اللّهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْف ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْف قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّة ضَعْفاً وَ شَیْبَةً); خدا همان کسى است که شما را آفریده در حالى که ضعیف بودید; سپس بعد از این ضعف و ناتوانى قوت بخشید، و باز بعد از قوت، ضعف و پیرى قرار داد ... 
جوانان فطرتى پاک دارند و پاکى ها را مى پذیرند و به آن جامه ى عمل مى پوشانند. پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) در اوایل دعوت خود، با جوانانى روبه رو شد که سخنان پاک او را بر فطرت پاک خود نوشتند. ایشان مى فرماید: 
(اوصیکم بالشباب خیراً فانهم ارقّ افئده ...); من شما را به نیکى با جوانان توصیه مى کنم، به سبب این که آنها دلى رقیق و قلبى فضیلت پذیرتر دارند ... جوانان سخنانم را پذیرفتند و با من پیمان محبّت بستند. 
دوران جوانى و نوجوانى فرصتى بسیار ارزشمند و بى بدیل است. حضرت على(علیه السلام)مى فرمایند: 
بادر شبابک قبل هرمک و صحتک قبل سقمک; جوانى را قبل از پیرى، و سلامتى را قبل از مریضى دریاب. 
برخى از فرصت طلبان از استعداد بکر و تازه ى جوانان سوء استفاده مى کنند و آنان را به سوى قدرت، ثروت و شهوت سوق مى دهند; اما اسلام با سه مقوله ى اخلاق، عقاید و احکام، دنیا و آخرت یک جوان را ترسیم نموده و وظایفى را اعم از دنیوى و اخروى براى جوانان و نوجوانان برشمرده است که در این جا به مهم ترین آن ها اشاره مى کنیم.

1. تحصیل علم و دانش

اسلام به فراگیرى علم و دانش تأکید بسیار دارد و اولین آیه اى که نازل شده به خواندن و نوشتن امر کرده است: 
(اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَق اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ) ; بخوان به نام پروردگارت که جهان را آفرید، همان کسى که انسان را از خون بسته اى خلق کرد... همان کسى که به وسیله ى قلم تعلیم نمود و به انسان آن چه را نمى دانست یاد داد. 
اصلاحات جوامع انسانى از قلم هاى مؤمن شروع مى شود و فساد و تباهى اجتماعات نیز از قلم هاى مسموم و فاسد مایه مى گیرد. بى جهت نیست که قرآن به قلم و آن چه با قلم مى نویسند، سوگند یاد مى کند; (ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ) قلمى که مى توان به واسطه ى آن علم را منتشر و در سینه ى تاریخ ماندگار کرد. 
البیان بیانان، بیان اللسان و بیان البنان و بیان اللسان تدرسه الأعوام و بیان الأقلام باق على مر الأیام; بیان دو گونه است، بیان زبان و بیان قلم. بیان زبان با گذشت زمان کهنه مى شود و از بین مى رود، ولى بیان قلم تا ابد باقى است. 
قرآن تحصیل علم و دانش را پایه و مقدمه ى تربیت و تزکیه، و تعلیم را یکى از اهداف پیامبران بر مى شمارد و هیچ وقت عالمان و دانشمندان را با جاهلان مساوى نمى داند. 
(هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ); آیا کسانى که مى دانند با کسانى که نمى دانند برابرند؟ 
معصومین(علیهم السلام) اهمیت خاصى براى تحصیل علم قایل بوده اند تا جایى که پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) تحصیل دانش را بر هر مسلمانى واجب دانسته و دانشجویان را مجاهد فى سبیل الله خطاب مى کنند و مى فرمایند: 
هر کس در طریق تحصیل علم از دنیا برود، شهید مرده است. 
در جاى دیگر مى فرمایند: 
زندگى جز براى دو کس فایده ندارد: یکى دانشمندى که نظرهاى او اجرا گردد و دیگرى دانش طلبانى که گوش به سخن دانشمندى دهند. 
علم به دانشى گفته مى شود که در طریق خدمت و صلاح مردم و شناخت معبود باشد و اگر مایه ى غرور و غفلت و ظلم و فساد باشد; قیل و قالى بیش نیست. 
دوران فراگیرى دانش، نوجوانى و جوانى است و بیشتر توجه و خطاب قرآن کریم و معصومین(علیهم السلام) به جوانان است. پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مى فرمایند: 
فراگیرى علم در دوران جوانى، همانند نقش بر سنگ است و در دوران پیرى همانند نقش بر خاک است که سریع زایل مى گردد. 
لذا جوانان باید با توجه به مبانى دینى، به تحصیل علم بپردازند و عقب ماندگى و رشد نیافتگى مسلمانان را که ریشه در ظلم حاکمان ظالم و فاسد و توطئه ى دشمنان اسلام دارد، جبران نمایند.

2. کار و کوشش

جوان باید با نیرو و قدرت خود براى رسیدن به مقصود که تحصیل علم و هنر و یا آموختن صنعت و... است بکوشد. قرآن با برشمردن زمینه هاى تلاش و کوشش در همین کره ى خاکى ، به استفاده ى صحیح از آن توصیه مى کند: 
(و رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ); خداوند شما را از نعمت هاى پاکیزه بهره مند ساخت; شاید شکرگزار باشید. 
در آیه اى دیگر کار و تلاش براى کسب روزى هم ردیف جهاد فى سبیل الله معرفى شده است: 
(وَ آخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللّهِ وَ آخَرُونَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ); گروهى دیگر براى به دست آوردن روزى الهى به سفر مى روند و گروهى دیگر در راه خدا جهاد مى کنند. 
على(علیه السلام) در تفسیر آیه ى (وَ لا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیا)» مى فرمایند: 
سلامت، نیرومندى، فراغت، جوانى و نشاط و بى نیازى خود را فراموش منما و در دنیا از آن بهره ببر و متوجه باش که از آن سرمایه هاى عظیم، به نفع آخرتت استفاده کنى. 
خداوند در قرآن صریحاً مى فرماید: 
(وَ لَقَدْ مَکَّنّاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلْنا لَکُمْ فِیها مَعایِشَ قَلِیلاً ما تَشْکُرُونَ); ما تسلط و مالکیت و حکومت زمین را براى شما قرار دادیم و وسایل زندگى را براى شما فراهم ساختیم. 
به این معنا که خداوند وسایل تلاش را فراهم نموده است و دسترسى نداشتن به آنها نشان کوتاهى و سستى خود ماست; لذا پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مى فرمایند: 
هر شب ملائکه به زمین مى آیند و ندا سر مى دهند که اى فرزندان آدم! تلاش و کوشش نمایید. 
پیامبر(صلى الله علیه وآله) با هر کسى روبه رو مى شدند مى پرسیدند: آیا شغلى دارى؟ و اگر جواب منفى مى داد، مى فرمودند: سقط من عینى; از چشمم افتاد . هم چنین امام کاظم(علیه السلام)مى فرمایند: 
خداوند از انسان بى کار و پرخواب متنفر است. 
جوانان مى توانند با استفاده از نیروى جوانى تلاش خود را در هر رشته اى مضاعف نمایند، تا به رفاه زندگى دنیا و آرامش ابدى آخرت دست یابند. امام باقر(علیه السلام) در دعاهایش مى فرماید: 
اسئلک اللهم الرّفاهیة فى معیشتى ما ابقیتنى معیشة اقوى بها على طاعتک... ; پروردگارا، در زندگى ام آن چنان رفاهى قرار بده که با آن به اطاعت و بندگى تو توانا شوم. 
البته تلاش و کوشش براى کسب روزى باید از طریق صحیح و مشروع باشد. 
طلب الحلال فریضة على کلّ مسلم و مسلمة ; به دنبال رزق و روزى حلال رفتن بر هر زن و مرد مسلمان واجب است.

3. اهتمام به ازدواج

ازدواج یکى از محبوب ترین کانون نزد خداوند و از سنت هاى پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) است که با آن مى توان نصف دین خود را تضمین کرد. قرآن کریم امر به ازدواج مى کند و مى فرماید: 
(وَ أَنْکِحُوا الْأَیامى مِنْکُمْ وَ الصّالِحِینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ ); مردان و زنان بى همسر را همسر دهید و هم چنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را; اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند آنان را از فضل خود بى نیاز مى سازد; خداوند واسع و آگاه است. 
پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) جوانان مجرد را مذمت مى کنند و مى فرمایند: 
شرارکم عزائبکم ; بدترین شما مجردان اند. 
خداوند صریحاً مسئله ى مالى خانواده ها را تضمین نموده است و جوانان نباید به خاطر فقر از ازدواج سر باز زنند. امام صادق(علیه السلام)مى فرمایند: 
الرزق مع النساء و العیال; روزى همراه همسر و فرزند است. 
و در زمان پیامبر(صلى الله علیه وآله)، هر کسى از تنگدستى شکایت مى کرد، پیامبر امر به ازدواج مى نمودند و مى فرمودند: 
هر کس به خاطر فقر از ازدواج شانه خالى کند، به خدا گمان بد برده است. 
جوان براى رشد خود نیازمند به آرامش روحى و فکرى است و این آرامش مى تواند در سایه ى ازدواج مهیا شود. علاوه بر آن، ازدواج اولین مرحله ى خروج از خودِ طبیعى و توسعه پیدا کردن شخصیت انسان است و انسان را پخته و شخصیت او اجتماعى مى سازد و ثمراتى چون حفظ و تقویت ایمان و معنویت، بهره مندى از نشاط جوانى، پاک ماندن از فساد و انحرافات جنسى، محفوظ ماندن از بیمارى هاى عصبى و روانى و... را به ارمغان مى آورد.

4. دورى از هواى نفس و شهوت

بالاترین غریزه ى انسان، غریزه ى شهوت است که اوج آن در دوران جوانى است و بزرگ ترین مانع رشد یک جوان، شهوت پرستى و هواى نفس اوست. شهوت طلبى، وسوسه ى شیطانى است: که انسان را اسیر خود مى کند: 
عبد الشهوة اسیر لاینفک أَسْرُهُ . 
و چه بسا لحظه اى شهوت طلبى، ناراحتى دراز مدت به همراه دارد. على(علیه السلام) مى فرمایند: 
رب الشهوة الساعة تورث حزناً طویلا. 
نفس اماره ى انسان همان تمایلات غریزى است که بر اثر شدت یافتن، بر عقل غلبه مى یابد.حضرت على(علیه السلام) مى فرمایند: 
هر کس از شهواتش پیروى بنماید، به تحقیق در هلاکت به نفسش کمک کرده است. 
قرآن نیز منشأ انحرافات را پیروى از نفس و کلید سعادت و خوش بختى را مخالفت با خواهش هاى نفسانى مى داند. یوسف کنعان نیز از نفس اماره به خدا پناه مى برد. حضرت على(علیه السلام) در دعاى صباح به خدا پناه مى برد و مى فرماید: 
الهى قلبى محجوب... و هوائى غالب; خدایا قلبم ]با حجابى از گناه[ پوشیده شده... و هواى نفس بر من چیره گشته است. 
براى فرار از خواهش هاى نفسانى و شهوت، لازم است ایمان و بندگى خدا را تقویت و معاشرت با دوستان منحرف را ترک کنیم و در پرورش عقل کوشا باشیم; زیرا هواى نفس دشمن عقل است; و علت انحرافات، اسیر بون عقل به دست امیال و هواهاى نفسانى است.

5. عبادت و بندگى

جوانان به سبب فطرت پاک و استعداد براى پذیرش حقایق به ملکوت اعلى نزدیک ترند و مى توانند سریع تر از دیگران به خدا برسند. پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) فرمودند: ان الله یحب الشاب الذى شبابه فى طاعة الله; خداوند جوانى را دوست مى دارد که جوانى اش را در اطاعت خدا مصرف نماید.و خداوند نیز یکى از اهداف خلقت بشر را عبودیت و بندگى معرفى کرده است: (وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ); من جن و انس را خلق نکردم، مگر براى عبادت. 
خداوند عبادت جوان را بالاترین عبادت ها مى داند. پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) در همین زمینه مى فرمایند: 
خداوند هفت گروه را در سایه ى رحمت خود جاى مى دهد در روزى که سایه اى جز سایه اش نیست: اول، زمامدار عادل و دادگر; دوم، جوانى که در عبادت خدا پرورش یابد...

6. خودسازى و تهذیب نفس

حضرت على(علیه السلام) مى فرمایند: قلب جوان مانند زمین خالى و مستعد است که هر چیزى را که در آن قرار مى گیرد مى پذیرد. 
قرآن نیز به تزکیه و تهذیب نفس تأکید فراوان دارد: (قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّاها); کسى که تزکیه کند رستگار است. 
جوان مى تواند با عهد و پیمان بستن با خود و مراقبت از اعمال روزانه، و محاسبه ى اعمال و رفتار، خود را در مسیر رهروان حق قرار دهد. 
امام خمینى(رحمه الله) در نامه اى به فرزند خود مى نویسد: تا عمر و جوانى و قوت و اختیار باقى است اصلاح نفس کن و در عمل کوشش کن. اگر قید و بندهاى شیطانى در جوانى از آن ها غفلت شود، هر روز از عمر تو بگذرد ریشه دارتر و قوى تر مى شود.

7. توبه و بازگشت

جوان به اقتضاى سن خود بیشتر در لغزش هاى گناه قرار مى گیرد، اما با توبه و برگشت به سوى خدا مى تواند آن را جبران و خود را مشمول عفو خداوند بخشنده و مهربان نماید. 
(إِلاَّ الَّذِینَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِکَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ); مگر کسانى که بعد از آن توبه کنند و جبران نمایند، خداوند غفور و رحیم است. 
و پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) درباره توبه ى جوان مى فرمایند: ما من شىء احب الى الله تعالى من شاب تائب; هیچ چیز نزد خداوند دوست داشتنى تر از جوان توبه کار نیست. 
حاصل سخن این که، دوره ى نوجوانى و جوانى، دوره اى حساس و سرنوشت ساز است و نیاز به یک راه نماى آگاه و عالم دارد و بهترین راه نما که بتواند ما را به سرمنزل مقصود برساند، قرآن کریم و روایات معصومین(علیهم السلام) است. 

 

[ ۱۳٩٤/۳/٩ ] [ ۱:٠٧ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم «اِنَّ هَـذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ و َیُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کَبِیرًا» همانا این قرآن‏، به راهى که استوارترین راه‏هاست‏، هدایت میکند؛ و به مؤمنانى که اعمال صالح انجام می‏دهند، بشارت مى‏دهد که براى آنها پاداش بزرگى است‏. (اسراء /9) هدف از ایجاد این وبلاگ قرآنی، که قرآن کتاب الهی و سخن «دوست» است و در پوست وخون مسلمانان ریشه دوانیده و پاسخ همه سوالات بشری را در طول تاریخ با صراحت و آشکارا داده شده و همیشه راهنما و هدایتگر دوستداران راه حقیقت و آرامبخش زندگی انسانها بوده و هست . پس شایسته است که ما از این نور هدایت روشنی جوییم و به آن رو آوریم و امیدوارم مطالب خوبی در این وبلاگ کسب نموده و دعای گوی این بنده حقیر باشید.
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب