نور هدایت
به وبلاگ نور هدایت خوش آمدید
نويسندگان

دهم ربیع الاول سالروز ازدواج حضرت محمد (ص) و حضرت خدیجه (س) بر تمامی مسلمانان مبارک  و تهنیت باد 

محمد را نکو همسر خدیجه عزیز قلب پیغمبر خدیجه
پناه امتی بود و نبی را به روز بی کسی یاور خدیجه
گهی غمخوار او هنگام سختی صفابخش دل شوهر خدیجه
زنی چون حوریان، مجذوب شوهر همه آسایش همسر خدیجه
وجود رحمت للعالمین را پرستار و نوازش گر، خدیجه
گرفته با ادب، چون هاله نور چراغ وحی را در بر، خدیجه
به طوفان بلا چون کوه محکم به کشتی امان لنگر خدیجه
توان بخش صفوف مؤمنان بود به تنهایی چو یک لشگر خدیجه
چه خوش باشد غلام خود بخواند (حسان) را در صف محشر، خدیجه

پیوندی آسمانی

پیوند مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت خدیجه علیهاالسلام پیوندی الهی بود که در به ثمر رساندن رسالت عظیم و پرخطر پروردگار نقش عظیمی داشت و زمانی اتفاق افتاد که جهل و بت پرستی در شهر مکه رایج بود، خداوند نیز در سایه رحمت خویش در دل این دو زوج مهربان چنان محبتی ایجاد کرد که هرگز در این مسیر پر خطر، اندکی تزلزل و تردید بر خویشتن راه ندادند و استوار و محکم در این راه گام برداشتند. تا در پرتو این کوشش کم نظیر، انقلاب عظیم محمدی به ثمر بنشیند و آزادی، آزادمنشی و حقانیت رسالت الهی ثابت شده و ندای لا اله الا اللّه بر قلب های خفته تاریخ تقدیم گردد

آشنایی با صدف کوثر

حضرت خدیجه پانزده سال قبل از عام‌‌الفیل و شصت و هشت سال قبل از هجرت نبوی در شهر مکه دیده به جهان گشود و پس از شصت و پنج سال زندگی باشرافت و فضیلت سرانجام در تاریخ دهم رمضان سال دهم بعثت و سه سال قبل از هجرت رسول خدا به مدینه وفات یافت.

نام او خدیجه، و کنیه‌اش «ام هند»، نام پدرش «خویلدبن اسد» و نام مادرش «فاطمه دختر زائده بن الاصم» می‌باشد.  پدر و مادر خدیجه با چند واسطه به «لویّ‌بن غالب» می‌رسد که جد اعلای پیامبر خداست و مادر خدیجه «هاله» دختر عبدمناف از اجداد پیامبر اسلام است. بنابراین خدیجه هم از طرف پدر و هم از سوی مادر با پیامبر اسلام هم نسب می‌باشد.

القاب خدیجه قبل از اسلام

1- حضرت خدیجه (س) انجیل به عنوان «بانوی مبارکه و همدم مریم در بهشت» یاد شده است، در آنجا که در توصیف پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) خطاب به عیسی چنین آمده: (نسله من مبارکه، و هی مونس أمک فی الجنه) «نسل او از مبارکه (بانوی پربرکت) است که همدم مادرت مریم در بهشت می‌باشد»

2- در عصر جاهلیت که وجود زن پاکدامن بسیار کم بود، حضرت خدیجه به خاطر قداست و پاکی در همه ابعاد، به عنوان «طاهره» [پاک سرشت و پاک روش] خوانده می‌شد.

3- و نیز شخصیت خدیجه در همان عصر آن چنان چشمگیر بود که او را با عنوان «سیده نسوان» [سرور زنان] می‌خواندند.

تولد حضرت محمد (ص) بنابر بسیاری از روایات در 17 ربیع‌الاول عام‌الفیل (570 م)، یا به روایتی 12 همان ماه روی داد. پدر پیامبر (ص)، عبدالله فرزند عبدالمطلب و مادرش آمنه دختر وهب و هر دو از قبیله بزرگ قریش بودند، قبیله‌ای که بزرگان آن از نفوذ فراوانی در مکه برخوردار بودند و بیشتر به بازرگانی اشتغال داشتند.

عبدالله، پدر پیامبر (ص) اندکی پیش از تولد فرزندش برای تجارت با کاروانی به شام رفت و در بازگشت بیمار شد و در گذشت. بنابر رسمی که در مکه رایج بود، محمد (ص) را به زنی به نام حلیمه سپردند تا در فضای ساده و پاک بادیه پرورش یابد. وی 6 ساله بود که همراه مادر برای دیدار خویشان به یثرب (مدینه) رفت، اما آمنه نیز در بازگشت بیمار شد و در گذشت و او را در ابواء- نزدیک مدینه- به خاک سپردند.

محمد (ص) از این پس در کنف حمایت جدش عبدالمطلب قرار گرفت، اما او نیز در 8 سالگی وی در گذشت و سرپرستی محمد (ص) برعهده عمویش ابوطالب گذارده شد. ابوطالب در سفری تجارتی به شام او را با خود همراه برد که راهبی نشانه‌های پیامبری را در او یافت و ابوطالب را از آن امر مطلع ساخت.


 

شخصیت والای حضرت خدیجه علیهاالسلام

 

حضرت خدیجه علیهاالسلام از اشراف زادگان اصیلی بودکه اصالت خانوادگی و نجابت ذاتی او در مکه، زبانزد خاص و عام بود. او با وجود ثروت فراوان، هرگز از راه نجابت و عفت فاصله نگرفت. و بنابرقول تاریخ همیشه مال و ثروتش را در راه دستگیری بینوایان و خانواده های بی سرپرست به کار می برد. اصالت، نجابت و محاسن اخلاقی حضرت خدیجه و ثروت روز افزونش سبب شد که بزرگان مکه، به فکر خواستگاری و ازدواج با وی بیافتند؛ ولی حضرت خدیجه به همه آن ها پاسخ منفی داد و حاضر به ازدواج با آن ها نشد. تا آن که مشیّت الهی بر این تعلّق گرفت که حضرت خدیجه علیهاالسلام به همسری پیامبر درآید و هم گام با او رسالتی مهم را در زندگی خویش به اتمام رساند.

 

حضرت خدیجه علیهاالسلام از برترین زنان هستی

 

از میان زنان عالم چهار زن برترین زنان هستی اند: آسیه همسر فرعون، مریم دختر عمران، خدیجه دختر خُویلد و فاطمه زهرا علیهاالسلام دختر محمد صلی الله علیه و آله ، که این چهار زن را خداوند عزوجل از زنان بهشت برگزید که در تمام اعصار تاریخ الگوی پاکی و عفّت برای تمام زنان باشند. حضرت خدیجه علیهاالسلام نیز یکی از زنان برتر نام آور تاریخ است که از جنبه های زیادی مورد توجه قرار گرفت و توانست نام و یادش را همچنان در سینه تاریخ به یادگار بگذارد و به عنوان یکی از زنان آسمانی که همیشه مقرب خدا هستند ملقّب شود.

 

ثمره یک ازدواج

 

در پرتو ازدواج پر برکت حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت خدیجه علیهاالسلام ، خداوند انواری بهشتی بر جهانیان عرضه کرد: فاطمه علیهاالسلام گل سر سبد زنان عالم، حسن سید جوانان اهل بهشت، حسین سرور آزادگان جهان، زینب علیهاالسلام اسوه صبر و استقامت، سکوت پر فریاد سجاد، علم باقر، صدق صادق، حلم کاظم، مهربانی رضا، جود و بخشش جواد، حبّ و اخلاص هادی، تزکیه حسن عسگری و نهایتا ظهور پرافتخار فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله مهدی منتظر. در طول تاریخ هستی، از این ازدواج با برکت تر پیوندی نبوده است.

 

عروج شخصیت زن در سایه پیوند شقایق ها

 

آن روزها که ظلمت و بت پرستی بر سرتاسر مکه، حکمفرما بود و دیوار موهوم خرافه پرستی و زنده به گورکردن دخترکان معصوم که چون شاپرکی به شوق پرواز و آزادی دست و پا می زدند و لبخند معصومانه و مهربانشان، باز هم نقاب زشت و کریه دیو صفتان جاهل آن روزگار را پس نمی زد، شاپرک هایی کوچک که تنها به جرم دختر بودن در زیر خاک ها مدفون می شدند تا بلکه تفکر نادرستِ دختر داشتن و ننگ و عار بودن دختر در خانواده، غم درونشان را بپوشاند و...، در این فضا بود که خدواند پیغمبری امین بر مردم نازل کرد تا بر دستان همسرش خدیجه بوسه زند و عروج شخصیت بزرگ زن را در تاریخ به اثبات برساند. خدیجه علیهاالسلام نیز که در نجابت، پاک دامنی و شرافت سرآمد زنان تاریخ آن زمان بود دختری به جهان عرضه کرد که وی نیز همچون مادرش آیینه تمام نمای عفت و زهد و تقوا باشد و همو بود که به شخصیت زن بها داد و الگوی نجابت و پاکی همه زنان عالم گردید.

 

جشن لبخند ستارگان

 

وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به خواستگاری حضرت خدیجه رفت 25 سال داشت و خدیجه علیهاالسلام چهل سال از عمر شریفش می گذشت. در این مراسم عموهای پیامبر و عدّه ای از بستگان حضرت خدیجه که از رجال معروف مکه بودند حضور داشتند خطبه عقد هم توسط عموی پیامبر حضرت ابوطالب اجرا شد. حضرت ابوطالب در آن خطبه فرمود: «ستایش خدای بزرگ را که ما را از نژاد ابراهیم و نسل اسماعیل گردانید ونیز ما را از سرپرستان و خدمت گذاران حرمش قرار داد و کعبه را برای ما منزلگاه حاجیان و حرمی امن گردانید. این محمد برادرزاده من با فضیلت ترین مرد از مردان مکّه است که گرچه از نظر مالی تهی دست است، اما مقام و شخصیت والایی دارد وی به خدیجه متمایل شده وخدیجه نیز به وی متمایل شده است اینک وی را به ازدواج محمد در آوردید و مهریه اش هرچه است من برعهده می گیرم. مهریه حضرت خدیجه 20 شتر قرار داده شد و پیامبر شتری به عنوان و لیمه عروسی فراهم کرد.

 

خدیجه، گوهر فضیلت

 

علاقه حضرت خدیجه علیهاالسلام به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله صرف نظر از عشق و علاقه زناشویی، عشقی معنوی بود، وی پیامبر را مردی کامل در صفات انسانی و به دور از رزایل اخلاقی می دید. حضرت خدیجه عاشق فضیلت و شیفته اصلاح جامعه بود. و تمام آمال خود را در وجود پیامبر می دید. و اساسا کمال و شخصیت وی در همین اخلاق ذاتی وی بود که باعث شد تا از طرفی با مال و ثروت خویش و صرف آن در راه دین، و از سوی دیگر با تقویت روحی و دلداری دادن به پیامبر بهترین کمک و پشتیبان وی در راه تعالی جامعه بشری باشد. خدیجه علیهاالسلام تنها به شوهرش می اندیشید و در ذهن خود دورنمای مبارزه با بت پرستی را مجسم می کرد و از مشکلاتی که در سر راه تبلیغ و دعوت الهی پیامبر قرار داشت مطلع بود. وی مشتاقانه از شوهرش در تمامی سختی ها جانبداری می کرد و برای وی آرامش روحی عجیبی بود.

 

احترام خدیجه در میان قوم خود

 

حضرت خدیجه علیهاالسلام از زنان بزرگ قوم خود و زنی با فضیلت بوده است. درباره جلال و شکوه حضرت خدیجه در تاریخ آمده است: هنگامی که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله دعوت خود را آشکار ساخت، مشرکان در اولین شب به خانه حضرت، حمله ور شدند و به منزلشان سنگ پرتاب می کردند. ناگاه خدیجه علیهاالسلام از منزل بیرون آمده و بانک برآورد: «ای قریش! شرمنده نیستید که خانه زنی را که از نجیب ترین شماست سنگ باران می کنید.» و چون قریش با حمایت حضرت خدیجه از پیامبر صلی الله علیه و آله روبرو شدند همگی بازگشتند.

 

خدیجه همسر ی فداکار

 

حضرت خدیجه، همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله اولین زنی است که دین اسلام را پذیرفت او با عشقی آتشین، مهر و ایمانی استوار، بی آن که اندک تردیدی به دل راه دهد یا ذره ای از باورش به بزرگداشت همیشگی خدا و پیامبر بکاهد، از همه ثروت خویش با خشنودی خاطر در جهت اهداف رسول خدا صلی الله علیه و آله گذشت و در هنگامه های محنت در کنار رسول گرامی اسلام ایستاد و در زمانی که همه پیامبر اسلام را از خود طرد می کردند یار و یاور ایشان باقی ماند.

 

اولین جرقه دلربایی

 

روزی حضرت خدیجه علیهاالسلام در خانه خود مجلسی تشکیل داده بود و از دانشمندی از علما یهود دعوت کرده بود تا برای ایشان صحبت کند. در همین هنگام پیامبر اسلام از مقابل خانه خدیجه گذشت، دانشمند یهودی از خدیجه خواست که او را به مجلس دعوت کند و در حالی که به شدت مسرور بود ما بین دو کنف پیامبر را نگاه می کرد. پس از پایان مجلس، در هنگام خداحافظی در حالی که حالت شور و شعف از صورت آن عالم یهودی مشهود بود، روبه خدیجه کرد و گفت: آن چه من در کتاب های آسمانی گذشته خوانده ام نشان می دهد که او پیامبر آخرالزمان است، خوشا به سعادت بانویی که چنین جوانی شوهرش باشد که در این صورت به شرافت، عزت و شکوه دنیا و آخرت نایل آمده است. شاید اولین جرقه های دل ربایی، از این سخن دانشمند یهودی در دل حضرت خدیجه هویدا گشت.

 

القاب حضرت خدیجه

 

در زمان جاهلیت یکی از القاب حضرت خدیجه، «طاهره» به معنای پاک سرشت و پاک روش بود؛ زیرا در آن زمان، زنان زیادی در لجن زار بی عفتی گرفتار آمده بودند و در آن حال پاکدامنی حضرت خدیجه شهر عام و خاص شده بود. از دیگر القاب ایشان می توان؛ مبارکه، یعنی مبارک و خوش قدم، غراء و کبری نیز نام برد.

 

بشارتی در عالم رویا

 

شبی حضرت خدیجه در خواب دیدکه خورشید دربالای کعبه چرخید و در خانه او فرود آمد. برای تعبیر خواب خویش به نزد یکی از معبدان خواب رفت. او خواب خدیجه را چنین تعبیر کرد: «تو به زودی با مردی بزرگ ازدواج خواهی کرد که به شهرتی جهانی می رسد». بعد از آن خواب، حضرت خدیجه پیوسته منتظر بود تا فرصتی دست دهد وبه این سعادت بزرگ نائل گردد.

 

مادربزرگ ائمه، مام فاطمه علیهاالسلام

 

از فرزندان متعدد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله تنها فرزندی که نسل مبارک پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از وجود ایشان امتداد یافت، وجود مبارک حضرت فاطمه علیهاالسلام است که ثمره ازدواج مبارک پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله با حضرت خدیجه علیهاالسلام می باشد. تمام امامان معصوم نیز فرزند حضرت زهرا علیهاالسلام محسوب می شوند، از این رو می توان از حضرت خدیجه به عنوان مادر بزرگ ائمه نام برد.

 

خصوصیات حضرت خدیجه علیهاالسلام

 

حضرت خدیجه علیهاالسلام علاوه بر جمال سیرت از زیبایی صورت نیز بهره مند بوده است. درباره جمال حضرت خدیجه، امام حسن علیه السلام که خود یکی از زیبا صورتان بنی هاشم بوده اند می فرمایند: «من شبیه ترین افراد به خدیجه کبری علیهاالسلام هستم». حضرت خدیجه علیهاالسلام خواستگاران ثروتمندی چون «عُتبَةِ بن اَبی مُعیط»، ابوجهل و ابوسفیان داشتند؛ امااز آن جا که ایشان زنی پاکدامن و عفیف بود، همواره به دنبال شوهری متقی و پرهیزگار می گشت و از این نظر پیامبر صلی الله علیه و آله را برای ازدواج خود انتخاب کرد.

 

پیشنهاد ازدواج

 

حضرت خدیجه از اصیل ترین اقوام عرب، و از قریش بودند. آن حضرت با پیامبر صلی الله علیه و آله در جد چهارم از طرف پدر و در جد هشتم از طرف مادر متحد بودند، به همین دلیل گاهی همدیگر را پسر عمو، دختر عمو می خواندند. پس از سفر تجاری که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله سرپرستی آن را به عهده داشتند و برای حضرت خدیجه انجام دادند، حضرت خدیجه در ملاقاتی که با پیامبر اسلام داشتند به ایشان گفت: «ای عموزاده! من بر اثر خویشی که میان من وتو برقرار است و عظمت و عزتی که در میان قوم خودداری و امانت و حسن خلقت که شهره همه اهل مکه است، مایلم که با تو ازدواج کنم». پیامبر صلی الله علیه و آله لختی اندیشید و سپس گفت لازم است با عموهایم این مطلب را در میان بگذارم. در واقع، این حضرت خدیجه علیهاالسلام بود که به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پیشنهاد ازدواج داد.

 

خواستگاری

 

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در ایام جوانی، سرپرستی یکی از کاروان های تجارتی حضرت خدیجه را به عهده گرفتند؛ پس از پایان سفر تجاری در ملاقاتی با حضرت خدیجه، ایشان به رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «آیا دوست داری همسری از اهالی مکه که از نظر مال، جمال، کمال، عفت، سخاوت و پاکدامنی بر زنان مکه برتری دارد، تو را در امور زندگی ات یاری می کند، و هم دم و غمخوار توست، برایت خواستگاری کنم.» پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آری، نام او چیست؟ خدیجه پاسخ داد: «او کنیز تو، خدیجه است.» حضرت محمد از شدت شرم ساکت شده بود حضرت خدیجه ادامه دادند: مطمئن باش کسی که حاضر است جانش را برایت فدا کند با همه چیز تو خواهد ساخت. آن گاه اشک در چشمانش ظاهر شد و از پیامبر درخواست کرد که عمویشان را به خواستگاری وی بفرستد.

 

همگاهنگی خدیجه علیهاالسلام با پیامبر صلی الله علیه و آله

 

حضرت خدیجه علیهاالسلام شایسته ترین همسر رسول اکرم صلی الله علیه و آله بود. او هیچ گاه پیامبر را نیازرد و حتی هنگامی که پیامبر قبل از نبوت برای عبادت غار حرا می رفتند تا در خلوت شب با خدای خود دور از هیاهوی دنیا راز و نیاز کنند، هیچ گونه مزاحمتی برای ایشان ایجاد نکردو گاه حتی ایشان را تا نزدیکی کوه حرا همراهی می کرد و غذای حضرت را برایشان می فرستاد. حضرت خدیجه هیچ گاه خلوت انس رسول اکرم صلی الله علیه و آله را نمی شکستند و برای اعمال و رفتار آن حضرت، احترام خاصی قائل بودند به گونه ای که بعد از رحلت حضرت خدیجه، پیامبر صلی الله علیه و آله همواره از ایشان به نیکی یاد می کردند.

 

عشق پیامبر صلی الله علیه و آله به خدیجه

یکی از همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله می گوید: «با این که هیچ گاه حضرت خدیجه را ندیدم؛ اما به هیچ زنی چون او رشک نبردم؛ چون هیچ روزی نبود که پیامبر صلی الله علیه و آله از خانه خارج شود و نام و یاد خدیجه را نبرد و اگر گوسفندی را سر می بریدند، برای دوستان خدیجه می فرستادند. روزی به پیامبر صلی الله علیه و آله گفتم: آیا او جز پیرزنی نبود؟ خداوند بهتر از او را به تو داده است. آن گاه پیامبر به شدت ناراحت شدند و فرمودند: سوگند به خدا! پروردگار بهتر از او را به من عوض نداد. او به من ایمان آورد هنگامی که مردم کفر ورزیدند و هنگامی که همه مرا طرد می کردند او مرا یاری می کرد و خداوند به او فرزندی اعطا نمود، در حالی که از بقیه بچه ای باقی نمانده است

ازدواج پیامبر (ص)

تجربه موفقی که پیامبر (ص) در تجارت از خود نشان داد، همچنین اعتبار و درستی او، باعث شد توجه خدیجه(ع) به او جلب شود. خدیجه (س) زن نیکوکار، ثروتمند و زیبایی بود که خانواده‌اش به بازرگانی مشغول بودند. او محمد(ص) را استخدام کرد تا کالاهایش را در کشور سوریه به فروش برساند.

محمد (ص) در اولین سفر خود، به خوبی به وظیفه‌اش عمل کرد. او هنگامی که از سفر بازگشت، آن قدر سود کرده بود که حتی خود خدیجه(س) هم تا آن موقع چنین سودی نکرده بود. خدمتکار خدیجه(س) که در این سفر، محمد (ص) را همراهی می‌کرد، پس از بازگشت، گزارش مفصلی به خدیجه(س) داد و از توانایی‌های فوق‌العاده محمد (ص) در کار تجارت، تعریف و تمجید کرد.

نیت پاک محمد (ص) تأثیر زیادی بر خدیجه (س) گذاشته بود، محمد (ص) کسی بود که همواره چشم‌ها و زبان خود را از گناه حفظ می‌کرد و همین امر باعث شد که خدیجه (س) به او پیشنهاد ازدواج بدهد. محمد (ص) هم به او احترام خاصی می‌گذاشت. از آنجا که محمد (ص) پاکدامنی خدیجه (ص) را دیده بود، به او پاسخ مثبت داد. خطبه عقد این ازدواج خجسته را، ابوطالب ایراد کرد و ثمره زندگی آن‌ها پس از چند سال، چهار دختر و دو پسر بود که هر دو فرزند پسرشان در همان سال‌های اولیه زندگی، از دنیا رفتند.

خدیجه(س) نه تنها همسر پیامبر، بلکه دوست و یاور او نیز بود، او اولین زنی بود که بعدها، یعنی زمانی که محمد (ص) به رسالت مبعوث شد، جزء یاران پیامبر (ص) قرار گرفت.(6)

اولین زن مسلمان

پیامبر (ص) فرمودند: «مردان بسیاری از لحاظ ایمان کامل شده‌اند، اما زنان تنها مریم دختر عمران، آسیه همسر فرعون، خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد (ص) به کمال رسیدند. این روایت را مسلم و بخاری و ترمذی از علمای اهل سنت بیان کرده‌اند. (فصول المهمه، ص 137) (7)

گفته‌اند نخستین نشانه‌های بعثت پیامبر (ص) به هنگام 40 سالگی او، رویاهای صادقه بوده است، اما آنچه در سیره به عنوان آغاز بعثت شهرت یافته، شبی در ماه رمضان یا ماه رجب است که فرشته وحی در غار حرا بر پیامبر (ص) ظاهر شد و بر او نخستین آیات سوره علق را خواند. بنابر روایات؛ پیامبر (ص) به شتاب به خانه بازگشت و خواست که او را هرچه زودتر بپوشانند. گویا برای مدتی در نزول وحی وقفه‌ای ایجاد شد و همین امر پیامبر (ص) را غمناک ساخته بود، ولی اندک بعد فرشته وحی باز آمد و آن حضرت را مأمور هدایت قوم خود و اصلاح جامعه از فسادهای دینی و اخلاقی و پاک گردانیدن خانه خدا از بتان و دل‌های آدمیان از خدایان دروغین کرد.

پیامبر (ص) دعوت به توحید را نخست از خانواده خود آغاز کرد و اولین کسی که به او ایمان آورد، همسرش خدیجه و از مردان، پسر عمویش علی‌بن‌ابی طالب (ع) بود که در آن هنگام سرپرستی او را پیامبر (ص) برعهده بود.

سه سال پس از بعثت، پیامبر (ص) دستور یافت تا همگان را از خاندان قریش گرد آورد و دعوت توحید را در سطحی گسترده‌تر مطرح سازد. در این زمان سخت‌گیری مشرکان چندان شد که پیامبر (ص) عده‌ای از اصحاب را امر کرد تا به حبشه هجرت کنند و به نظر می‌رسد که برخی از اصحاب نیز میان حبشه و حجاز در رفت و آمد بوده‌اند

 

آغاز زندگی مشترک

خدیجه به وسیله قرابت فامیلی با رسول خدا(ص) از یک طرف و آگاهی از اخلاق حمیده او در بازرگانی از طرف دیگر، و شنیدن اخبار رسالت از علمای یهود و نصاری از سوی سوم، عاشق و دلباخته معنوی پیامبر بود و لذا مشکل خود را با پسر عمویش که عالم برجسته نصاری بود در میان گذاشت، او دعایی نوشت و خدیجه آن را زیر بالش خود گذاشت و شبانه در عالم خواب پیامبر را دید و آینده برایش روشن شد و چون چشم برگشود دیگر به خواب نرفت. سرانجام کنیزش نفیسه و به قولی خواهرش را به سراغ پیامبر فرستاد و رسماً درخواست ازدواج کرد. (8)

خدیجه با تلاش پیگیر و تمهید مقدمات عاقلانه، به ویژه با تدبیر پسر عمویش، ورقة بن‌نوفل، سرانجام به مقصود خود رسید، و فرزندان هاشم را که ستارگان حجاز بودند به خانه خود جذب کرد، آنان در حالی که رسول خدا را با تمام عزت و احترام در میان گرفته بودند، برای اجرای عقد به حضور خدیجه رسیدند، و خطبه عقد با یک برنامه جالب اجرا شد و پس از مراسم، یادگار عبدالله در کنار عمویش ابوطالب عازم خانه پیشین گشت، ولی خدیجه همراه با مهر و محبت ویژه دامن محمد را گرفت و گفت «سیدی! الی بیتک فبیتی بیتک و أنا جاریتک! ای مولایم! بیا به خانه خودت، خانه من خانه تو است، و من نیز کنیز تو هستم.» خدیجه به این طریق زندگی مشترک خود را با آن حضرت شروع کرد (9)

زفاف خدیجه با حضرت محمد (ص) 2 ماه و 75 روز پس از بازگشت از سفر تجارت شام تحقق یافت. در آن زمان، حضرت محمد (ص) 25 سال داشت و خدیجه چهل سال بود. ابن‌عباس سن ایشان را 28 سال نقل می‌کند. هر چند بعضی از مورخان اهل سنت سعی می‌کنند این سخن را رد کنند؛ چون راوی آن یعنی محمدبن صائب کلبی را ضعیف می‌دانند.

خدیجه به سبب علاقه به حضرت و مقام معنوی او با ایشان ازدواج کرد و تمام دارایی و مقام و جایگاه فامیلی خود را فدای پیشرفت مقاصد همسرش ساخت.

در عقد ازدواج حضرت محمد (ص) و خدیجه، عبدالله بن غنم به آن‌ها چنین تبریک گفت:

هنیئا مریئا یا خدیجه قد جرت لک الطیرفیما کان منک باسعد.

تزوجت خیر البریه کلها و من ذا الذی فی الناس مثل محمد؟

و بشر به البران عیسی بن مریم و موسی ابن عمران فیاقرب موعد

اقرت به الکتاب قدما بانه رسول من البطحاء هادو مهتد.

گوارا باد بر تو ای خدیجه که طالع تو سعادتمند بوده و با بهترین خلایق ازدواج کردی. چه کسی در میان مردم همانند محمد (ص) است. محمد (ص) کسی است که حضرت عیسی و موسی به آمدنش بشارت داده‌اند و کتب آسمانی به پیامبری او اقرار داشتند.

و هدایت شونده است رسولی که سر از بطحاء (مکه) در می‌آورد و او هدایت کننده (

[ ۱۳٩٤/٩/۳٠ ] [ ٩:٤۸ ‎ب.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم «اِنَّ هَـذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ و َیُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کَبِیرًا» همانا این قرآن‏، به راهى که استوارترین راه‏هاست‏، هدایت میکند؛ و به مؤمنانى که اعمال صالح انجام می‏دهند، بشارت مى‏دهد که براى آنها پاداش بزرگى است‏. (اسراء /9) هدف از ایجاد این وبلاگ قرآنی، که قرآن کتاب الهی و سخن «دوست» است و در پوست وخون مسلمانان ریشه دوانیده و پاسخ همه سوالات بشری را در طول تاریخ با صراحت و آشکارا داده شده و همیشه راهنما و هدایتگر دوستداران راه حقیقت و آرامبخش زندگی انسانها بوده و هست . پس شایسته است که ما از این نور هدایت روشنی جوییم و به آن رو آوریم و امیدوارم مطالب خوبی در این وبلاگ کسب نموده و دعای گوی این بنده حقیر باشید.
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب