نور هدایت
به وبلاگ نور هدایت خوش آمدید
نويسندگان

فرزند دلیر حیدر آمد/عباس امیر لشکر آمد/

می خواست نشان دهد ادب را/یک روز پی از برادر آمد

 روشنگر آفتاب،عباس آمد/تفسیر زلال آب،عباس آمد/

خیزید،گل آرید و گل افشانید/زیرا که گل بوتراب،عباس آمد

 

جانبازان، تمثال وفاداری و ایثار، شکوه زخم و زیبایی و تصویرگر ایمانند.

کوله بار زخمتان، در روزمیلاد اباالفضل(ع)، سرشار از نسیم شفاعت و عنایت باد

ولادت حضرت ابوالفضل(ع) و روز جانباز مبارک باد

در سال 26 هجری قمری، حضرت عباس (ع) پایه عرصه گیتی نهاد. مادر گرامیش فاطمه، دخت حزام بن خالد بن ربیعه بن عامر کلبی و کنیه اش (ام البنین) بود.
چند سال پس از شهادت حضرت فاطمه (س) بود، که امیرالمومنین از برادرش عقیل، که به اصل و نسب قبایل آگاه بود، درخواست کرد زنی را از دودمانی شجاع برای او خواستگاری کند و عقیل، فاطمه کلابیه (ام البنین) را برای آن حضرت خواستگاری کرد و ازدواج صورت گرفت.

امیرالمومنین (ع) از این بانوی گرامی، صاحب چهار پسر به نامهای عباس، عثمان، جعفر و عبدالله شد.
عباس (ع) ازبرادران دیگرش بزرگتر بود و هر چهار برادر به امام خویش، حسین (ع) وفادار بودند و در روز عاشورا در راه آن امام جان خود را نثار کردند.
ارادت قلبی ام البنین (س) به خاندان پیامبر (ص) آنقدر بود که امام حسین (ع) را از فرزندان خود بیشتر دوست می داشت؛ بطوری که وقتی به این بانوی گرامی خبر شهادت چهار فرزندش را دادند فرمود: مرا از حال حسین (ع) باخبر سازید و چون خبر شهادت امام حسین (ع) به او داده شد، فرمود رگهای قلبم گسسته شد، اولادم و هر چه زیر این آسمان کبود است، فدای امام حسین (ع).

دوران کودکی حضرت ابوالفضل العباس (ع):

در روزهاى کودکى عباس، پدر گرانقدرش چون آیینه معرفت، ایمان، دانایى و کمال در مقابل او قرار داشت و گفتار الهى و رفتار آسمانى‏اش بر وى تاثیر مى‏نهاد. او از دانش و بینش على(ع) بهره مى‏برد. حضرت در باره تکامل و پویایى فرزندش فرمود: ان ولدى العباس زق العلم زقا; همانا فرزندم عباس در کودکى علم آموخت و به سان نوزاد کبوتر، که از مادرش آب و غذا مى‏گیرد، از من معارف فرا گرفت.

در آغازین روزهایى که الفاظ بر زبان وى جارى شد، امام(ع) به فرزندش فرمود: بگو یک. عباس گفت: یک حضرت ادامه داد: بگو دو عباس خوددارى کرد و گفت: شرم مى‏کنم با زبانى که خدا را به یگانگى خوانده ‏ام، دو بگویم.
پرورش در آغوش امامت و دامان عصمت، شالوده ‏اى پاک و مبارک براى ایام نوجوانى و جوانى عباس فراهم کرد تا در آینده نخل بلند قامت استقامت و سنگربان حماسه و مردانگى باشد. گاه که على(ع) با نگاه بصیرت‏ آمیز خود آینده عباس را نظاره مى‏کرد، با لبختدى رضایت ‏آمیز، سرشک غم از دیدگان جارى مى‏کرد و چون همسر مهربانش از علت گریه مى‏پرسید، مى‏فرمود: دستان عباس در راه یارى حسین(ع) قطع خواهد شد.

آنگاه از مقام و عظمت پور دلبندش نزد خداوند چنین خبر مى‏داد: پروردگار متعال دو بال به او خواهد داد تا به سان عمویش جعفر بن ‏ابى‏طالب در بهشت پرواز کند. محبت پدرى گاه على(ع) را بر آن مى‏داشت تا پاره پیکرش را ببوسد ، ببوید و با آداب و اخلاق اسلامى آشنا سازد. از اینرو لحظه‏اى عباس را از خود دور نمى‏ساخت. فرزند پاکدل على(ع) در مدت 14 سال و چهل و هفت روز، که با پدر زیست، همیشه در حرب و محراب و غربت و وطن در کنار او حضور داشت.
در ایام دشوار خلافت، لحظه ‏اى از وى جدا نشد و آنگاه که در سال‏37 هجرى قمرى جنگ صفین پیش آمد، با آن که حدود دوازده سال داشت، حماسه‏اى جاوید آفرید


القاب تابناک حضرت ابوالفضل العباس (ع)

1- قمر بنی هاشم
بهره‏ مندى بسیار عباس از جمال و جلال و سیماى سپید و زیبا و سیرت سبز و نورانى، زمینه ‏ساز این لقب است.

2. باب الحوائج
کریمى از دودمان کریمان که چون حاجتمندى سوى او روى کند، خواسته‏ هایش را برآورده مى‏سازد.

3. طیار
بیانگر مقام و عظمت‏ حضرت عباس(ع) در فضاى عالم قدس و بهشت جاودان است.

4. الشهید
شهادت، که نشان نمایان ابوالفضل(ع) است و در چهره حیات او درخشندگى بسیار دارد، زمینه ‏ساز این لقب است.

5.سقا
دلاورى عباس در صحنه هاى حیرت‏ آور آب‏رسانى به تشنگان، سبب این لقب شد.

6. عبد صالح
لقبى که حضرت صادق(ع) در زیارت عموى گرانقدرش بدان اشاره دارد:
السلام علیک ایها العبد الصالح.? سلام بر تو، اى بنده صالح خدا.

7. سپه سالار
صاحب لواء یا سپه سالار لقب بزرگترین شخصیت نظامى است و عباس در روز عاشورا این لقب را از آن خود ساخت.

8. پرچمدار و علمدار
یادآور دلاوى و حفظ لشکر در برابر دشمن است. علمدارى عباس(ع) این لقب را برایش به ارمغان آورد.

9. ابوقربه (صاحب مشک)، عمید (یاور دین خدا)، سفیر (نماینده حجت ‏خدا)، صابر (شکیبا)، محتسب (به حساب خدا گذارنده تلاشها)، مواسى (جانباز و مدافع حق)، مستعجل (تلاشگرى مهربان در برآوردن حاجات دیگران) و ... از دیگر لقبهاى ابوالفضل است

 

 

کنیه های حضرت ابوالفضل العبلس (ع)

در فرهنگ عربى به آن دسته از نام‏هایى که با پیشوند اَبْ (در مردان) و اُمّ (در زنان) همراه باشد، کنیه مى‏گویند. سنتِ گذاشتن نامى در قالب کنیه براى افراد در میان قبایل عرب، گونه‏اى بزرگداشت و تجلیل نسبت به فرد به شمار مى‏آید.

در اسلام نیز توجه زیادى به آن شده است غزالى مى‏نویسد: «رسول خدا صلی الله علیه و آله اصحاب خود را از روى احترام براى به دست آوردن دل‏هایشان به کنیه صدا مى‏زند و آنهایى که کنیه نداشتند، کنیه‏اى برایشان انتخاب مى‏فرمود و سپس آنها را بدان مى‏خواند. مردم نیز از آن پس، فرد مذکور را به همان کنیه مى‏خواندند. حتى آنان که فرزندى نداشتند تا کنیه‏اى داشته باشند برایشان کنیه‏اى مى‏نهاد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رسم داشت حتى براى کودکان نیز کنیه انتخاب مى‏نمود و آنان را مثلاً ابا فلان صدا مى‏زد تا دل کودکان را نیز به دست آورد.» در اینجا کنیه‏هاى حضرت عباس علیه السلام بر شمرده مى‏شود:

1. ابوالفضل

در منابع بسیارى، کنیه حضرت عباس علیه السلام را ابوالفضل بر شمرده‏اندکه در بین کنیه‏هاى ایشان، ابوالفضل (ابوفاضل، ابوالفضائل) مشهورترین است اما دیگر کنیه‏هاى او یا غیر مشهور هستند و یا این که پس از واقعه کربلا حضرت را بدان خوانده‏اند. در مورد این کینه بحث وجود دارد که آیا این کنیه واقعى بوده و ایشان پدر فرزندى به نام فضل بوده‏اند یا این که این کنیه اعتبارى و در واقع لقبى بوده است که به شکل کنیه به او نسبت داده‏اند. گفته‏ها و احتمالاتى در این زمینه وجود دارد که بدان پرداخته مى‏شود:

آن چه از بررسى اسامى افراد در تاریخ به دست مى‏آید این است که انتخاب کنیه همواره بر اساس نام فرزند بزرگ‏تر فرد نبوده و در موارد بسیارى این قاعده وجود ندارد.

در فرهنگ عربى به آن دسته از نام‏هایى که با پیشوند اَبْ (در مردان) و اُمّ (در زنان) همراه باشد، کنیه مى‏گویند. سنتِ گذاشتن نامى در قالب کنیه براى افراد در میان قبایل عرب، گونه‏اى بزرگداشت و تجلیل نسبت به فرد به شمار مى‏آید.

نوشته‏اند در خاندان بنى‏هاشم هر که عباس نام داشته او را ابوالفضل کنیه مى‏نهادند؛ همان گونه که عباس بن عبدالمطّلب و عباس بن ربیعة بن الحارث بن عبدالمطّلب و ... نیز مُکنّى به همین کنیه بوده‏اندکه گفته‏اى مقبول و موجّه به نظر مى‏رسد.

برخى دیگر گفته‏اند این کنیه برگرفته از برترى و فضلى بوده که از کودکى در حضرت نمود فراوان داشته و او را بدان صفت مى‏شناخته‏اند آن گونه که در سوگ او نیز سروده‏اند:

اَبَاالفَضْلِ یَا مَنْ أَسَّسَ الفَضْلَ وَ الإبا أَبِى الفَضْلُ اِلاّ اَنْ تَکُونَ لَهُ أَبا؛ اى ابوالفضل! اى کسى که هر برترى و پاکدامنى را بنا نهادى! آیا براى من برترى و فضلى وجود دارد که تو پدر آن نباشى؟ (آیا کسى مى‏تواند فضلى داشته باشد که در تو نباشد). هم ‏چنین در بین اعراب و مسلمانان نیز چنین سنتى بسیار دیده مى‏شده که کنیه افراد را بر اساس ویژگى‏هاى آنان مى‏گذاشته‏اند. آورده‏اند روزى رسول خدا صلی الله علیه و آله شنید که فردى را ابوالحَکَم مى‏خوانند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله او را نزد خود خواند و فرمود: «همانا حَکم (داور )خداست و حُکم از آن اوست تو چرا ابوالحکم خوانده مى‏شوى؟» او پاسخ داد:

«قبیله‏ام هر گاه بر سر مسأله‏اى اختلاف پیدا مى‏کنند نزد من مى‏آیند و من بین آنان داورى مى‏کنم و با صادر کردن حکم خویش اختلاف را برطرف مى‏نمایم.» پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به او فرمود: «چه کار خوبى مى‏کنى.» و این گونه گذاشتن چنین کنیه‏هایى را بر افراد بدون اشکال دانست.

گذشته از این همه، در ردیف فرزندان عباس علیه السلام نام پسرى را به اسم فضل آورده‏انداما چون که فضل فرزندى نداشته، احتمال این که نام او از حافظه تاریخ ستُرده شده باشد، وجود دارد. این مسأله سبب شده که برخى براى توجیه کنیه حضرت عباس علیه السلام بر مطالبى مانند آنچه گذشت تمسک جویند گر چه هیچ یک از آنها با هم منافاتى ندارد و قابل جمع مى‏باشد. یعنى وقتى در کودکى کسى را ابوالفضل بخوانند در او زمینه‏هایى هم ایجاد مى‏شود که نام یکى از فرزندان خویش را فضل بگذارد.


2. ابو القِربَة

در لغت عرب قِربة به معناى «مشک آب» است. حضرت عباس علیه السلام را به جهت آب رسانى‏اش در کربلا به این کنیه نامیده‏اند. در بسیارى از منابع تاریخى و رجالى چنین کنیه‏اى را براى حضرت برشمرده‏اند.


3. ابو القاسم

کنیه‏اى غیر مشهور براى حضرت مى‏باشد اگر چه برخى نوشته‏اند حضرت عباس علیه السلام فرزندى به نام قاسم داشته که در کربلا به شهادت رسیده است.


4. ابن البَدَویّة

این کنیه نیز از جمله کنیه‏هاى غیر مشهور حضرت است و به معناى «فرزند زن بادیه‏نشین» مى‏باشد. دلیل آن نیز این بوده که قبیله مادرى حضرت، از جمله قبایل بیابان نشین عرب بوده‏اند.


5 . ابو الفَرجَة

در لغت عرب فرجه، «گشایش در سختى و برطرف شدن اندوه» معنا شده است. برخى چنین کنیه‏اى نیز براى حضرت برشمرده‏اند که بیشتر به لقبى در قالب کنیه مى‏ماند. دلیل آن هم برطرف کردن اندوه و گشایش در سختى‏ها در نتیجه توسل به او مى‏باشد.

از علامه فقید طباطبایى؛ نویسنده تفسیر بزرگ المیزان در این باره نقل شده است که فرمود: «مرحوم سید السّالکین و برهان العارفین، آقا سید على قاضى فرمود در هنگام کشف بر من روشن و آشکار شد که وجود مقدس ابا عبداللّه الحسین علیه السلام مظهر رحمت کلیّه الهیه است و باب و پیش‏کار آن حضرت، سقاى کربلا، سرحلقه ارباب وفا، آقا باب الحوائج الى اللّه، ابوالفضل العباس صلوات اللّه و سلامه علیه است

[ ۱۳٩۱/٤/٤ ] [ ٩:٤٩ ‎ق.ظ ] [ مبینا.صوفیان ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم «اِنَّ هَـذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ و َیُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کَبِیرًا» همانا این قرآن‏، به راهى که استوارترین راه‏هاست‏، هدایت میکند؛ و به مؤمنانى که اعمال صالح انجام می‏دهند، بشارت مى‏دهد که براى آنها پاداش بزرگى است‏. (اسراء /9) هدف از ایجاد این وبلاگ قرآنی، که قرآن کتاب الهی و سخن «دوست» است و در پوست وخون مسلمانان ریشه دوانیده و پاسخ همه سوالات بشری را در طول تاریخ با صراحت و آشکارا داده شده و همیشه راهنما و هدایتگر دوستداران راه حقیقت و آرامبخش زندگی انسانها بوده و هست . پس شایسته است که ما از این نور هدایت روشنی جوییم و به آن رو آوریم و امیدوارم مطالب خوبی در این وبلاگ کسب نموده و دعای گوی این بنده حقیر باشید.
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب