"جانم فدای امام نقی(ع) - هفته پاسداشت مقام امام نقی(ع)



اصحاب‌ و یاران‌ امام‌ دهم‌ (ع‌)
در میان‌ اصحاب‌ امام‌ دهم‌ ، برمى‌خوریم‌ به‌ چهره‌هایى‌ چون‌ " على‌ بن‌ جعفرمیناوى‌ " که‌ متوکل‌ او را به‌ زندان‌ انداخت‌ و مى‌خواست‌ بکشد . دیگر ادیب‌ معروف‌ ، ابن‌ سکیت‌ که‌ متوکل‌ او را شهید کرد . و علت‌ آن‌ را چنین‌ نوشته‌اند که‌ دو فرزند متوکل‌ خلیفه‌ عباسى‌ در نزد ابن‌ سکیت‌ درس‌ مى‌خواندند . متوکل‌ از طریق‌ فرزندان‌ خود کم‌کم‌ ، متوجه‌ شد که‌ ابن‌ سکیت‌ از هواخواهان‌ على‌ (ع‌) و آل‌
على‌ (ع‌) است‌ . متوکل‌ که‌ از دشمنان‌ سرسخت‌ آل‌ على‌ (ع‌) بود روزى‌ ابن‌ سکیت‌ را به‌ حضور خود خواست‌ و از وى‌ پرسید : آیا فرزندان‌ من‌ شرف‌ و فضیلت‌ بیشتر دارند یا حسن‌ و حسین‌ فرزندان‌ على‌ (ع‌) ؟
ابن‌ سکیت‌ که‌ از شیعیان‌ و دوستداران‌ باوفاى‌ خاندان‌ علوى‌ بود ، بدون‌ ترس‌ و ملاحظه‌ جواب‌ داد : فرزندان‌ تو نسبت‌ به‌ امام‌ حسن‌ (ع‌) و امام‌ حسین‌ (ع‌) که‌ دو نوگل‌ باغ‌ بهشت‌ و دو سید جنت‌ ابدى‌ الهى‌اند قابل‌ قیاس‌ و نسبت‌ نیستند . فرزندان‌ تو کجا و آن‌ دو نور چشم‌ دیده‌ مصطفى‌ کجا ؟
آنها را با قنبر غلام‌ حضرت‌ (ع‌) هم‌ نمى‌توان‌ سنجید .
متوکل‌ از این‌ پاسخ‌ گستاخانه‌ سخت‌ برآشفت‌ . در همان‌ دم‌ دستور داد زبان‌ ابن‌ سکیت‌ را از پشت‌ سر درآوردند و بدین‌ صورت‌ آن‌ شیعى‌ خالص‌ و یار راستین‌ امام‌ دهم‌ (ع‌) را شهید کرد .
دیگر از یاران‌ حضرت‌ هادى‌ (ع‌) حضرت‌ عبدالعظیم‌ حسنى‌ است‌ . بنا بر آنچه‌ محدث‌ قمى‌ در منتهى‌ الآمال‌ آورده‌ است‌ : " نسب‌ شریفش‌ به‌ چهار واسطه‌ به‌ حضرت‌ امام‌ حسن‌ مجتبى‌ علیه‌ السلام‌ منتهى‌ مى‌شود ... " از اکابر محدثین‌ و اعاظ‌م‌ علماء و زاهدان‌ و عابدان‌ روزگار خود بوده‌ است‌ و از اصحاب‌ و یاران‌ حضرت‌ جواد (ع‌) و حضرت‌ امام‌ هادى‌ (ع‌) بود . صاحب‌ بن‌ عباد رساله‌اى‌ مختصر در شرح‌ حال‌ آن‌ جناب‌ نوشته‌ .
نوشته‌اند : " حضرت‌ عبدالعظیم‌ از خلیفه‌ زمان‌ خویش‌ هراسید و در شهرها به‌ عنوان‌ قاصد و پیک‌ گردش‌ مى‌کرد تا به‌ رى‌ آمد و در خانه‌ مردى‌ از شیعیان‌ مخفى‌ شد ... " .
" حضرت‌ عبدالعظیم‌ ، اعتقاد راسخى‌ به‌ اصل‌ امامت‌ داشت‌ . چنین‌ استنباط مى‌شود که‌ ترس‌ این‌ عالم‌ محدث‌ زاهد از قدرت‌ زمان‌ ، به‌ خاطر زاهد بودن‌ و حدیث‌ گفتن‌ وى‌ نبوده‌ است‌ ، بلکه‌ به‌ علت‌ فرهنگ‌ سیاسى‌ او بوده‌ است‌ . او نیز مانند
دیگر داعیان‌ بزرگ‌ و مجاهد حق‌ و عدالت‌ ، براى‌ نشر فرهنگ‌ سیاسى‌ صحیح‌ و تصحیح‌ اصول‌ رهبرى‌ در اجتماع‌ اسلامى‌ مى‌کوشیده‌ است‌ ، و چه‌ بسا از ناحیه‌ امام‌ ، به‌ نوعى‌ براى‌ این‌ کار مأموریت‌ داشته‌ است‌ . زیرا که‌ نمى‌شود کسى‌ با این‌ قدر و منزلت‌ و دیانت‌ و تقوا ، کسى‌ که‌ حتى‌ عقاید خود را بر امام‌ عرضه‌ مى‌کند تا از درست‌ بودن‌ آن‌ عقاید ، اطمینان‌ حاصل‌ کند - به‌ طورى‌ که‌ حدیث‌ آن‌ معروف‌ است‌ - اعمال‌ او ، به‌ ویژه‌ اعمال‌ اجتماعى‌ و موضعى‌ او ، بر خلاف‌ نظر و رضاى‌ امام‌ باشد . حال‌ چه‌ به‌ این‌ رضایت‌ تصریح‌ شده‌ باشد ، یا خود حضرت‌ عبدالعظیم‌ با فرهنگ‌ دینى‌ و فقه‌ سیاسى‌ بدان‌ رسیده‌ باشد " .
صورت‌ و سیرت‌ حضرت‌ امام‌ هادى‌ (ع‌)
حضرت‌ امام‌ دهم‌ (ع‌) داراى‌ قامتى‌ نه‌ بلند و نه‌ کوتاه‌ بود . گونه‌هایش‌اندکى‌ برآمده‌ و سرخ‌ و سفید بود . چشمانش‌ فراخ‌ و ابروانش‌ گشاده‌ بود . امام‌ هادى‌ (ع‌) بذل‌ و بخشش‌ بسیار مى‌کرد . امام‌ آن‌ چنان‌ شکوه‌ و هیبتى‌ داشت‌ که‌ وقتى‌ بر متوکل‌ خلیفه‌ جبار عباسى‌ وارد مى‌شد او و درباریانش‌ بى‌درنگ‌ به‌ پاس‌ خاطر وى‌ و احترامش‌ برمى‌خاستند .
خلفایى‌ که‌ در زمان‌ امام‌ (ع‌) بودند : معتصم‌ ، واثق‌ ، متوکل‌ ، منتصر ، مستعین‌ ، معتز ، همه‌ به‌ جهت‌ شیفتگى‌ نسبت‌ به‌ قدرت‌ ظ‌اهرى‌ و دنیاى‌ فریبنده‌ با خاندان‌ علوى‌ و امام‌ همام‌ حضرت‌ هادى‌ دشمنى‌ دیرینه‌ داشتند و کم‌ و بیش‌ دشمنى‌ خود را ظ‌اهر مى‌کردند ولى‌ همه‌ ، به‌ خصال‌ پسندیده‌ و مراتب‌ زهد و دانش‌ امام‌ اقرار داشتند ، و این‌ فضیلتها و قدرتهاى‌ علمى‌ و تسلط وى‌ را بر مسائل‌ فقهى‌ و اسلامى‌ به‌ تجربه‌ ، آزموده‌ و مانند نیاکان‌ بزرگوارش‌ (ع‌) در مجالس‌ مناظ‌ره‌ و احتجاج‌ ، وسعت‌ دانش‌ وى‌ را دیده‌ بودند . شبها اوقات‌ امام‌ (ع‌) پیوسته‌ به‌ نماز و طاعت‌ و تلاوت‌ قرآن‌ و راز و نیاز با معبود مى‌گذشت‌ . لباس‌ وى‌ جبه‌اى‌ بود خشن‌ که‌ بر تن‌ مى‌پوشید و زیر پاى‌ خود حصیرى‌ پهن‌ مى‌کرد . هر غمگینى‌ که‌ بر وى‌ نظر مى‌کرد شاد مى‌شد . همه‌ او را دوست‌ داشتند . همیشه‌ بر لبانش‌ تبسم‌ بود ، با این‌ حال‌ هیبتش‌ در دلهاى‌ مردم‌ بسیار بود.
در وجود مقدس امام نقی (ع) ویژگی های اخلاقی پسندیده می درخشید. امامت، کمال و دانش و فضیلت و سرشت و اخلاق نیک از فرازهای اخلاقی این امام همام است.
خداوند به قدرت بی منتها و دانش وسیع خود، گنجینه هایی از دانش خود را بر خاندان رسالت افاضه و موهبت فرموده و ایشان را به زیور دانش آراسته است، این گنجینه ها، مجموعه اسرار علوم و معارف است که خداوند آن را دراختیار امامان شیعه که راهبران حقیقی بشر هستند، قرار داده است.
امام نقی (ع) که در زمره امامان شیعه و از خاندان رسالت است، نیز از ویژگی دانشی گسترده و جامع برخوردار است، طوری که سمبل های دانش و فرهنگ وی، عقول را حیران و اندیشه ها را به اعجاب واداشته است.
امام دهم همچون پدران و اجداد بزرگوار خود در علم و دانش سرآمد روزگار بود. درخشش او در مدت حیاتش احترامی شگفت در قلوب همگان ایجاد کرده بود. نامه آن حضرت در رد پیروان معتقد به تفویض و جبریون و اثبات عدل و حد مابین جبر و تفویض، از فرازهای شگفت آور دوره امامت، امام هادی محسوب می شود و بسیار مورد تعمق و توجه می باشد.
امام نقی (ع) در این نامه، نظریه پیروان هر دو عقیده را با منطقی ترین اصول مردود اعلام کرده و اسراری از علوم و حقایق آن را پاسخ فرموده است.
با توجه به اینکه خداوند دارای عدل و انصاف و حکمت بالغه است، پس اوست که می تواند هرکس را بخواهد از میان بندگان خود برای ارسال پیامش و تبلیغ رسالتش و اتمام حجت بر بنده هایش برگزیند. گوشه ای دیگر از دریای بیکران دانش امام نقی (ع) در تاریخ خطیب بغدادی تجلی دارد. او به شهادت خود دانش امام را متذکر شده و در مقام اثبات آن می گوید:
روزی یحیی بن اکثم در مجلس واثق خلیفه عباسی که جمعی از علماء و فقها حضور داشتند، سؤال کرد که چه کسی سر حضرت آدم (ع) را هنگامی که حج به جا آورد، تراشید؟
تمام حضار در پاسخ آن عاجز ماندند، واثق گفت: هم اکنون من کسی که جواب این سؤال را بدهد حاضر  می کنم، سپس شخصی را بدنبال حضرت نقی (ع) فرستاد و وی را به دربار خلیفه دعوت کرد. امام نیز دعوت را پذیرفت و برای اظهار و بیان حقیقت به دربار واثق رفت. خلیفه پرسید: ای ابوالحسن به ما بگو چه کسی سر حضرت آدم را هنگام حج تراشید؟ امام فرمود: ای واثق ترا به خدا سوگند می دهم که ما را از بیان و جواب آن معاف کنی، خلیفه گفت: ترا سوگند می دهم که جواب را بفرمایی!
امام فرمود: اکنون که قبول نمی کنی، پس می گویم. پدرم مرا از جدم خبر داد و جدم از جدش که رسول خدا باشد، اطلاع داد که فرمود: برای تراشیدن سر آدم جبرئیل مأمور شد یاقوتی از بهشت آورد و به سر آدم کشید تا موهای سرش بریزد.
در مورد جاذبه اجتماعی و نفوذ سیاسی امام نقی (ع) فقط می توان همین را گفت که یکی از تجلیات و تشعشعات پرشکوه خداوند و تابش منبع فیاض نور حق در وجود امام نقی (ع) متجلی و منعکس شده و از وجود حضرت نیز مانند آینه ای که انوار گوناگون را در خود انعکاس می دهد، ساطع بوده است. کسی را در عصر پیشوای دهم، توان نگاهی ممتد و حتی لحظه ای کوتاه به چهره او نبود. به محض نظر به رخسار پرفروغش آثار ضعف و سستی و ترس بر قلب ها سایه می افکند. در کتاب های تاریخی آمده است که حضور امام در هر مجلسی مورد تجلیل و احترام عمیق بود و خواسته و ناخواسته اطرافیان را تحت تأثیر و نفوذ قرار می داد و همنشینان وی همواره آرزوی مجالست و مراودت او را در سر داشتند.
 با آنکه متوکل بارها در صدد بود تا به بهانه قیام مسلحانه امام دهم را از میان بردارد، ولى هیچ گاه به این بهانه دست نیافت. با این حال، نتوانست حیات شریف آن حضرت را که مانع خودکامگیهاى او به عنوان محور تفکر اسلامى بود و همچون مرکزى که شیعیان بر گرد آن پروانه ‏وار می چرخیدند، تحمل کند، لذا ایشان را بنا به روایتى، در تاریخ سوم رجب سال 245هجرى به شهادت رساند.
امام دهم در حالى که هشت سال و پنج ماه از عمر شریفشان می گذشت، به مقام امامت نایل شدند و پس از سى و سه سال به شهادت رسیدند و در سامرا دفن شدند (صلوات الله وسلامه علیه وعلى آبائه وأبنائه الطاهرین).
 
 در خاتمه باید متذکر شویم که امام هادی (ع) اصحاب فراوانی دارند که بسیاری از آنها فخر شیعه هستند و از جمله‌ آنها حضرت عبدالعظیم حسنی است که در شهر ری مدفون است. او از اعاظم روات است و حضرت هادی به او خیلی احترام می گذاردند. او کسی است که ایمان را خدمت حضرت هادی به این صورت عرضه داشت:
خدا یکی است و شبیه برای او فرض نمی شود، جسم نیست بلکه خالق جسم است. همه چیز را خلق نموده است و همه چیز به دست او است و او مالک آنها است. محمد صلی الله علیه و آله پیامبر است و او آخر پیامبران است که پیامبری بعد از او نخواهد آمد و دین او پایان همه ادیان است، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب وصّی پیامبر است و بعد از امیرالمؤمنین، حسن و حسین و علی بن حسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی و بعد از او فرزندش که غایب می شود و روزی ظاهر می شود و جهان را انبوه از عدل می کند بعد از آنکه ظلم انبوه باشد. عبدالعظیم گفت: اقرار دارم و می گویم دوست شما دوست خدا و دشمن شما دشمن خدا است. اطاعت شما اطاعت خدا و مخالفت شما مخالفت خدا است. به معراج و سؤال در قبر و بهشت و جهنم و صراط و میزان اعتقاد دارم و همه آنها حق است و می دانم که قیامت آمدنی است. و بر واجبات الهی که نماز، روزه، زکات، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر است اقرار دارم. حضرت فرمودند: ای ابوالقاسم این دین پسندیده است، خداوند را بر آن ثابت بدارد.
عبدالعظیم رحمه الله دین اعتقادی را عرضه داشت زیرا تنها اعتقاد نمی تواند موجب نجات باشد. دینی موجب نجات است که توأم با عمل باشد. از این جهت حضرت نقی (ع) ایمان را چنین فرموده اند. ابودعامه می گوید: به عیادت حضرت هادی رفتم آن بزرگوار فرمودند: چون به عیادت من آمدی بر من حقی پیدا کرده ای، برای ادای حقت روایتی از پدرم که از پدرانش و از امیرالمؤمنین و او از رسول اکرم علیه السلام نقل کرده است می گویم:
قال رسول الله الایمان ما وقّدته القلوب وصدقته الاعمال.
ایمان چیزی است که در دل جایگزین شده است و اعمال، گفتار و کردار آن را تصدیق می کند.
از این جهت در قرآن شریف و روایات اهل بیت فراوان دیده می شود که از افرادی که مرد عمل نیستند سلب ایمان شده است."



  • شهادت‌ امام‌ هادى‌ (ع‌)
    لذا ایشان را بنا به روایتى، در تاریخ سوم رجب سال 245هجرى بوسیله‌ زهر به‌ شهادت‌رسید . در سامرا در خانه‌اى‌ که‌ تنها فقط فرزندش‌ امام‌ حسن‌ عسکرى‌ بر بالین‌ او بود . معتمد عباسى‌ امام‌ دهم‌ را مسموم‌ کرد . از این‌ سال‌ امام‌ حسن‌ عسکرى‌ پیشواى‌ حق‌ شد و بار تعهد امامت‌ را بر دوش‌ گرفت‌ . و در همان‌ خانه‌اى‌ که‌ در آن‌ بیست‌ سال‌ زندانى‌ و تحت‌ نظر بود ، سرانجام‌ به‌ خاک‌ سپرده‌ شد .


    زن‌ و فرزندان‌ امام‌ هادى‌ (ع‌)
    حضرت‌ هادى‌ (ع‌) یک‌ زن‌ به‌ نام‌ سوسن‌ یا سلیل‌ و پنج‌ فرزند داشته‌ است‌ .
    1 -
    ابومحمد حسن‌ علیه‌ السلام‌ ( امام‌ عسکرى‌ (ع‌) یازدهمین‌ اختر تابناک‌
    ولایت‌ و امامت‌ است‌ ) .
    2 -
    حسین‌ .
    3 -
    سید محمد که‌ یک‌ سال‌ قبل‌ از پدر بزرگوارش‌ فوت‌ کرد ، جوانى‌ بود
    آراسته‌ و پرهیزگار که‌ بسیارى‌ گمان‌ مى‌کردند مقام‌ ولایت‌ به‌ وى‌ منتقل‌ خواهد شد .
    قبر مطهرش‌ که‌ مزار شیعیان‌ است‌ در نزدیکى‌ سامرا مى‌باشد .
    4 -
    جعفر .
    5 -
    عایشه‌ ، یا به‌ نقل‌ شادروان‌ شیخ‌ عباس‌ قمى‌ " علیه‌ " .

  ۵یادگار از امام علی النقی علیه‌السلام
 
 
از امام علی النقی علیه السلام چند یادگاری برای ما رسیده است که متاسفانه در بین شیعیان نیز غریب می باشند. در این مجال مختصرا آنها را یادآور می شویم.
 
 
از امام علی النقی علیه السلام چند یادگاری برای ما رسیده است که متاسفانه در بین شیعیان نیز غریب می باشند. در این مجال مختصرا آنها را یادآور می شویم.

۱- زیارت جامعه کبیره

درباره زیارت جامعه کبیره که اقیانوسی مواج از معارف الهی و مضامین عالی مشتمل بر معرفی مقام ائمه علیهم السلام است؛ در این مختصر نمی‌گنجد. اما به همین میزان می توان اشاره کرد که زیارت جامعه که به تعبیر علامه مجلسی(ره) از نظر سند و روایت از صحیح‌ترین و قوی‌ترین زیارات ائمه علیهم السلام است یادگاری عظیمی است که در حرم هر یک از ائمه معصومین علیهم‌السلام آن زیارت را می‌خوانیم.

۲- زیارت غدیریه

زیارت غدیریه نیز سندی بسیار معتبر دارد و روایتگران و گزارشگران آن از بزرگان شیعه هستند، این زیارت مربوط به روز عید غدیری که امام هادی علیه السلام در سفری که به اجبار متوکل از مدینه به سامرا داشتند. در نجف اشرف بودند و این زیارت را خطاب به قبر مطهر جدّ بزرگوارشان حضرت علی(علیه‌السلام) قرائت کردند.

دوستداران اهل بیت از این نکته غافل نباشند که زیارت غدیریه مثل زیارت عاشورا که مخصوص روز عاشورا نیست؛ این زیارت هم مخصوص روز عید غدیر نیست و خوشبختانه محدث قمی نیز این زیارت را به طور کامل در کتاب شریف مفاتیح الجنان آورده‌اند و بر این نکته که هر روز می‌توان این زیارت را قرائت کرد، تصریح دارد.

۳- دعای کوتاه در کنار قبر مبارک آن حضرت

امام هادی(علیه السلام) آنقدر مهربان است و آنقدر برای زائران و دوستداران و شیعیان خیر می‌خواهند که فرمودند: از خدا خواسته‌ام که هر کس این دعا را در کنار قبر من بخواند ناامید برنگردد:

زیارت غدیریه نیز سندی بسیار معتبر دارد و روایتگران و گزارشگران آن از بزرگان شیعه هستند، این زیارت مربوط به روز عید غدیری که امام هادی علیه السلام در سفری که به اجبار متوکل از مدینه به سامرا داشتند. در نجف اشرف بودند و این زیارت را خطاب به قبر مطهر جدّ بزرگوارشان حضرت علی(علیه‌السلام) قرائت کردند «یا عُدَّتى عِنْدَ الْعَُدَدِ وَ یا رَجآئى وَالْمُعْتَمَدَ وَ یا کَهْفى وَالسَّنَدَ یا واحِدُ یا اَحَدُ وَ یا قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ اَسْئَلُکَ الّلهُمَّ بِحَقِّ مَنْ خَلَقْتَ مِنْ خَلْقِکَ وَلَمْ تَجْعَلْ فى خَلْقِکَ مِثْلَهُمْ اَحَداً صَلِّ عَلى جَماعَتِهِمْ وَافْعَلْ بى کَذا وَ کَذا ؛ اى ذخیره من در برابر ذخیره‌ها و اى امید من و تکیه‌گاهم و اى پناهگاه، و پشت و پناهم اى یگانه‌اى یکتا و اى که درباره خود فرمودى: بگو خدا یکى است، از تو خواهم. خدایا به حق هر کس از آفریدگانت خلق کردى و هیچ کس را مانند آنها در میان آفریدگانت قرار ندادى درود فرست بر گروه آنها و درباره من چنین و چنان کن.(در اینجا حاجات خود را بگویید

۴- نماز بالای سر در حرم حضرت رضا علیه السلام

ایشان فرمودند: هر کس از خداوند حاجتی دارد پس قبر جدم حضرت رضا را در طوس زیارت کند و دو رکعت نماز نزد قبر او بگزارد و در قنوت نماز حاجتش را طلب کند خداوند دعایش را اجابت می کند مگر اینکه در مورد گناه یا قطع رحم باشد. بر اساس این فرمایش امام هادی(علیه السلام) سزاوار است که از این پس که به مشهد مقدس و حرم مطهر رضوی مشرف می شویم در نماز بالای سر از خدای متعال حوائجمان را طلب کنیم و به یاد این یادگار ارزشمند امام هادی(علیه السلام) هم باشیم.

۵- پنجمین یادگار تعقیب نماز

از علی بن مهزیار روایت شده که محمدبن ابراهیم به حضرت امام علی النقی علیه السام نامه ای نوشت که اگر مصلحت میدانید به من دعایی تعلیم دهید که بعد از هر نماز بخوانم تا خداوند به سبب آن خیر دنیا و آخرت به من عنایت فرماید. امام هادی علیه السلام این دعا را آموزش دادند.

«
اَعُوذُ بِوَجْهِکَ الْکَریمِ وَ عِزَّتِکَ الَّتى لا تُرامُ وَ قُدْرَتِکَ الَّتى لا یَمْتَنِعُ مِنْها شَىْءٌ مِنْ شَرِّ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَ مِنْ شَرِّ الاَْوْجاعِ کُلِّها وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ؛ پناه برم به ذات بزرگوارت و به عزتت که مورد دستبرد نیست و قدرتت که چیزى از آن خوددارى نتواند، از شر دنیا و آخرت و از شر تمامى دردها و جنبش و نیروئى نیست جز به خداى والاى بزرگ.

/ 0 نظر / 19 بازدید