نور هدایت
به وبلاگ نور هدایت خوش آمدید
نويسندگان

معنای کلمه قرآن

در مورد معنای قرآن پنج وجه گفته شده است:
1. قرآن، اسمی جامد و غیر مشتق است خداوند بعنوان اسم خاص برای وحی که بر پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ نازل فرموده قرار داده است.
2. قرآن اسمی مشتق و غیر مهموز است و مشتق از قرن الشیئ بالشیئ است یعنی چیزی را به چیزی ضمیمه کردن چون سوره‌ها و آیات و حروف به یکدیگر مقرون هستند.
3. قرآن اسم مشتق از قرائن (جمع قرینه) است. چون آیات قرآن همانند یکدیگرند و بعضی بعض دیگر را تأیید می‌کنند و هر آیه قرینه آیات دیگر است.
4. قرآن مشتق و مهموز است و از قَرْء است که به معنای جمع است. چون همه ثمرات کتب آسمانی را در خود جمع کرده‌است.
5. اسم مشتق و مهموز است از ماده قرأ (به معنای تلاوت) است که این مصدر به معنای مفعول (مقروء) است یعنی خوانده شده و خواندنی. از این اقوال قول پنجم قوی‌تر به نظر می‌رسد. زیرا قرأت همان تلاوت آیات الهی است. علاوه بر این‌که امر اقرأ در آغاز وحی به پیامبر این نظریه را تقویت می‌کند زیرا به معنای (بخوان) است.

 


اسامی قرآن
برای قرآن در بین مفسران و قرآن پژوهان در رابطه با اسامی قرآن اختلاف نظر وجود دارد. بعضی برای قرآن 43 اسم و بعضی 55 اسم و بعضی 80 اسم و بعضی 90 اسم هم گفته اند.
از میان عناوین قرآن آنچه مسلم است چهار عنوان به صورت اسم در قرآن به‌کار رفته است:
1. قرآن: این اسم حدود 68 بار به‌کار رفته است.
2. کتاب: حدود صد بار به‌کار رفته است.
3. ذکر: 20 بار به‌کار رفته است.
4. فرقان: هفت بار به‌کار رفته است.

انتخاب نام نور براى قرآن به چه ملاک است ؟

مگر نه این است که رذایل اخلاقى ، صفات ناپسند ، فساد ، ظلم ، و هر گناهى که فکر مى کنید ، و نیز کلیّه مکتب هاى ضد خدا و ضلالت و گمراهى و حاکمیت هواى نفس و . . همه و همه تاریکى است ، و انسان براى حرکت به سوى کمال ، و مبارزه با هر نوع تاریکى اگر چراغى فرا راه حیات نداشته نباشد ، چگونه مى تواند بدون ضربه خوردن از تاریکى ها به مقصد رسیده و نجات یابد ؟

این است که در قرآن مجید در اول سوره ابراهیم به این نکته اشاره مى کند ، که : من آمده ام تا بشر را از ظلمت ها نجات داده و به وادى نور که عبارت از تمام حقایق الهى است رهنمون شوم :

الر کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ (4) .

« الر ـ [ این ] کتابى است که آن را بر تو نازل کردیم تا مردم را به اجازه پروردگارشان از تاریکى ها [ ىِ جهل ، گمراهى و طغیان ] به سوى روشنایىِ [ معرفت ، عدالت و ایمان و در حقیقت ] به سوى راه [ خداىِ  ]تواناى شکست ناپذیر و ستوده بیرون آورى  .

در تفسیر « انوار درخشان » در ترجمه « نور » که اسم و یا وصف قرآن است آمده : قرآن نور مبین است ، یعنى معرفت و بصیرتى در قلوب اهل ایمان و پیروانش پدید مى آورد ، و شعاعى است که از ساحت پروردگار بر دل هاى آنان مى تابد ، که همواره در مقام کسب فضیلت برآیند ، و در مسیر زندگى فردى و اجتماعى که با حوادث جهان آمیخته است از هر خطر ایمن بمانند .

قرآن طریق زندگى سعادتمندانه را آشکار مى سازد ، و پیروانش در اثر بصیرتى که دارند ، اعمالى که به نفع آنهاست را برگزینند ، و آنچه به ضرر و زیان آنهاست را ترک کنند ; زیرا چنانچه روح تعلیمات در دل هاى آنها رسوخ کند و استقرار یابد ، در عقیده و افکار و رفتار آنان نیز ظهور خواهد نمود .

در مقابل، گروهى در ضلالت و گمراهى زندگى مى نمایند ، و از سعادت و غرض از خلقت خود غافلند ، و در آتش آرزوها و حرص مى سوزند ، و به خداوند اعتماد نداشته ، نور فطرت را در وجود خود خاموش نموده ، فاقد بصیرت در دین هستند . اینان به خاطر دور بودن از نور ، هرگز راهى به سعادت نخواهند برد .

در هر صورت قرآن نورى است که از جانب حق بر بشر تابیده ، و چراغى است که فروغ فروزان آن ، همیشگى است ، و بدون این نور یافتن راه مستقیم و حق براى هیچ کس امکان ندارد .

قرآن و هدایت بشر

عقیدۀ ما مسلمانان آن است که قرآن از جامعیت برخوردار است، امّا در بارۀ جامعیت قرآن تحلیل های متعدّدی از سوی دانشمندان ارائه شده است که عمدتاً جامعیت را در راستاى اهداف دین[۱] تلقى کرده اند و جامعیت قرآن را امرى اضافى و نسبى دانسته اند.

قرآن کریم، کتاب هدایت و راهنمایی براى عموم مردم است؛ از این رو همۀ چیزهایى که برگشتش به هدایت است؛ مانند، معارف حقیقیه مربوط به مبدأ و معاد و اخلاق فاضله و شرایع الاهیه و قصص و مواعظى که مردم در اهتدا و راه یافتنشان به آن محتاجند، در قرآن وجود دارد.[۲] دین آمده تا چیزهایى را در اختیار مردم قرار دهد که مردم بدون آن و تنها با پاى خویش نمى توانند به آن برسند. اساساً قرآن کریم و همچنین دین، شأنش این نیست که در امورى که مربوط به یافته هاى خود بشر است دخالت کند؛ زیرا خداوند به انسان عقل و خرد و اندیشه ارزانى داشته است.[۳] مسلماً دین در صدد از کار انداختن استعدادهاى بشرى نیست؛ چرا که لازمه اش عبث بودن خلقت حواس و عقل و تجربه بشر است.[۴] قرآن مجید اساس برنامۀ خود را بر خداشناسى قرار داده و اعتقاد به یگانگى خدا را اولین اساس دین شناخته است و پس از شناساندن خدا، معادشناسى (اعتقاد به روز رستاخیز که در آن پاداش و کیفر کردار نیک و بد انسان داده خواهد شد) را از آن نتیجه گرفته و اصل دیگر قرار داده است و پس از آن پیامبر شناسى را از معادشناسى نتیجه گرفته است؛ زیرا پاداش اعمال نیک و بد، بدون ابلاغ قبلى – طاعت و معصیت و نیک و بد – از راه وحى و نبوت، صورت نمى‏گیرد. و آن را نیز اصل دیگر قرار داده، و در نتیجه اعتقاد به یگانگى خدا و اعتقاد به نبوت و معاد را اصول دین اسلام شمرده است.

پس از آن، اصول اخلاق پسندیده و صفات حسنه مناسب اصول سه‏گانه را که یک انسان واقع ‏بین با ایمان باید واجد آنها و متصف به آنها باشد، بیان کرده و سپس قوانین عملى که در حقیقت حافظ سعادت حقیقى و زاینده و پرورش دهندۀ اخلاق پسندیده و بالاتر از آن عامل رشد و ترقى اعتقادات حقه و اصول اولیه است، تأسیس و بیان کرده است. اخلاق پسندیده همیشه با یک رشته اعمال و افعال مناسب زنده مى‏ماند. چنان که اخلاق پسندیده نسبت به اعتقادات اصلى همین وضعیت را دارند؛ مثلاً کسى که جز کبر و غرور و خودبینى و خودپسندى نمى شناسد اعتقاد به خدا و خضوع در برابر مقام ربوبى را نباید از وى توقّع داشت و کسى که یک عمر معناى انصاف و مروّت و رحم و عطوفت را نفهمیده است، نمى تواند ایمانى به روز رستاخیز و بازخواست داشته باشد.[۵]

قرآن مجید مشتمل است بر هدف کامل انسانیت و آن را به کامل ترین وجهى بیان مى‏کند؛ زیرا هدف انسانیت که با واقع بینى سرشته شده ‏است همان جهان بینى کامل است که لازمۀ آن به کار بستن اصول اخلاقى و قوانین عملى مناسب با آن است که قرآن مجید تشریح کامل این مقصد را به عهده دارد. خداى متعال در وصف آن مى‏فرماید: “یهدى الى الحق و الى طریق مستقیم”[۶]؛ قرآن مجید به سوى حق (در اعتقاد) و راهى راست (در عمل) هدایت مى‏کند.

۲٫ قرآن از این جهت که کتاب هدایت است، با سایر کتب آسمانی فرقی ندارد و همانند آنان است منتها قرآن بر آنان برتری دارد.

توضیح این که؛ قرآن حقیقت مقاصد همۀ کتب آسمانى را در بر دارد و هر چیزى که بشر در پیمودن راه سعادت و خوشبختى در زمینۀ اعتقاد و عمل به آن نیازمند است؛ به طور تمام و کامل بیان کرده است.[۷] از نظر قرآن دین خدا از آدم تا خاتم یکى است؛ همۀ پیامبران اعم از پیامبران صاحب شریعت و پیامبران غیر صاحب شریعت به یک مکتب دعوت مى‏کرده‏اند. قرآن بر این حقیقت تأکید کرده و مى فرماید: “شرع لکم من الدین ما وصى به نوحاً و الذى اوحینا الیک و ما وصینا به ابراهیم و موسى و عیسى”.[۸]

براى شما از [احکام‏] دین همان را تشریع کرد که به نوح سفارش کرد و آن چه را که به تو وحى کردیم و آنچه را که بر ابراهیم و موسى و عیسى سفارش کردیم.

[ ۱۳٩٠/٧/٢٧ ] [ ٧:٥٤ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم «اِنَّ هَـذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ و َیُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کَبِیرًا» همانا این قرآن‏، به راهى که استوارترین راه‏هاست‏، هدایت میکند؛ و به مؤمنانى که اعمال صالح انجام می‏دهند، بشارت مى‏دهد که براى آنها پاداش بزرگى است‏. (اسراء /9) هدف از ایجاد این وبلاگ قرآنی، که قرآن کتاب الهی و سخن «دوست» است و در پوست وخون مسلمانان ریشه دوانیده و پاسخ همه سوالات بشری را در طول تاریخ با صراحت و آشکارا داده شده و همیشه راهنما و هدایتگر دوستداران راه حقیقت و آرامبخش زندگی انسانها بوده و هست . پس شایسته است که ما از این نور هدایت روشنی جوییم و به آن رو آوریم و امیدوارم مطالب خوبی در این وبلاگ کسب نموده و دعای گوی این بنده حقیر باشید.
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب